تبليغاتX
ًًً WWW.SIF86.blogfa.com


ًًً WWW.SIF86.blogfa.com

تاریخی و اجتماعی و فرهنگی

 

                    ناگفته های قرار داد الجزایر بین ایران و عراق (قسمت سوم و پایانی )

هيات عراقي چند نفر بودند؟

16 نفر و من تنها. تنها درخواست من اين بود که فقط يک حسابدار باشد که کارهاي حسابداري را انجام دهد. وقتي با هيات عراقي وارد مذاکره شديم پيش از هر عملي من به اين موضوع فکر مي کردم که حالا دنيا گشته و گشته و تعيين مرز اين مملکت به دوش من افتاده است و اينجا من هر چه امضا کنم مهم و ماندگار است. چون توافق شده بود و نوشته بودند خطوط مرزي که به اين ترتيب توسط اين هيات - هيات ايراني و عراقي - با حضور هيات الجرايزي (که آنها هم پنج نفر بودند) مشخص مي شود غير قابل تغيير و نقض است.

- اين توافق در کجا ثبت شده است؟

در پيش نويس قرارداد 1975. من مدام به اين فکر مي کردم شايد «مرد اين بار گران نيست دل مسکينم.»

-شما چه مي کرديد؟

واقعاً در آن مدتي که مشغول اين کار بودم از جانم مايه مي گذاشتم. هيات عراقي به کشورشان مي رفتند برمي گشتند اما مسير من از کشتي به هتل بود و بالعکس. مدام نقشه ها را نگاه مي کردم با هيدروگراف هاي ايراني که در نيروي دريايي مشغول بودند مشاوره مي کردم تا بهترين خطي (هيدروگرافي) را که منافع حداکثري ايران را تامين مي کند و ضمناً به منافع طرف عراقي ها خدشه يي وارد نمي کند تعيين کنم تا آنها تن به مذاکره بدهند. چند روزي که با اينها کار کردم، روابط دوستانه يي بين ما به وجود آمد و عراقي ها به من اعتماد کردند. من به آنها گفتم نه شما دنبال صدام هستيد و نه من دنبال شاه. ما که هر دو دنبال وطن مان هستيم نبايد کاري بکنيم که سر همديگر کلاه بگذاريم. چون بي فايده است و بالاخره افرادي باهوش تر از من و شما پيدا مي شوند که «گير» کار را پيدا کنند. آنها هم به من اعتماد کردند.

با همه مشکلاتي که وجود داشت ما يکي از مهمترين کانال هاي کشتيراني از آن بالا تا دهانه فاو را مشخص و روي نقشه هاي هيدروگرافي پياده کرديم. تعيين اين کانال نزديک به دو ماه طول کشيد.يادم مي آيد يک روز به اتفاق هيات عراقي با چرخبال در آسمان رودخانه به پرواز درآمديم. از آن نقطه منطقه در آرامش کامل بود. عراقي ها و ايراني ها در حال ماهيگيري بودند. چراغ هاي منازل ملت دوطرف رودخانه روشن بود. من به آن هيات عراقي گفتم بياييد کاري کنيم که در اينجا صلح شود و آنها با آرامش با هم زندگي کنند. آنها گفتند هرطور که تو بگويي ما قبول مي کنيم. من گفتم اين خط کشتيراني تقريباً تاييد شده، بياييد امضاء کنيد، آنها هم امضا کردند. من هم امضا کردم. نماينده الجزاير هم که به عنوان ميانجي در مذاکرات بود، امضا کرد و همانجا کار من ديگر تمام شد. يک ساعت بعد با اولين هواپيما پرواز کردم چون به آرزويم رسيده بودم يک ساعت بعد در تهران کار را تمام شده تحويل مقامات دادم.

- واکنش عراقي ها چه بود؟

صدام حسين و عراقي ها هم خوشحال شدند. چون ايران به شرط آنکه دولت عراق آنها را مورد اذيت و آزار قرار ندهد دست از حمايت کردها برداشت. گروهي از رهبران آنها که مي خواستند به ايران پناهنده شوند، پناهنده و در کرج مستقر شدند. اما به اين ترتيب نهضت خودمختاري کردها از بين رفت.

-شاه به ازاي امضاي قرارداد 1975 حاضر شده بود دست از حمايت از ژنرال بارزاني بردارد؟

بله. دکتر خطيبي داماد آيت الله کاشاني که زماني رئيس سازمان شير و خورشيد بود و مسووليت ساماندهي به فرماندهان کرد را برعهده داشت بعدها آمد نزد من گفت؛ فلاني، مي دانم که تو اين کار را کرده يي. منظورش همين تعيين مرز آبي در اروندرود بود. اما من مي خواهم يک رازي را با تو در ميان بگذارم. دکتر خطيبي تعريف کرد که ژنرال بارزاني به او گفته است اين نامرد اين ناجوانمرد- منظورش شاه بود - اگر ما را به صدام نمي فروخت مي خواستم ايران را به مرز هاي تاريخي و طبيعي اش نزديک کنم.

- يعني ايران در اروندرود از عراق امتياز گرفت.

عراق ادعا مي کرد که شط العرب در خاک عراق جريان دارد و مرز ايران و عراق در ساحل شرقي شط العرب است.

-اما در حال حاضر؟

همان خطي است که ما تعيين کرديم.

-يعني بيش از آنچه حق ماست گرفته ايم؟

خير، هيچ چيز بيشتر نيست.

- اعتبار اين قرارداد تا چه اندازه است؟

در ماده 5 قرارداد گفته شد؛ علامت گذاري مرزهاي آبي و خاکي که تعيين خط مرزي زميني و رودخانه دائمي بين دو کشور است دائمي، تغييرناپذير، قطعي و غيرقابل نقض است. مفاهيمي که هر چهارتاي آن توسط دولت عراق نقض شده است اولاً مي گويد دائمي است؛ علتش اين است که به سازمان ملل اعلام شده و به موجب منشور ملل متحد يکي از وظايفش اين است که به هيچ عنوان نگذارد مرزهاي شناخته شده بين المللي تغيير کند. تغييرناپذير است. قطعي است؛ نمي توانيم بگوييم اين قسمتش هنوز روشن نيست. قابل نقض هم نيست. بنابراين قراردادي به اين استحکام وجود ندارد. چون تکليف هر دو طرف را مشخص کرده است.

-در خبرها آمده بود که يک هيات عراقي به تهران مي آيد تا پيرامون سخنان جلال طالباني مذاکره کند. علاوه بر اين رئيس جمهور ايران هم از اظهارنظر در اين باره خودداري کرد. پذيرفتن مذاکره درباره يک قرارداد قطعي را شما چگونه ارزيابي مي کنيد؟

فوق العاده خطرناک است. شايد طرف عراقي بخواهد انحراف حقوقي در قرارداد ايجاد شود. چون هرگونه مذاکره درباره اصل قرارداد معنايش اين است که اگر در طول مذاکره با ايران به توافق نرسيدند مي گويند درباره اين قرارداد داريم مذاکره مي کنيم و اين قرارداد محل مذاکره است تا به توافق نرسيم و مساله حل نشود بايد يک قاعده ديگر اجرا کنيم. مي گويند چه قراردادي، پاسخ قرارداد قبلي است. قرارداد قبلي چيست، قراردادي است که به ضرر ايران است. چون طرف عراقي اساساً تالوگ را قبول ندارد و اگر قرارداد را برسانند به اين نقطه آنها ديگر هرگز تن به مذاکره نمي دهند.

- داريد هشدار مي دهيد؟

بله. دستگاه سياست خارجي بايد مراقب باشد اصل قرارداد و مفاد آن هيچگونه جايي براي مذاکره ندارد. اگر قرار است مذاکره يي انجام شود بايد درباره تکاليف و حقوق دوطرف نسبت به اجراي آن باشد. همه چيز درباره شط العرب روشن شده است. خود طالباني که يک فرد حقوقدان است مي داند که حرفش مبنا ندارد. چون هيچ امتياز خاصي به ايران نداده است. آنچه حق مسلم ما بوده است به ما داده شده است.

- آقاي دکتر، طالباني و صدام هر دو روي اين قرارداد مانور مي دهند. چرا؟

صدام حسين خيلي دوست داشت قهرمان عرب باشد. همانطور که قذافي، بوتفليقه و ناصر هم همين خيال را داشته اند. بعد از انقلاب وقتي ديد اوضاع ايران ناآرام است، ارتش وضع بساماني ندارد، پيش خودش گفت بهترين موقعيت است که قرارداد1975 الجزاير را ملغي کند. صدام حسين قبل از اينکه بيايد قرارداد را جلوي تلويزيون پاره کند، ده روز قبلش به استناد همين قرارداد آمد دو قطعه زميني را که متعلق به خود عراق بود و ايران بعد از امضاي قرارداد 1975 چندين بار از جمله طي يادداشت شماره 3471/18 بند دو مورخ 17/3/57 موکداً آماده تحويل اين دو قطعه زمين به نام هاي سيف السعد و زين القوس بود اما عراق قبول نکرد. صدام 10 روز قبل از پاره کردن قرارداد آمد به استناد همين قراردادي که پاره کرد، آن دو منطقه را با توپ و تانک و بدون مقاومت نيروهاي ايراني گرفت تا به افکار عمومي عرب وانمود کند من به زور حقم را از ايران گرفتم. بايد با ايران با زبان زور برخورد شود. حالا پرسش اين است اگر به همين دليل رفته اين دو قطعه زمين را گرفته، پس تجاوزگر به کشور همسايه است. اما اگر ادعا مي کند که به استناد قرارداد الجزاير اين دو قطعه زمين را تصاحب کرده است اينکه مي گويد قرارداد را قبول ندارد معنا ندارد. چون قرارداد دو طرفه را نمي توان يک طرفه و يک جانبه لغو کرد. کنوانسيون وين هم همين را مي گويد. به طور خلاصه اينکه هر زمان رئيس کشوري عوض شود و رئيس جديد براي خودنمايي بيايد يک قرارداد بين المللي را که براساس قواعد حاکم بر رودخانه هاي مرزي در حقوق بين الملل تثبيت شده است ملغي اعلام کند اين ديگر قرارداد نيست و مضحکه است. به خصوص که اين قرارداد پس از امضاي نمايندگان تام الاختيار و وزراي خارجه دو کشور و تصويب آن در مجالس شوراي (پارلمان) ايران و عراق و مبادله آن و ثبت قرارداد در دفتر سازمان ملل متحد تمام تشريفات حقوق بين الملل عمومي حاکم بر روابط دولت ها انجام شده باشد. علاوه بر اينها عراقي ها گويي خيال مي کنند طبق اين قرارداد امتياز خاصي به ايران داده اند که هرگز چنين نيست، ترسيم خط تالوگ در رودخانه هاي مرزي يک رويه شناخته شده بين المللي است که صد و پنجاه سال از عمر آن مي گذرد، يعني بيش از عمر حقوق بين الملل.

نوشته شده در دوشنبه 1387/07/08| ساعت 9:57 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |


قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا

src="http://dariushloves2.persiangig.com/Dariush-kod/Dariush-SHAHR-e-GHAM.wma" style="border:1 black solid; background-color:#000000;" width="140" height="65" type="application/x-mplayer2" autostart="true" loop="true" SHOWSTATUSBAR="1" ShowPositionControls="0">
www.bahar-20.com --> Bahar-20 بهاربيست

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست