تبليغاتX
ًًً WWW.SIF86.blogfa.com


ًًً WWW.SIF86.blogfa.com

تاریخی و اجتماعی و فرهنگی

                                                                   به نام حق

بیست و نهم خرداد ماه 1388 برابر با سی و دومین سال وفات زنده یاد دکتر علی شریعتی می باشد . او که به حق ولتر انقلاب اسلامی ایران نام گرفت . نویسنده ضمن تسلیت این روز به تمامی شریعتی دوستان و افکار زنده ی او، در ذیل مروری به زندگی این بزرگوار که برگرفته از ویکی  پدیا می باشد ، پرداخته و در ادامه به چند نیایش ماندنی او اشاره می گردد ، باشد که آنها را آویزه ی گوشمان و زینت بخش فکر مان و عمل به رفتارمان نمائیم.

علی شریعتی در دوم آذر سال ۱۳۱۲ در روستای کوچک و کویری کاهک از توابع مزینان در نزدیکی سبزوار زاده شد. پدرش محمد تقی شریعتی، موسس کانون نشر حقایق اسلام و مادرش زهرا امینی، زنی روستایی متواضع و حساس بود. پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده ملاهادی سبزواری محسوب می‌شد. [۱]

در سال ۱۳۳۱ اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. در تاریخ ۲۴ تیر سال ۱۳۴۷ با پوران شریعت رضوی همکلاسیش ازدواج کرد. [۲]

شریعتی تحصیلات دانشگاهی خود را در مشهد گذراند و تحصیلات عالی خود را در سال ۱۳۴۱ در فرانسه و در رشته ادبیات ادامه داد. در سال ۱۳۴۳ به ایران برگشت و در مرز دستگیر شد. حکم دستگیری از سوی ساواک بود و متعلق به ۲ سال پیش یعنی در هنگام خروج از ایران که به همان دلیل معلق مانده بود و در عین حال لازم‌الاجرا بود. بعد از بازداشت به زندان قزل‌قلعه در تهران منتقل شد. اوائل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت.[۲]

از آبان ماه ۱۳۵۱ تا تیر ماه ۱۳۵۲، به زندگی مخفی روی آورد. ساواک به دنبال او بود و از تعطیلی به بعد، متن سخنرانی‌های شریعتی با اسم مستعار به چاپ می‌رسید. در تیر ماه ۱۳۵۲، علی شریعتی در نیمه شب به خانه‌اش مراجعه کرد و دو روز بعد به شهربانی مراجعه کرد و خودش را معرفی کرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت.[۲] پس از آزادی از زندان ممنوع السخرانی شد ،شریعتی این شرایط را نپذیرفت و تصمیم به هجرت از ایران گرفت. در سال 1356 سه هفته بعد از ورود به ساوتهمپتون انگلستان، به طرز مشکوکی از دنیا رفت. دلیل رسمی مرگ وی حمله قلبی اعلام شد. در عین حال این احتمال که وی خودکشی کرده باشد نیز مطرح می‌شود. شریعتی وصیت کرده بود که وی را در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد دفن کنند، ولی به علت مخالفت رژیم شاه در خاکسپاری جسدش در ایران ، در قبرستانی کنار آرامگاه حضرت زینب خواهر حسین بن علی در شهر دمشق به خاک سپرده شد.

فعالیت‌های سیاسی-انتقادی مرحوم علی شریعتی مزینانی

او تحت تاثیر سنتهای خانواده‌اش، بویژه افکار نوگرایانه پدرش محمدتقی شریعتی، قرار گرفت. پدربزرگش آخوند حکیم و عموی پدرش عادل نیشابوری از دانشمندان فقه، فلسفه و ادب به‌شمار می‌آمدند. پدرش «کانون نشر حقایق اسلامی» مشهد را بنیان نهاد و از مبتکرین و آغازگران جنبش نوین اسلامی به‌حساب می‌آید.

شریعتی از پیرامون به مرکز مبارزه وارد شد و به شاخه مشهد نهضت مقاومت ملی به رهبری سید محمود طالقانی مهندس مهدی بازرگان و یدالله سحابی پیوست. علی شریعتی یکی از سخنگویان و فعالان آتشین این نهضت علیه سلطه و استثمار غرب در ایران بود. فعالیتهای بیدارگرانه‌اش باعث دستگیری او در سال ۱۳۳۶ و انتقال فوری‌اش به زندان قزل‌قلعه در تهران به مدت هشت ماه شد.

پس از قبول شدن در بورس تحصیلی، علی شریعتی برای مدتی دست از فعالیتهای سیاسی کشید و برای ادامه تحصیلات عالیه به فرانسه رفت. او از این دوران برای مطالعه جدی و نیز فعالیت علنی سیاسی در راه احقاق حقوق بشر و آزادی دموکراتیک در ایران، بهره‌برداری خوبی کرد. وی اندکی پس از رسیدن به پاریس به گروه فعالان ایرانی نظیر ابراهم یزدی، ابوالحسن بنی‌صدر، صادق قطب‌زاده و مصطفی چمران پیوست و در سال ۱۳۳۸ سازمانی بنام «نهضت آزادی ایران» (بخش خارج از کشور) بنیان گذاشته شد. حدود دو سال بعد شریعتی دو جبهه تحت نامهای جبهه ملی ایران در آمریکا و جبهه ملی ایران در اروپا را تأسیس کرد. در جریان کنگرة جبهه ملی در ویس‌بادن (جمهوری آلمان فدرال) در اوت ۱۹۶۲، شریعتی با توجه به قدرت فکری‌ و قلمی‌اش، بعنوان سردبیر روزنامه فارسی‌زبان جدیدالانتشار ایرانی در اروپا یعنی «ایران آزاد» انتخاب شد. اولین شماره این نشریه در ۱۵ نوامبر ۱۹۶۲ منتشر گردید. این نشریه دیدگاههای روشنفکران ایرانی خارج و نیز واقعیتهای مبارزات مردم ایران را منعکس می‌کرد.

در ادامه چند نیایش شنیدنی و بی مانند از آن زنده یاد را می خوانیم:

خدایا: عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار.

خدایا: به من قدرت تحمل عقیده مخالف ارزانی کن.

خدایا:مرا از همه ی فظایلی که به کار مردم نیاید محروم ساز

خدایا: مرا هرگز مراد بی شعورها و محبوب نمکهای میوه مگردان.

خدایا:مرا یاری ده تا جامعه ام را بر سه پایه کتاب. ترازو و آهن استوار کنم ودلم را از سرچشمه ی حقیقت. زیبایی و خیر سیراب سازم.
خدایا:رشد عقلی و علمی. مرا از فظیلت تعصب . احساس و اشراق محروم نسازد.
خدایا:مرا همواره . آگاه و هوشیار دار . تا پیش از شناختن درست و کامل کسی یا فکری- مثبت یا منفی – قظاوت نکنم.

 خدایا: جهل آمیخته با خود خواخواهی و حسد  مرا رایگان ابزار فتاله دشمن برای حمله به دوست نساز.
خدایا:قناعت صبر و تحمل را از ملتم باز گیر و به من ارزانی دار.
خدایا: به جامعه ام بیاموز که تنها راه به سوی تو از زمین میگذرد اما به من بیراهه ای میان بر را نشان بده.

خدایا: به هر که دوست میداری بیاموز که : عشق از زندگی کردن بهتر است و به هرکس دوست تر میداری بچشان که : دوست داشتن از عشق برتراست.

 

 

نوشته شده در شنبه 1388/03/30| ساعت 11:29 قبل از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |


قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا

src="http://dariushloves2.persiangig.com/Dariush-kod/Dariush-SHAHR-e-GHAM.wma" style="border:1 black solid; background-color:#000000;" width="140" height="65" type="application/x-mplayer2" autostart="true" loop="true" SHOWSTATUSBAR="1" ShowPositionControls="0">
www.bahar-20.com --> Bahar-20 بهاربيست

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست