تبليغاتX
ًًً WWW.SIF86.blogfa.com


ًًً WWW.SIF86.blogfa.com

تاریخی و اجتماعی و فرهنگی

 پاسخی به یک آشنا درنگاهی به ماهیت انجمن ها

تا آنجا که به یاد دارم در ایران ما واز منظر تاریخی آن ، سابقه ی ایجاد وتشکیل نخستین انجمن ها به مشروطه ی ایرانی منتهی می گردد. پیش از این زمان و تا آنجا که در تاریخ ایران مطالعه داشته ام این واژه در عرف اجتماعی و ساختار درون گرای جامعه ی ایران ( حد اقل تا این زمان و مقطع ) کار بردی که نداشته ، اصطلاحی مرتزق و وارداتی بوده و هست . بر آن نیستم تا دراین خصوص به نقل بدون مطالعه ی کارشناسانه در این زمینه اقدام نمایم که نه تخصصی در آن دارم و نه هیچ ادعایی . به دنبال آنم تا به پرسشی که از جانب دوستی گرامی در مورد انجمن ادبی باران شده است پاسخ دهم وسرانجام نمی دانم که چه پیش آید و چه مقبول افتد.

آری ، چنان که بیان داشتم ماهیت و شکل گیری انجمن ها درتاریخ ایران ما ، کم از زاده شدن مقوله ی روشنفکری و به دنبال آن چالش های بر آمده بر سر آن نبود . گروهی آن را غرب زده ، گروهی آن را بیمار گونه ، گروهی آن را دین ستیز ، و گروهی آن را به دیده خاری در بدنه ی نظام سیاسی  ما تفسیرنمودند و در این اواخر گروهی نیزبه جانب این نظر گرایش یافتند که آنان طلایه داران استعمار در وطن خویش بودند . آنچه در این بین گم شد و یا به عمد ویا به سهوبه بوته ی نسیان سپرده شد ، صرف پاره ای اشتباهات شتاب زده ی این طیف ، خدمات ارزنده ای بود که به ایران و جامعه ی ایرانی نمودند.

متأسفانه شالوده های انجمن ها در ایران معاصرمان نیز بر این مبنا به تحلیل گرفته شد و چالش های بعدی پیرامون آنها را در هاله ای ازشک و تردیدوبعضأ بد گمانی ها سوق داد.از آن جا که قوام این گونه انجمن ها با عرف ومبانی سیاسی ایران گروه خورد ،باعث شد تا در ادامه ی طریق ، برای بانیان و روندگان آن مشکلاتی را به همراه بیاورد که از اصل با مبانی فکری و عقیدتی بانیان آنها سازگاری نداشت.به عبارتی نیت آنان خیر بود و تفسیر حکومت از آن ها شر . از انجمن آدمیت گرفته تا انجمن مجازات ، همه بر مبنای خدمت به آرمان وعقیده ی ایرانی شکل گرفتند و در آخر با حب و بغض ها ی دیگران والبته با بازیچهی دست گروهی خاص قرار دان  خود سر انجامی تیره را برای خود به همراه داشتند. نگاهی گذرا و سطحی بر قانون اساسی مشروطه به عنوان نخستین سنگ بنای رسمی انجمن ها در تاریخ ایران مدعای این جانب را درمواردی که خاطر نشان ساختم ، مشخص می سازد که در ادامه به توضیح اجمالی آن می پردازم .

با پیروزی مشروطه و مشروطه خواهان و تدوین قانون اساسی مشروطه بحث تشکیل و بر پایی انجمن ها در اشکال و رویه های معمولی ان در بین سایر دول مترقی مورد توجه قرار گرفت و  تشکیل انجمنها یا احزاب و اجتماعات نیز به موجب قانون "در تمام مملکت آزاد" اعلام شده است به شرط آن که "مولدّ فتنه­ی دینی و دنیوی و مخلّ به نظم نباشند"؛ اجتماع کنندگان با خود اسلحه نداشته باشند و "ترتیباتی را که قانون در این خصوص مرعی ومقرر میکند متابعت نمایند"؛ بعلاوه "اجتماعات در شوارع و میدانهای عمومی هم باید تابع قوانین نظمیه باشند" (اصل بیست و یکم).

البته در این که کدام نهاد یا مرجعی می بایست بر ارکان این انجمن ها و تشخیص مولد فتنه و مخل نظم بودن آنها نظارت داشته باشد ،مطلبی به طور صریح نیامد و همین امر فرصت را برای برخی از گروه های معاند اجتماعی فراهم می کردتا باتفاسیر ایدئولوژیکی و عقیدتی خود نفس شکل گیری و اقدامات بعدی این انجمن ها رابه زیر سؤال برده از هر حربه ای برای تعطیلی آنها استفاده نمایند و آنچه برای آنان مهم بود این فاکت نادرست بود که « هدف توجیه کننده وسیله است » .   

جریانات پس از مشروطه و به دنبال آن شکل گیری نظام پهلوی در ایران از یک طرف نقطه ی پایانی بر عمرانجمن ها و از طرفی اوج بدبینی سیاسی نسبت به این گونه تجمعات مردمی بود که تقریبأ و تا دهه های پایانی سال 1350 هجری شمسی  ادامه یافت خصوصأ از دهه ی 40 و با شکل گیری مبارزات فرهنگی ملت علیه رژیم شاه که شب شعر ها و شاعران مبارز از هر طیف و دسته و عقیده در آن نقش چشم گیری داشتند ، جو بد بینی و مقابله با این گونه انجمن ها شدت یافت . و جناب عالی به خوبی میدانید که افرادی چون شاملو ، فروغ فرخزاد ، فریدون توللی ، سیاوش کسرائی ، نادر نادر پور و دیگران از این جمع ماحصل این گونه انجمن ها بودند.

طرفه آن که شعرو شاعری کردن زبان گویا اوضاع عصر خویش است ،شرایط محیط بر شاعر تأثیر گذار است و شعر برامده از حلقوم شاعر آه فریاد کشیده و نکشیده ی یک خلق است و شما به خوبی می دانید که سخن کز دل بر آید لاجرم بر دل نشیند. نمی توان ادعا کرد که انچه در قالب کلمات موزون و وزین به عنوان شعر بیان می گردد ، ارتباطی با شرایط محیط بر ما ندارد و صد البته میدانم که شما این گونه نمی اندیشید ولی واقعیتی که باید آن را بپذیریم والبته نا امید نشویم ، نیت خیر و کار فرهنگی کردن ، دلی سترگ وعزمی پر طاقت ونفسی  مسیحائی می طلبد که من در وجود  تک تک بارانی های شهرم

و دوستاران آنها میبینم . در پایان سخنی از رهبر فقید هند ، مرحوم جواهر لعل نهرو برایت بیان کنم و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .

: وانگلیسی ها به ما می گویند در سیاست دخالت نکنیم ، آنان از این نکته غافلند که هنگامی که من و دیگری بند کفش خود را می بندیم به یک عمل سیاسی دست زده ایم.

مؤید و منصور باشید. بدرود     

 

نوشته شده در یکشنبه 1387/12/04| ساعت 5:13 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |


قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا

src="http://dariushloves2.persiangig.com/Dariush-kod/Dariush-SHAHR-e-GHAM.wma" style="border:1 black solid; background-color:#000000;" width="140" height="65" type="application/x-mplayer2" autostart="true" loop="true" SHOWSTATUSBAR="1" ShowPositionControls="0">
www.bahar-20.com --> Bahar-20 بهاربيست

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست