ًًً WWW.SIF86.blogfa.com
تاریخی و اجتماعی و فرهنگی
جنبش حسینی در منظر معرفت اندیشانه ی آن: پیش از این و در مباحث پیشین باز نمودیم که سلوک معرف مدارانه در واقعه ی عظیم کربلا راهی است به سوی درک بهتر وعمیق ترنهضت حسینی وتأثیرات این حماسه ی سترگ بر حرکت های ظلم ستیز سده های بعد . ازاین حیث و در این مقال تلاش خواهم نمود پاره ای از چرائی ها که بر این جنبش تاریخی حاکم است را به چالش بکشم و البته ادعایی نیست که دراین میان سؤالاتی مطرح است ، که شاید پاسخ بدان ها و توجیح آنان فراتراز توان این جانب باشد. اما چه باک که در عالم معرفت آنچنان که دکتر شریعتی به تأکید می گوید مهم در افکندن سؤال است و یافتن جوابی بر آن اهمیتی چندان ندارد. در باز خوانی حادثه ای که در گوشه ای کوچک از جهان و در قسمتی از زمانی خاص حادث شد و به دنبال آن تا قیامت تأثیرات خود را خواهد بخشید ، سؤالات و پرسش های مطرح است که در معرفت اندیشی دینی جایگاهی بس بزرگ دارد . نگاهی همه سوی، بدین واقعه پیش از آن که از بزرگی این حادثه بکاهد ، پیچید گی ها ی آن را دوچندان نموده عمق حرکت حسین (ع) را آشکار تر می نماید. بهتر است پیش ازهر نگاهی به آیات قرآن متوسل می شویم: «با دست خویش ، خود و خانواده ی خود را به هلاکت نیفکنید » . از این بعد نخستین سؤالی که بر حرکت امام حسین (ع) وارد است این سؤال است که چرا امام حسین بر خلاف این آیه ی صریح قرآن کریم عمل کرد آیا بدان آگاه نبود ؟ او خود مفسر قرآن و پیام آور مصادیق آن براهل عالم بود وازاین نظر توجیهی بر آن نیست .تفسیر اهل قرآن از این آیه و مشابه آن هر چه باشد ، سؤالی را که مطرح کردیم در حرکت حسین(ع) توجیه پذیر نخواهد کرد. پس به راستی آیا حسین بر قرآن نیز شورید. البته هیچ عقل سلیمی و حتی بنی امیه هم بر این مهم تأکید نکرد و حرکت حسین را بر این مبنا برای سرکوب آن به کار نگرفت چرا که بسیار سفیهانه و کودکانه می دانست که نواده ی پیامبر و مظهر تقوا و امامت خلاف قران و فرموده ی پروردگارش که او را قرین رحمت و لطف خود قرار داده بود ، عمل نماید و مگر نه غیر از این بود که جهاد در راه خدا فرزندو اولاد نمی شناسد . از این رو عمل حسین منافاتی با این پیام وحی نداشت که عمل بدان هم نبود. دومین سؤالی که بر نفس حرکت حاکم است این است که اصولا ماهیت حرکت حسین ازنوع قیام علیه حکومت بود و یا انقلابی در جامعه ی اسلامی گرفتار در جهالت های بدوی آن و این بار در قالب اشرافیت زرو زور مدارانه ی یکی از بی بنیانترین خاندان های پیامبر تبار . پر مسلم است که حرکت حسین علیه السلام از منظر امروزین آن پیش از آن که یک انقلاب باشد ، نهضتی مدارا جویانه از نوع تحول بدون توسل به خشونت بود . اقدات و حرکت های بعدی اونشان ازهمین امر داشت. اما چرا دراین میان نا گزیر به شمشیر پناه برد وحرکت خود را به قیام با سیف رهنمون شد، حکایتی دگر است. سومین سؤالی که بر نفس این حرکت حاکم است و بیشتر در دین شناسی مصلحت اندیش بدان پرداخته می شود و توجیهی برای عوام مصلحت گراست و نه معرفت گرا ، این است که آیا می دانست که کشته می شود یا نه ؟ اگر می دانست پس چرا به این عمل دست زد .آیا این نوعی خودکشی نبود؟ دین شناسی مصلحت گرا بلا درنگ آن را عملی شهادت پرورانه می داند و در توجیه آن می گوید تقدیر پروردگار چنین بود که به سرزمین کربلا وارد شود و چنان که پیامبر نیز وعده داده بود به دست شقی ترین مردم به شهادت می رسید. حال این سؤال مطرح است انسان بر اساس آنچه در قرآن نیز آمده است موجودی مختار و انتخاب گر است ، اگراو باید به این راه قدم می گذاشت و تقدیر برای او چنین رقم زده بود ، اصل اختیار و مختار بودن انسان مورد تردید قرار خواهد گرفت و از رو و براین اساس توجیه حرکت حسین (ع) غیر ممکن می شود. حسین (ع) بااختیار کامل قدم در این راه گذارد و پیش از هر چیز تلاش نمود تا از طریق شیوه ی پدرش ، علی بن ابی طالب (ع) با سکوت و هجرت خود حکومت را به پذیرش غاصب بودنش در خلافت بر مسلمین وادار نماید .در پایان حرکت خود نیز از رویروی با حکومت پرهیز نمود .از این حیث نه آن گونه که دین شناسان مصلحت اندیش می گویند تقدیر چنین بود و او می بایست برود تا به شهادت برسد که در این صورت حرکت و ماهیت جنبش او خدشه دار خواهد شد. این پست ادامه دارد.
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |


