تختی ها هرگز نمی میرند(2):
مرحوم تختی با درخشش زود هنگام خود در میادین ورزشی توجه همگان و بالاخص مردم عادی و فقیر را به خود جلب نمود ، چنانکه با دیدن او در کوچه و بازار گوئی یار و مدد کار خویش را می دیدند. این پیشرفت زود هنگام و استقبال بی نظیر مردم از تختی ، حسادت دربار را به همراه داشت. این حسادت خصوصأ ، علیرضا پهلوی را که یک چندی مسئولیت فدراسیون ورزش رژیم را بر عهده داشت بیشتر از هر چیزی می آزرد . یک ، دو بار در مجالس ورزشی با ورود علیرضا کمترین استقبال از او به عمل آمد و همزمان با ورود مرحوم تختی ، فریاد های تختی ما خوش آمدی ، سرور ما خوش آمدی باعث شد تا علیرضا پهلوی به حالت قهر مجلس ورزشی را ترک نماید . این گونه استقبال های مردمی و حکایت هایی که از جوانمردی های او در میادین ورزشی بیان می شد هر چه بیشتر تنفر دربار و شاه را از محبوبیت تختی در بین توده ها باعث می شد .اوج این تنفر و برای اولین بار در سال 1338 اتفاق افتاد و این زمانی بود که ورزشکاران مدال آور ایرانی در مسابقات بین المللی به پیروزی های درخشانی نایل آمدندو در ملاقاتی که با شاه داشتند ، مرحوم تختی حاضر به بوسیدن دست شاه نشد برای محمدرضا شاه این عمل تختی اوج ذلت محسوب می شد .ادامه این عمل و سرایت آن به سایر دوستان ورزشکار تختی عاملی بر مرگ او توسط ساواک گردید . پس از آنکه ساواک نتوانست از طریق پول و وعد های چون پست و مقام تختی را به اطاعت از رژیم و مدح شاه وادار نماید به دنبال بهانه ای بود تا بدون صدا و در اختفاء مطلق از خطری که از جانب او ،رژیم را تهدید می کرد رهائی یابد . این بهانه در حادثه دلخراش زمین لرزه بوئین زهرا که جان هزاران نفر از هم وطنانمان را گرفت به وقوع پیوست . در جریان این حادثه مرحوم تختی به طور خود جوش اقدام به جمع آوری کمک های مردمی برای زلزله زدگان بوئین زهرا نمود و از انجائی که به مسئولان رژیم در جمع آوری کمک های مردمی اعتمادی نداشت ، خود در بازار و کوچه پس کوچه های تهران به راه افتاد و سیل کمک های مردمی با حضور تختی در صحنه به نهایت خود رسید . از آنجا که شاه و دربار می حواستند از این حادثه به نفع خود بهر برداری نمایند و مردم توجهی به این کمک ملوکانه نداشتند ، زمینه را برای دخالت ساواک فراهم نمود و از او خواستند تا هرچه زودتر از این اقدام انسان دوستانه دست بردارد و چون تختی حاضر به این کار نشد با ارعاب و تهدید مجبورش ساختند تا به خانه اش باز گردد از این زمان تا سال 1346 که او را ناجوانمردانه به قتل رساندند ، حقوق و مزایای او را از فدراسیون کشتی قطع نمودند و حتی اسم او را از لیست ورزشکاران ایرانی حذف نمودند . خانه محقر او که با مدال های جونمردانه اش زینتی دو چندان یافته بود با این حرکت رژیم به جولانگاهی برای مبارزه با حکومت تبدیل شد . مرحوم تختی با روی آوردن به کار و تلاش و کمک به مردم از طریق محبوبیتی که در بین آنها داشت به زندگیش رنگ و بوی دیگری داد . رژیم منحوس ستم شاهی که تاب این مردانگی و غیرت را نداشت و سر سختی و سازش ناپذیری تختی را دید ، همت بر قتلش نمود . با ترفند او را به هتل آتلانتیک کشاندند و به قتل رساندند. بارها مرحوم تختی برای دوستانش بیان داشته بود که او را خواهند کشت . ساواک تمامی اسناد مربوط به این قتل را از بین برد تا رد پائی از خود به جا نگذارد . پس از پیروزی انقلاب اسلامی هیچ سندی دال بر دخالت ساواک در این ماجرا یافته نشد . ولی سر به نیست کردن کارگر بی چاره غسالخانه که پیکر شکنجه شده تختی را غسل داده بود و مخفیانه دفن کردن پیکر او در ابن بابویه و شهادت هتلدار که مرحوم تختی را پیش از یافته شدن جسدش در هتل با چند مرد ناشناس شیک پوش دیده بود ، همه گواهی بر این جنایت حکومت داشت . یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386


