فرح پهلوی
از فقر تا فقر: از نظر علم الاجتماع ، و در مبحث فقر ، علماء را عقیده بر این است که واژه فقر بر دوموضوع دلالت دارد یکی : فقرمادی یا همان که از آن با عنوان فقر اقتصادی هم یاد شده است و دومی :فقر معنوی که از آن با عنوان فقر فرهنگی هم یاد می شود . در این پست بر آن نیستم که در این موضوع قلم فرسائی نمایم ، فقط آنچه می خواهم بگویم در این چهار چوب خواهد بود .راستش را بخواهید جان کلامم این است که هولناک ترین فقر مبتلابه هر انسانی می تواند فقر فرهنگی باشد که متأسفانه امروزه هم بسیاری از ما به آن گرفتاریم بدون آنکه خود از این موضوع آگاه باشیم .مثال ساده ای بزنم که شاید بسیاری از ما در کوچه و خیابان با ان رو به رو شده ایم ، خانواده جنتلمنی را در نظر بگیرید که سوار بر آخرین مد ماشین اند و در مقابل چشم شما و ما ، ناگهان شیشه اتومبیل خود را پائین می کشند و پوست میوه یا امثال آنها را حواله خیابان می نمایند ، بدون کوچک ترین واهمه ای، از این رو است که در اخبار سراسر اعلام می شود که از ابتذای سال جاری تا امروز مبلغ چند میلیون ریال بابت ریختن زباله در خیابان های کشور از سوی خانواده ها ، جریمه نقدی صادر شده است . این از نظر من جزء فقر فرهنگی معنی دیگری نمی دهد در اینجا از دید تاریخی به این مهم خواهم پرداخت .
فرح دیبا ،همسر سوم و اتفاقی شاه جزءهمین تیپ افرادی بود که فقراقتصادی و فرهنگی ، هر دو را تجربه نمود و آخر کار به غارت روی آورد ، بخوانید:
فرح دیبا ، تنها فرزند استوار سهراب دیبا ، کارمند دادستانی ارتش شاهنشاهی بود . سهراب در سال 1315 و زمانی که به رشت منتقل شد با دختری به نام فریده قطبی ، شاگرد خیاط خانه ، خانم شرفی آشنا شد و این آشنائی باعث ازدواج سهراب با فریده خیاط شد . سهراب در سال 1316 به زاد گاه خود تبریز منتقل شد و به سپاه یکم آذربایجان پیوست و در محله ششکلان تبریز ساکن شد (خانه پدری ) . یگانه فرزند سهراب یعنی فرح در همین خانه و در سال 1317 پا به دنیا گذارد . چندی پس از تولد فرح ، سهراب به سرطان معده مبتلا شد و درگذشت . فرح تا 5 سالگی با مختصر پولی که مادرش از خیاط خانه ، خانم شرفی بدست می آورد بزرگ شد و در 6 سالگی مادرش او را با خود به تهران برد و او را به تنها دائیش ،محمد علی قطب ، آموزگار مدرسه ابتدای تبریز سپرد و خود به تبریز بازگشت و در خانه تاجر ، تبریزی به نام اپیک چی مشغول به کلفتی شد و مدتی بعد به عقد موقت او در آمد و چند سالی در عقد او باقی ماند و پس از آن جدا شد و در تبریز برای خود خیاط خانه ای دایر نمود. در این مدت سرنوشت فرح در تهران به گونه ای دیگر بود که در پست بعدی بدان خواهم پرداخت. پس تا بعد...
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386


