ًًً WWW.SIF86.blogfa.com
تاریخی و اجتماعی و فرهنگی
با سلام و سپاس به دوست گرامی و بزرگوارم جناب آقای مسعود ناظم الرعایا . احترامأ : در پاسخ به متن ارسالی شما : 1- با صداقت تمام بگویم بنده بسیار بسیار کم و شاید دو ماهی یک بار به سایت سده سرکی می کشم . از این بابت اله وکیلی چیزی از حمله و هوچی گری به شخص شما و سایر دست اندر کاران همایش و سایت سده نخوانده و نشنیده بودم . خدا را شاهد می گیرم که تنها و یک بار آنهم چند روز پیش از آقای علی اکبر فتاحی شنیدم و بسیار ناراحت شدم و اس ام اس شما در چند روز گذشته در خصوص سه ساله شدن انجمن بران سده ، باعث شد که به موضوع اشاره داشته باشم . پس در باره ی شخص بنده و سکوت ی که شما اشاره داشته بودید حاشا و کلا که سکوتم تأیید حرف مخالفان شما و سایر زحمت کشان سایت و همایش نبوده و نیست و آنطور که بیان داشتم از سر بی اطلاعی محض بوده و لاغیر. 2- در متن ارسالی برای جناب عالی به شعری از جلال الدین فارسی اشاره داشتم ، جسارت بنده را ببخشید ، گویا حضرت عالی پیام آن شعر را در نیافتید . اگر بنده یا امثال شما بزرگان قدم در کار پیامبر گونه ( منظورم کار فرهنگی کردن ) گذاشته ایم ، چه باک از مشتی رند که دیگران سیم به ایشان دادند تا بر شما و امثال بنده بزنند. کار فرهنگی کردن و نهادینه کردن فرهنگ نقد به جای هوچی گری و تخریب شخص یا اشخاص ، البته صبر می خواهد و طاقت ، و من با شناختی که از شما دارم ، حائض هر دوی آنانید. 3- خوشبختانه و با کمال خوشبختی ، حزب توده از میان ما رفت ولی متأسفانه فرهنگ تخریب و توهین و افتراء به اشخاص و افراد بدون در نظر گرفتن منزلت و جایگاه اجتماعی آنها که میراث پلید آن قوم بود در میان ما ، اعم از تحصیل کرده و و مؤمن و مذهبی همچنان پا بر جا و ماندگار مانده و ما به خوبی از آن پاسداری می کنیم . بر من و شما و دیگران بزرگان است که با این میراث داران در افتیم و می دانم که اگر ضعفی از خود نشان دهیم البته که بازنده ایم و خناسان را پر و بالی داده ایم که حماقت خود را برگ برنده ی خود در این عرصه تلقی نمایند. و پناه می برم به خدا از شر ایشان که آفتان اجتماعند. 4- جناب عالی از بزرگان ادب فارسی می باشید و بنده شاگرد شما در این عرصه ، ضرورتی نمی بینم که خاطر نشان سازم ( که اگر به زعم شما قصوری از این جانب در این نزاع های سخیف به شما شده است و سکوت بنده و امثال بنده را تأییدی بر حرف مخالفان قلمداد کرده اید ) که شاعر می گوید سکوت سر شار از ناگفته هاست و یا سکوتم از رضایت نیست – دلم اهل شکایت نیست و از این جمله که بسیار می دانید. 5- در پایان : این دو حرف نویسم که بماند – تو چنان بخوان که تو دانی نغمه نیستم که بخوانی یا چیزی چنان که بدانی من درد مشترکم مرا فریاد کن هر گز از مرگ نهراسیده ام اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود هراس من همه باری از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد . به راستی جرم این است !!!!!!!!!!!!!!! پلاس کهنه ی اندیشه را دور باید انداخت زمین بر مغز و پوست کهنگی می تازد امروز چه کم داریم من و تو از درخت و سنگ بی مغز زمین ای دوست بنگر ، بنگر زمین هم پوست می اندازد امروز پلاس کهنه ی اندیشه را دور باید انداخت. رضا شاه و کمال مصطفی آتاتورک به قدرت رسیدن رضا خان در ایران ماجرای است که از منابع و مأخذ گوناگون داخلی و خارجی خوانده و شنیده ایم . ماجرای که از منظر طیف های مختلف روشنفکر در ایران، اعم از روشنفکران سنتی ( در این جا منظور روحانیون و جناح مذهبی ) وروشنفکران تجدد طلب ( در این جا طیف تحصیل کرده ی داخلی و خارجی و آشنا به علوم جدید ) نقد ها و در بسیاری از مواقع حملات همه جانبه ای به آن صورت گرفته و می گیرد . چگونگی به قدرت رسیدن و ماهیت اقدامات انجام شده توسط او در مدت 16 سال دیکتاتوری ، از منظر نظر خیل عظیمی از مذهبیون و پاره ای از روشنفکران لیبرال در راستای سیاست های دولت انگلیس و منافع این کشور در خاورمیانه و خلیج فارس ، تحلیل و تفسیر شد و می شود . از این ماجرا که بگذریم سؤال اساسی در این است که انجام اقدامات اصلاحی در ایران توسط رضا شاه با توجه به محتویات گفته های ژنرال آیرون ساید ، طراح و مجری اصلی کودتای 1299 ه . ش که رضا خان را فردی عامی ، بی سواد ، خشن ، آلوده به مواد مخدر و متمایل به جنس لطیف ، یک دنده و لجوج و محبوب بین هم قطاران نظامی خود و....... توصیف می کند چگونه و از چه مجرای به فکر و ذهن او خطور کرده و او را در اجرای این اقدامات و اصلاحات تشویق کرده است . از تئوری توطئه و وهم که بگذریم پاسخ به این سؤال از دید گاه تاریخی قدری از زوایای پنهانی این ماجرا را مشخص خواهد ساخت و این جانب در این پست بدان خواهم پرداخت . برای حصول به این منظور بایسته است قدری به عقب بازگشته مروری کوتاه بر روند وقایع در ایران پس از جنگ جهالنی اول داشته باشیم . پس از پایان جنگ جهانی اول اتفاقات بسیاری در ایران به وقوع پیوست که هر یک ریشه در بحران های پس از جنگ در ایران داشت و نیز هر یک از ان وقایع به نوبه ی خود زمینه ساز به قدرت رسیدن رضا خان در ایران و انجام کودتای 1299ه.ش شد. برای جلوگیری از اطاله ی کلام و رسیدن سریعتر به پاسخ سؤال ذکر شده ، مبنای تحلیل پاره ای از وقایع مهم در ایران و خارج از ایران که توسط ایرانیان خارج از کشور پایه گذاری و منجر به شکل گیری اقدامات و اصلاحات در فکر و ذهن رضا شاه در ایران شد را از سال 1300 تا 1307 ه.ش قرار می دهیم در دوران جنگ جهانی اول تعدادی از روشنفکران ایرانی که به دلیل مخالفت های نایب السلطنه احمد شاه یعنی ناصر الملک در برلین جمع شده بودند به رهبری سید حسن تقی زاده دست به انتشار مجله ی کاوه زدند . تأکید اصلی مقالات این مجله بر ضرورت استقلال ملی و اصلاحات داخلی به ویژه اصلاحات غیر دینی و آموزشی بود . این روشنفکران بعد ها از تأثیر گذاران فضای فکری و فرهنگی در کشور و از جمله در شخص رضا شاه شدند. از سوی دیگر در همین دوران تعدادی از اصلاح طلبان جوان ایرانی تحصیل کرده در غرب با تأسیس حزب تجدد وارد عرصه ی سیاست ایران شدند . این گروه که اکثریت مجلس پنجم را با حمایت آشکار رضا خان به دست آورده بودند به تبلیغ اصلاحاتی می پرداختند که مایه ی اصلی آنها را ساختن یک جامعه ی مدرن بر اساس ملیت واحد و به وسیله ی حکومتی متمرکزتشکیل می داد . این حزب دارای بر نامه ی اصلاحی مهمی برای ایران بود که در پست بعدی بدان خواهم پرداخت . لازم به ذکر است که برنامه های اصلاحی و اقدامات بعدی رضا شاه دقیقأ برنامه های بود که حزب تجدد و سایر ایرانیان روشنفکر بین داشته بودند. والسلام .
تقدیم به شما
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |


