تبليغاتX
ًًً WWW.SIF86.blogfa.com


ًًً WWW.SIF86.blogfa.com

تاریخی و اجتماعی و فرهنگی

 

                              کودتا در کودتا(2)

پیش از این و در پست قبلی اشاره ای به کودتای سرهنگ فولادین داشتم . در این مقاله به بازگو کردن یکی دیگر از کودتا های نافرجام  عصر پهلوی اول که از رسته ی نظامیان جدید بود خواهم پرداخت . کودتای نافرجام جدید با هدایت و رهبری مرحوم محسن جهانسوز ی انجام گرفت و اگر چه نافرجام ماند ، حکایت از روح بلند این جوان ایران داشت . با هم به این ماجرا بپردازیم :

محسن جهانسوزی فارع التحصیل رشته ی حقوق  دانشگاه تهران بود . در زمینه ی تاریخ ایران وجهان ونیز در در مسائل سیاسی اطلاعات وسیعی داشت . به زبان فرانسه مسلط بود . در سال 1317 کتاب پر سر و صدای نبرد من ، اثر آدلف هیتلر را به فارسی ترجمه کرد . او با دارا بودن افکار شدید ناسیونالیستی ، رضا شاه را عامل انگلیسی ها می دانست و ادامه حکومت او را به زیان کشور می دید.وی با چنین نظریه ای از ابتدا تحصیل در دانشگاه تهران در صدد بر آمد با ایجاد یک سازمان مخفی از جوانان تحصیل کرده و نظامیان و توسعه ی ان ، زمینه را برای فعالیت های سیاسی و مبارزه علیه رضا شاه فراهم سازد .

جهانسوزی هنگام خدمت وظیفه در دانشکده ی افسری چند تن از دانشجویان و افسران را با افکار و نظریات خود آشنا و با جلب توافق آنها هسته ی مرکزی سازمان مورد نظر را که هدف آن بیداری مردم ومبارزه علیه رژیم بود پایه گذاری کرد . ولی عمر این سا زمان بسیارکوتاه بود. در پاییز 1318 خبر فعالیت اعضای گروه و گرد همایی در منازل یک دیگر وسرانجام گزارش یکی از افراد به سر لشگر یزدان پناه فرماند دانشکده افسری موضوع به ( رضا شاه ) اطلاع داده می شود و سرپاس مخداری  رییس شهربانی دستور تعقیب و دستگیری متهمین را صادر می کند . از میان 87 تن  بازداشت شدگان متهم به عضویت در گروه جهانسوزی 38 تن تسلیم دادگاه شدند و دادگاه نظامی احکامی شامل ، اعدام ،زندان ، و منع پیگرد برای آنان صادر شد. روز 22 اسفند 1318 جهانسوزی 24 ساله در برابر جوخه ی اعدام قرار گرفت و با فر یاد زنده باد ایران تیر باران شد

روحش قرین آرامش باد.

  

 

                                                                            

 

      

 

  

نوشته شده در یکشنبه 1388/07/26| ساعت 9:20 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |

                                         

 

 

                                                   کودتا در کودتا(1)

حافظه ی تاریخی ملت ایران بسیاری از وقایع را از ذهن و زبان خود دور نخواهد کرد ، چرا که این امر به معنای فراموشی هویتی است که بی توجهی و از یاد بردن آن تباهی ملتی را در پی خواهد داشت که مهد دلیران ، خردمندان ، عالمان و فقیهان و سر آمد ملل دیروز و امروز بوده است . اگر چه در این بین حوادث و وقایعی  هم اتفاق افتاد که برای گروهی ناخوشایند بود ولی از آنجا که برآیند و دور نمای تاریخی این آب و خاک بوده و هست باز سازی و مرور آنها هویتی دوباره را در اذهان به دنبال خواهد داشت ، از این حیث به این گونه وقایع نگریستن باز خوردی نوین را در حافظه ی تاریخی ملل به همراه خواهد داشت .

کودتای حوت یا اسفند 1299خورشیدی از این دست وقایعی است که دور نمای از خردورزی و وطن دوستی را در بحرانی ترین دور نمای تاریخ ایران به همراه داشت .  

قدرت یابی رضا خان آنگونه که از متن تاریخ ایران زمین بر می آید امری گریز نا پذیر می نمود .این حادثه چه با تدبیر اجنبی به وقوع پیوست ، چه با بهره گیری از اوضاع نابسامان ایران دهه های پس از جنگ جهانی اول ، واقعیت های را از وطن با خود داشت .

از چند و چون این واقعه ی مهم که بگذریم ماحصل کلام در این خواهد بود که کودتای 1299 خورشیدی علارقم اینکه پیروزی سیاست انگلیس را در ایران و خاورمیانه ی سیاسی به همراه داشت ، موج جدیدی از وطن دوستی را نیز در بطن خود پورش داد ، گر چه این موج جدید به سرعت به خاموشی گرایید ،منبعد سرمشقی برای طبقه ی نظامی ایران که ملهم از ایدئولوژی های نظامی غربی و بعضأ شرقی بود ، گردید که نمونه ی بارز آن را در ماجرای افسران ناسیونالیسم مرحوم مصدق (افشار طوس و دیگران ) به گونه ای دیگر شاهد بودیم .

وقوع کودتای 1299 خورشیدی نقطه ی  تازه بر حرکت های وطن خواهانه آن هم در بین نظامیانی بود که رضا شاه با دیدی موشکافانه به گزینش آنها در بدنه ی ارتش خود اقدام کرده بود  با آشکار تر شدن نقش سازمان های اطلاعاتی وامنیتی انگلیس و برخی از افسران این دولت استعماری و نیز پاره ای از سیاسیون ایرانی در این کودتا ، جنبش های ناسیونالیستی خزنده ای در بین افسران گلچین شده ی رضا خان رشد نمود که مهم ترین آنها کودتای سرهنگ پولادین بود

اگر چه برخی از منابع این عصر در تحلیل این کودتا به این نظریه گرایش دارند که به پادشاهی رسیدن رضا شاه و به قدرت رسیدن وی از سربازی به پادشاهی نظامیان دیگر را برای کسب قدرت از طریق کودتا تشویق و ترغیب می کرد و نگارنده نیز به این دید گاه احترام گذاشته ، اما باید گفت افسرانی نظیر سرهنگ فولادین یقینأ به این موضوع واقف بود که به قدرت رسیدن رضا خان قزاق جز با کمک و مساعدت اجنبی (انگلیس )امکان پذیر نبود و نیز دیگر انگلیسی ها نیاز به تجدید این کودتا نداشتن که بخواهند از امثال او حمایت و پشتیبانی نمایند ، در نتیجه می توان این حرکت را در آن بستر زمانی ، حرکتی وطن دوستانه خواند. اما حکایت ماجرا:

در خرداد 1305 ه.ش سرهنگ محمود پولادین ، فرمانده ی هنگ پیاده ی پهلوی که مأموریت حفاظت از کاخ سلطنتی را داشت همراه سرگرد احمدهمایون وسرهنگ روح اله خان اجودان نظامی شاه وسلیمان هایم وکیل مجلس  به اتهام توطئه ی براندازی رضا شاه دستگیر و پس از محاکمه ی نظامی ،سرهنگ پولادین و سلیمان هایم تیر باران و دیگرعاملان کودتا به زندان های طولانی محکوم شدند . سرهنگ پولادین در جنگ جهانی اول فرمانده ی قزاق در آذر بایجان بود و به ارتش آلمان و عثمانی یاری می رساند.   

یکی از افسران زیر دست او ابولقاسم لاهوتی شاعر انقلابی است که به دولت در هجرت پیوست و سپس همراه رجال طرفدار آلمان به هجرت رفت . سرهنگ پولادی و لاهوتی هر دو از آزادیخواهان انقلاب مشروطه بودند و دارای گرایش های شدید ضد روسی و انگلیسی بودند.   

                     

 

نوشته شده در جمعه 1388/07/24| ساعت 5:15 قبل از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |


قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا

src="http://dariushloves2.persiangig.com/Dariush-kod/Dariush-SHAHR-e-GHAM.wma" style="border:1 black solid; background-color:#000000;" width="140" height="65" type="application/x-mplayer2" autostart="true" loop="true" SHOWSTATUSBAR="1" ShowPositionControls="0">
www.bahar-20.com --> Bahar-20 بهاربيست

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست