ًًً WWW.SIF86.blogfa.com
تاریخی و اجتماعی و فرهنگی
روند برده داری در جامعه هخامنشی ازاین قاعده ی کلی پیروی می کرد(اشخاص در صورت عدم رضایت از شرایط خود حق داشتند ارباب خود را ترک کنند.) آنجا که در کتیبه بیستون از داریوش اول می خوانیم :« نه نسبت به مستمندان و نه نسبت به توانگران بدی روا نداشته است » پر واضح است که در این دوره گروهی که از آن ها با عنوان « کورتیش » نام برده شده است و برده محسوب می شدند ، در واقع گروهی از مردم مستمند بودند که از حقوق انسانی بر خوردار بودند . دردروان هخامنشی استفاده گسترده از کار این گروه از بردگان در ساختن کاخ های این دوره رواج داشت . در اسناد مکشوفه در ویرانه های تخت جمشید و کاخ های چون آپادانا برای کورتش های که در ساختن این آثار حضور داشته اند قانون خاصی وضع شده بود . این قانون میزان ساعات کار بردگان ، میزان حقوق و دریافتی های نقدی و جنسی آنان را در یک روز کاری به وضوح بیان داشته است . تفاوت این شیوه از کار بردگان را زمانی با کار بردگان در برخی جوامع غربی و حتی شرقی نظیر مصر باستان که مقایسه نماییم ، مصونیت جامعه برده دار ایرانی را که البته هرگز بیش از استفاده در مناسبات تولیدی و اجتماعی ، از این گروه بهره نگرفت به خوبی می توان دریافت . استفاده از واژه کورتش در توصیف برده داری در ایران باستان به خوبی گویایی این واقعیت است که تشکیل دولت های مقتدر در ایران باستان در زمینه اقتصادی هرگز بر پایه استفاده از کار بردگان بنا نشد . به عبارتی اگر در این دوره و پس از آن نامی از بردگان در جامعه ی ایرانی برده می شود در واقع نوعی بهره کشی از کار مستمندان آزاد بوده و ربطی به برده بودن آنان در عرف رایج آن عصر نداشته است . نتیجه : 1- بر خلاف برده داری در جوامعی مانند یونان و روم باستان ، در جوامع شرقی و منجمله در ایران ،برده به عنوان و در حد یک شیئ و کالا نزول نکرد . 2 –در ایران و بسیاری از جوامع شرقی بردگان نه تنها ازبرخی حقوق انسانی برخوردار بودند ، بلکه در موارد معینی می توانستند با افراد آزاد ازدواج نمایند . ، پدیده ای که هر گز در غرب به وقوع نپیوست . 3-برده در جامعه شرق جزئی از خاندان پدر سلار بود و غالبأ وضع او با زن و فرزاندان ارباب تفاوتی نداشت . 4-دراین جوامع برده حق انتخاب داشت و مانند جامعه غرب تهی از انسانیت نبود. در پایان نمی دانم آیا شما با این سخن حکیم بزرگ یونان موافقید که «برخی از انسان ها ذاتأ برای بردگی آفریده شده اند » یا خیر . از بندگی تا بردگی : نگاهی به ماهیت بردگی در ایران باستان (2): در اوستا گرچه از واژه« وایسو» در مورد بردگان یاد می شود ولی بنا بر نص وندیداد (جزء نهم ،فرگرد 38) اینان بردگان خانگی بودند و در واقع جزء جدائی ناپذیری از خانواده ، عشیره ، و ویس می بودند . بااین وجود توصیفی که از اوستا در جامعه می شود به طور کلی نافی بردگی است . به همین سبب برخی از مورخان بر این عقیده اند که در جامعه اوستائی بردگی وجود نداشته است . و تازه در دوران حکومت هخامنشی است که رفته رفته تحت تأثیر کشور های تابعه ی پیشرفته گرایشی در این زمینه پیدا می شود . که استفاده از نیروی کار بردگی را در تولید بزرگ دستگاه شاهنشاهی و املاک بزرگان ، کار افراد آزاد را محدود سازد. با توجه به توضیحات داده شده چنین بر می آید که استفاده از کار بردگان به طور گسترده درامورمربوط به کشاورزی ، باغداری ، دامداری و نیز استفاده از بردگان در نهاد های اقتصادی در ایران باستان اززمان مادها و پارس ها اوج گرفت و به زودی منجر به پیدایش طبقه ای در این حکومت ها گردید که از آنها با عنوان« کورتیش» یاد شده است . اما این سوال مطرح می شود که پس چه تفاوتی بین این بردگان با بردگانی که همزمان در جوامعی مانند یونان و روم باستان بودند وجود دارد ؟ در پاسخ می گوییم از آنجا که این طبقه (کورتش ها ) در مقابل کار خود مزد نقدی و یا جنسی در یافت می داشتند و از حق ازدواج و تشکیل خانواده بر خوردار بودند ، تفاوتی فاحش با بردگان معاصر خود در سایر جوامع ذاشتند. شاید ذکر این نکته خالی از لطف نباشد که بردگی در جوامع مختلف شامل دو گروه می شد که عبارت بودند از : بردگی ناشی از جنگ که شامل همان اسرای جنگی میشدند و گروه دوم و با ورود جامعه از همبود اشتراکی به مالکیت خصوصی و نیز طبقاتی شدن جوامع به بردگی افتادند و اصولا شامل گروهی از مردم می شد که توانائی پرداخت قروض خود را نداشتند و ناگزیر بودند تا تصفیه حساب خود در فرمان قرض دهنده باقی بمانند. از این گروه دوم در جوامع ایلام باستان و ماد و هخامنشی فراوان وجود داشت . اما آنچه در این میان بیشتر خود نمائی می کند آن است که برخی از افراد نیز جهت یافتن کار فصلی ، به صورت برده اما بر خودارازامتیازات سایر طبقات ، خود را در اختیاردیگران قرار می دادند .نمونه این گروه همان کاسیانی بودند که از فلات ایران جهت یافتن کار وارد بخش های جنوبی میان دورود شدند و توانستند 500 سال بعد از حمله ی هیتی ها بر بابل مسلط شوند. فقر هم در ایران باستان دلیل دیگری بر بردگی افراد می شد واین نکته را در نوشته های کتسیاس مورخ یونانی می توان یافت . طبق این روایت برخی از مادیان مستمند به افراد توانگر پناه می بردند و در مقابل تأمین غذا ، حویشتن را می فروختند . ویژگی این نوع از بردگی در آن بود که اشخاص در صورت عدم رضایت از شرایط خود حق داشتند ارباب خود را ترک کنند. این بحث همچنان ادامه دارد . از بندگی تا بردگی : نگاهی به ماهیت بردگی در ایران باستان . : سخنان بزرگان را تنها هنگامی می توان به خوبی درک کرد که بدانیم از چه منظری و چگونه بدان نظر داشته اند . از این گونه سخنان این است : « باید تمدن غرب را به شرق آورد ومصونیت شرق را به غرب برد ، باید از سنای آتن و آکادمی روم.....» (زنده یاد دکتر علی شریعتی ) . به راستی در این سخن منظور از مصونیت شرق چیست و چگونه می توان آن را اثبات نمود . در این پست می کوشم نمای از این مضونیت را به تصویر کشم . بردگی در جوامع شرقی ، اثباتی بر مصونیت شرقی هر چند گمان نمی رود که در عصر نو سنگی آثاری از بردگی در جامعه ی ماقبل تاریخی ایران به دست آمده باشد ، ولی قرائن چندی به ما احازه می دهد که وجود بردگان را در میان برخی از قبایل ایران در عهد مس و مفرغ ، پدیده ای مسلم به شمار آوریم . صرف نظر از جامعه ایلام ( به ویژه حامعه شوش باستان ) که در آن وجود این پدید ه را می توان از هزاره سوم پیش از میلاد مشاهده کرد . برخی شواهد نشان می دهد که از پایان هزاره سوم و آغاز هزاره دوم پیش از میلاد تبدیل اسرای جنگی به برده (البته در معنایی که مورد نظر ماست و در ادامه بدان خواهم پرداخت ) در میان ساکنان بخش غربی ایران از جمله لولوبیان ، کاسیان ، گوتیان ، رواج داشته است . چنان که نقش برجسته مشهور « آنوبانی نی » در صخره ی سر پل ذهاب او را در حال گرفتن عده ای اسیر از ربۀالنوع مورد پرستش آنها نشان می دهد . اگر تعبیر ما از نقش برجسته درست باشد میتوان چنین نتیجه گرفت که قبایل لولوبی در پایان هزاره سوم و همزمان با ورود به مرحله ی نسبتأ پیشرفته ای از تولید کشاورزی و دامداری و آبیاری ، اقدام به استفاده از نیروی این گونه افراد در کار تولید ی و اقتصادی نموده اند . چرا که می دانیم پیش از این و در میان قریب به اتفاق جوامع بدوی اسرای جنگی به صورت دسته جمعی یا کشته می شدند و یا در مراسم خدایان قربانی می شدند . از این جهت و با توجه به تولید کم و محدود و ساده بودن اشکال مختلف تولید ، نان خور اضافی به حساب می آمدند . با این وجود و چنان که از برخی قراین بر می آید کار قربانی کردن بردگان در مراسم مذهبی در کنار استفاده از نیروی کار آنها در تولید ،کما بیش وجود داشته است . باری از آنچه از وضع زندگی و تگامل مناسبات و نیرو های مولد تولید قبایل غربی ایران می دانیم ، مسلمأ وجود بهره کشی منظم و وسیعی را از بردگان در امور تولیدی نشان نمی دهد و این مسئله حتی در جامعه شوش باستان هم به دلیل عقب ماندگی مالکیت خصوصی بر زمین چندان نضج نگرفت . در ادامه این گفتار به اوستا و بردگی در آن اشاره خواهیم داشت .
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |



