فرح و رضا پهلوی
از فقر تا فقر(2):
فرح درخانه دائی که وضع چندان مناسبی از نظر مالی نداشت وارد مدرسه ایتالیائی ها و از سن ده سالگی وارد مدرسه فرانسوی ژاندارک شد و دوران متوسطه را در همین مدرسه گذرانید . هم مدرسه ایتالیائی ها و هم مدرسه ژاندارک که زیر نظر راهبه های ایتالیائی و فرانسوی اداره می شدند ، زیر مجموعه کلیسای کاتولیک بودند. پس از اتمام تحصیلات متوسطه کوشید تا در رشته پزشکی دانشگاه تهران وارد شود ولی نا کام ماند . در این زمان رضا قطبی ، پسر دائی فرح و دوست بسیار نزدیک او برای ادامه تحصیل به فرانسه فرستاده شد. دور شدن رضا که فرح او را برادر خود می دانست باعث افسردگی او شد . این مسئله باعث شد تا محمد علی قطبی او را نیز به فرانسه اعزام نماید . ورود فرح به فرانسه آغاز دوران جدیدی در زندگی او بود چرا که پس از گذشت چندی علاوه بر ورود به هنرستان معماری و طراحی در پاریس به زودی وارد فعالیت های سیاسی شد و به حزب توده ایران پیوست و همین مسئله نقطه ورود اوبه در بار و همسر شاه شدن بود . فرح توسط پسر دائیش رضا قطبی و کریم پاشا بهادری (نامزد و رفیقه بعدی فرح ) به فعالیت های سیاسی وارد شد و بلافاطله اسم او در لیست دانشجویان ایرانی مخالف رژیم از سوی ساواک به ثبت رسید .
دروران زندگی او در پاریس هر روز سخت تر می شد خصوصأکه پول ناچیزی که دائیش برای او می فرستاد بسیار ناچیز بود از این رو به کار شبانه و پرستاری کودک روی آورد و بر اساس شواهدی حتی به دختری تلفنی (روسپی ) تبدیل شد. زندگی او در فرانسه تأثیرات دیگری را هم برای او به همراه داشت از جمله به خاطر آنکه دوران کودگی و تحصیلات ابتدایی رانزد معلمان فرا نسوی و ایتالیا یی گذرانند بود تربیت غربی داشت وکاملا اروپایی مآب بود . هرگز به مطالعه متون فارسی علاقه نشان نمی داد . سلیقه اش گاه کاتولیک و گاه اسپارت مأب بود . مطالعاتش معمولا به زبان فرانسه و انگلیسی بود . برخی می گویند که او توسط انوشیروان رئیس فیروز به فعالیت های چپگرایانه کشیده شد . همیشه غذای حاضری می خورد و به شیر و چای علاقه مفرطی داشت . اوقات بیکاری را به شنا می پرداخت و به این سرگرمی بسیار علاقه مند بود. در کنار ساحل سن بود که با کریم پاشا بهادری خواستگار بعدی خود آشنا شد و در سال 1338 در یک جشن کوچگ با حضور دوستان و تنی چند از دانشجویان ایرانی مقیم پاریس ، مراسم نامزدی خود را برگزار نمودند . روحیه ای مخالف و متضاد داشت . غالب شب ها از خواب بیدار می شد و احساس خفقان می کرد . لباس های نازک می پوشید . نفرت خود را از اشخاص و اشیاء کتمان نمی کرد . آنچه را مورد پذیرش عامه بود نفی می کرد و آنچه را مورد پذیرش غامه نبود می پسندید.
فرح همیشه از مادرش و زندگی محقرانه ای که داشت تعریف می کرد و ابائی از بیان حقایق زندگی خود نداشت . خیلی به لاغری علاقه داشت و دائم برای این مورد سرکه می نوشید به گونه ای که به سرفه خفیف مبتلا شد که دائم با او بود.ازدواج ا و با شاه هم یک امر کاملا تصادفی بود که در پست بعدی بدان خواهم پرداخت.
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386

