تبليغاتX
ًًً WWW.SIF86.blogfa.com


ًًً WWW.SIF86.blogfa.com

تاریخی و اجتماعی و فرهنگی

سؤال دیگری که در این خصوص مطرح است و در حوزه ی دین شناسی مصلحت اندیش است که پاسخی در خور بر آن بیابد والبته این جانب پاسخی بر آن از این حیث نیافتم این موضوع است که اگربر حسین (ع)  مقدر بود که در راه اصلاح امت به شهادت برسد ، پس چرا هنگامی که حر ابن یزید ریاحی  حرکت او را سد نمود ، حسین (ع) از او خواست که او را اجازه ی بازگشت دهد یا او را اجازه دهد که به یکی از سر حدات جهان اسلام برود . اگر او به قصد شهادت رفته بود درخواست او بسیار غیر معقول بود. توجیه هرچه باشد البته چیزی از حرکت حسین (ع) نمی کاهد جز آنکه نفس حرکت او را از واژه ی شهدت در راه خدا فراتر می برد . شاید این جاست که مفهوم این سخن مرحوم شریعتی بر ما بیشتر روشن می شود که اگر ماندیم باید کار حسینی کنیم و اگر وارد شدیم باید کار زینبی کنیم. آنچه می خواهم بگویم این است که ماهیت حرکت حسین در این مرحله ،مقدمه ای است بر اصلاح گری و نه شهادت طلبی که امروزه برخی از دین شناسان مصلحت اندیش آن را حربه ی در مقابل ستیز با ظلم جهانی قرار داده اند.

از دیگر مقولاتی که بر حرکت حسینی حاکم است و نیاز مجدد به باز خوانی دارد آن جاست که پیش از حرکتش به مکه و پس از آن به عراق ، گذشته ازهمسرو فرزاندانش ، عمو زادگان و از همه مهمتر ، خواهرش زینب (س) را با خود همراه می کند . جای تفکر آن جاست که زینب از همسرش در این واقعه جدا می شود و به عبارتی طلاق می گیرد ، آیا زینب دخت علی (ع) ، فاضله ی زمان نمی داند که طلاق در شرع اسلام و عرف جامعه ی اسلامی آن روز چه جایگاهی دارد به درستی که زینب به خوبی بر این مهم واقف بود ، اما چرا در جریان حرکت برادر حاضر به جدائی از همسرش گردید و فرزندانش را نیز در این راه فدا کرد ، آنگونه که دین شناسی مصلحت اندیش می گوید او با این کار خود کربلا را زنده نمود وبا قربانی کردن فرزندانش نهال دین را بارور نمود . و البته می دانیم که دین به تیغ حق از فشل رسته است. نمی دانم آیا چنین توجیه ی را می توان عقلی دانست یا نه ولی میدانم فورأ خواهند گفت عقل انسان از درک امور ماورائی عا جز است و نسبیت حاکم بر عقل نمی تواند در این باره چون و چرا نماید. دین شناسی معرفت اندیش این سؤال را از زاویه ی دیگر و با چراغ دل می بیند و به توجیه آن می نشیند و همین قدر که بدانیم دایره ی امر به معروف و نهی از منکر که بالاترین رکن حرکت حسین (ع) بود ، در این واقعه و حرکت کاملا هویداست و فریاد گر این واقعیت است که خودت را فتح کن نه دنیا را.

تا این جا انچه آمد بر ماهیت حرکت دلالت داشت اما جای بسیاری از سؤالات دراین حرکت همچنان باقی است. می خوانیم که او با 72 تن از یارانش در برابر سپاهی 3000 نفره مقابله نمود . این حرکت اسطوره ی در دین شناسی مصلحت اندیش نمادی بر مظلومیت و بی یاوری و بی کسی حسین (ع) خوانده شد .البته بسیار کوته فکرانه می نمایاند که این عمل او را با از جا کندن درب خیبر توسط پدر بزرگوارشان مقایسه کنیم و از آن به این نتیجه برسیم که حسین نیز رشادت پدر را به ارث نبرده بود. پر معلوم است که با این دید به واقعه ی کربلا نگریستن ریشخند کردن ماهیت حرکتی است که تا جهان هست و ستم سوزی باشد ، پاینده و استوار است .عمل او در این حرکت گویای آن است که امر به معروف و اصلاح امت و احیای سنت رسول اله به داشتن لشکریانی از آمرین نیست که یک تن به تنهای مدخلی برحق شناسی و خدا شناسی خواهد بود و چه نیکو فرمود مولای متقیان ، علی (ع) « هر کس خود را شناخت ، خدای خود را شناخت ».

آری عاشورا را باید اینگونه نگریست و اینگونه باید حسین را پاس داشت که حرکتش درسی از خداشناسی و خود باوری بود.

من اله توفیق.       

نوشته شده در یکشنبه 1388/02/27| ساعت 11:15 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |


قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا

src="http://dariushloves2.persiangig.com/Dariush-kod/Dariush-SHAHR-e-GHAM.wma" style="border:1 black solid; background-color:#000000;" width="140" height="65" type="application/x-mplayer2" autostart="true" loop="true" SHOWSTATUSBAR="1" ShowPositionControls="0">
www.bahar-20.com --> Bahar-20 بهاربيست

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست