تبليغاتX
ًًً WWW.SIF86.blogfa.com


ًًً WWW.SIF86.blogfa.com

تاریخی و اجتماعی و فرهنگی

          ناگفته های قرار داد الجزایر بین ایران و عراق  در   گفتگو با دکتر   مرتضی  کاخی (۲)

 

علاوه بر مسائل سياسي پشت پرده مانند همان دغدغه انگليسي ها درباره قدرت گرفتن ايران در اروندرود، اهميت اروندرود در چه مسائل ديگري بود؟

رودخانه هايي مانند اروندرود که مرزي هستند يا از يک کشور عبور مي کنند و به کشور ديگر مي ريزند بايد يک وضعيت حقوقي داشته باشند. مانند رودخانه دانوب که از اتريش و مجارستان و روماني حرکت مي کند. يا رودخانه هيرمند که از افغانستان سرچشمه مي گيرد و به ايران مي آيد. افغانستان نمي تواند همه آب هيرمند را براي خودش مصرف کند. در اين ميان مهمترين قراردادها روي رودخانه هاي مرزي است. رودخانه هاي مرزي هرگز به يک کشور تعلق ندارد. نخستين باري که قرارداد بر سر يک رودخانه به امضا رسيد در 1848 بر سر رودخانه راين بين فرانسه و آلمان بود؛ قراردادي که آلمان ها به تقسيم آن بين دو کشور لقب «تالوگ» دادند. يعني خط منصف آب و همين يک نوع سيستم شد در حقوق بين الملل عمومي که بعدها مناقشات مربوط به رودخانه هاي مرزي بر اساس همين مدل «تالوگ» حل و فصل مي شد.

-يعني قرارداد 1975 هم براساس مدل «تالوگ» است؟

قراردادهاي تالوگ از 1848 تا 1975 چندين بار عوض شد و آنچه ما در اروند با عراقي ها در حضور الجزايري ها تنظيم کرديم يک تالوگ بي سابقه بود.

-چرا بي سابقه؟

تا آن زمان 18 تالوگ به وجود آمده بود که تالوگ اروندرود با همه آنها متفاوت بود.

- تکامل يافته تر بود؟

براساس شرايط خاصي بود و تکامل يافته هم هست.

-اين قرارداد را چگونه تنظيم کرديد؟

اول گفتند از وسط آب يا وسط مياه ترسيم کنيم. اين خط منصف را نمي شود رسم کرد. چنين چيزي فقط در تصور مي گنجد. بعد گفتند بياييد گودترين جا را انتخاب کنيم، بعدها معلوم شد خط القعر مي آيد از ساحل کشوري رد مي شود که آنجا رسوب بيشتر است که دو متر با اين کشور فاصله دارد و 800 متر با کشور ديگر. باز اين مساله را تغيير دادند آمدند گفتند کانالي که قابل کشتيراني باشد چه وسط آب باشد چه خط القعر همين را روي آب مبنا قرار دهند. بعد متوجه شدند که ممکن است پنج خط وجود داشته باشد که کشتي بتواند از آنجا عبور کند، در اين حالت کدام يک را انتخاب کنند. گفتند مهمترين و اساسي ترين کانال کشتيراني، بعد گفتند ممکن است دو يا سه کانال باشد. حالا ما با عراق رسيده بوديم به اين نقطه که بايد تعيين خط مي کرديم. اين نخستين باري بود که معاون رئيس جمهور عراق اختيار کامل گرفته بود که با شاه ايران مذاکره کند و به تالوگ رضايت داده بودند. هرچند مطمئنم هيچ کدام از روساي دو کشور نمي دانستند مفاهيم گسترش يافته حقوقي «تالوگ» چيست،؟

به هر حال با عنوان قرارداد حسن همجواري و حسن نيت قرار شد دو طرف به راه حلي برسند که مشکلات حل شود. دو طرف توافق کردند دو هيات از دو کشور تعيين شود، يک هيات هم از الجزاير قرار بود بيايد که آمد. نتيجه مذاکرات اين سه هيات اين شد که يک کميته مشترک ايران و عراق با حضور نماينده الجزاير تشکيل شود و نمايندگان تام الاختيار دو کشور بتوانند در خوزستان و از بالاي اروندرود يعني جايي که مرز مشترک است بررسي کنند بستر رودخانه از لحاظ پستي و بلندي و امکان کشتيراني در چه وضعي است. به اين کار «آب نگاري» مي گويند.

- اين هيات مشترک تعيين شد؟

بله و من شدم نماينده ايران در اين کميته.

-تنها بوديد؟

بله البته از من خواستند که کساني بيايند همکاري کنند که من ترجيح دادم به تنهايي کار را انجام بدهم.

نوشته شده در شنبه 1387/07/06| ساعت 9:53 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |

                         ناگفته هائی از قرار داد ۱۹۷۵ الجزایر بین ایران و عراق (۱)

         بر گرفته از روزنامه اعتماد ملی مورخه ۱۶ دیما ه ۱۳۸۶ خورشیدی .

                      بدون هر گونه پیش داوری در این مورد آورده می شود .

در پس سيماي شعرپژوه دکتر مرتضي کاخي، ديپلمات کهنه کاري خوابيده است که امضايش پاي يکي از مهم ترين و شايد مهم ترين قرارداد مرزي ايران و عراق در سال 1975 نشسته است؛ قراردادي که به 1975 الجزاير مشهور است و هر کدام از دولتمردان عراق از صدام تا طالباني انگشت وسواس و حساسيت خود را روي اين قرارداد گذاشته و مي گذارند. دکتر مرتضي کاخي پس از توافق شاه ايران و معاون وقت رئيس جمهور عراق به دليل آشنايي با حقوق بين الملل از طرف دولت وقت ايران نماينده تام الاختيار در تعيين مرزهاي آبي ايران و عراق مي شود. او پس از ماه ها فعاليت شبانه روزي با کمک آب نگاران نيروي دريايي ايران موفق مي شود پس از قرن ها خط مرزي ايران و عراق را در اروندرود ترسيم کند و ضمن تامين منافع ملي ايرانيان، امضاي روساي هيات هاي تام الاختيار نمايندگي دولت هاي عراق و الجزاير را پاي اين قرارداد بنشاند. اظهارات شگفت انگيز جلال طالباني رئيس جمهور تازه کار عراق بار ديگر ضرورت بازخواني اين قرارداد را يادآوري کرد.

-آقاي طالباني رئيس جمهور عراق با اين بهانه که دولت هاي امضاکننده قرارداد 1975 الجزاير در ايران و عراق سرنگون شده اند خواستار لغو قرارداد شد. اگرچه بعدها اين حرف را پس گرفت اما اين اظهارات نشان داد که دولتمردان عراقي در هر لباسي که باشند روي اين قرارداد حساسيت ويژه يي دارند. براي بحث درباره اين قرارداد، روندي را که منتهي به امضاي قرارداد 1975 الجزاير شد با هم مرور کنيم.

شاه و صدام حسين در حاشيه کنفرانس اوپک در الجزاير با هم ملاقات داشتند. شاه پيش از اين ملاقات گفته بود که مايل است با صدام ملاقات کند.

-چرا؟

به خاطر اينکه رئيس جمهور وقت - حسن البکر- سخت مريض بود و نمي توانست در کنفرانس شرکت کند. از طرف ديگر شاه احساس مي کرد، صدام بهانه يي درست کرده است براي حسن البکر که پيش از مرگ او خودش را جانشين او معرفي کند علاوه بر اين پادشاه يک کشور از نظر آداب تشريفاتي تفوق دارد بر روساي جمهور که رئيس يک کشور هستند و در اين رده معاون رئيس جمهور از همه اينها پايين تر است. شاه هم با آگاهي از اين سلسله مراتب ترجيح داد با صدام ديدار داشته باشد. چون در مذاکرات مسلط تر بود. حتي آن موقع عکسي از ملاقات شاه، رئيس جمهور الجزاير و صدام چاپ شد که در آن عکس شاه و رئيس جمهور الجزاير دوشادوش هم راه مي روند و صدام پشت سر آنها حرکت مي کند. در هر حال صدام در آن ايام قدرت مسلط و بلامنازع عراق بود. به هرحال هدف از اين ديدار اين بود که بنشينند و تمام اختلافات موجود را از هر نوع که هست بين دو کشور رفع کنند.

-در آن موقع اختلافات دو کشور چه بود؟

اختلافات مرزي، حقوقي، ارضي، تردد اتباع، بدرفتاري در مرزها، بدرفتاري با اتباع ايران از جمله موارد اختلاف برانگيز بود. عراق هرگاه فرصتي پيش مي آمد ايرانيان يا شيعيان و ايراني الاصل هاي ساکن در عراق را به عنوان «معاود» به ايران مي فرستاد. طي آن مذاکرات توافق شد روي سه موضوع مذاکره کنند؛ مسائل نظامي، مسائل مرزهاي خاکي و مسائل مربوط به مرزهاي آبي.

-يعني تا آن تاريخ اين سه موضوع بين ايران و عراق حل و فصل نشده بود؟

البته قراردادهايي وجود داشت. مثلاً از عجايب بود که قرارداد ارزنه الروم که يک قرن پيش بين دولت وقت ايران و دولت عثماني، امضا شده بود سفراي انگليس و روس هم حاضر بودند و طبيعي بود که منافع کشورهاي خود را در قرارداد ديکته مي کردند در قراردادهاي بعدي هم همين وضعيت تکرار شد. بار آخر قرارداد 1937 بود که ايران خواستار لغو اين قراردادها شد و استدلالش هم اين بود که در زمان عقد قراردادها، عراق در قيمومت دولت انگليس بوده و انگليس هم منافع عراق را تامين کرده است.

- عراق که نپذيرفت؟

خير، عراق نپذيرفت و اين مسائل ادامه پيدا کرد و مسائل في مابين بلاتکليف مانده بود تا 1975.

- پيش از ملاقات صدام و شاه در الجزاير گويا يک درگيري چند ساعته هم بين دو کشور به وجود مي آيد؟

جنگ نشد. ايران قواي خودش را به خوزستان برده و فرمانده ارتش ايران گفته بود اگر اجازه دهند ما ناهار را در بغداد مي خوريم. يعني صبح حرکت کنيم، ظهر بغداد را مي گيريم.

- خب علت لشکرکشي ايران به خوزستان چه بود؟

همين روابط نامناسب مرزي و بدرفتاري عراقي ها با ايراني ها. دولت عراق اموال ايرانياني را که سه نسل در عراق بودند ضبط مي کرد و آنها را به ايران مي فرستاد، علاوه بر اين چون اينها شيعه بودند همواره مورد اذيت و آزار قرار مي گرفتند البته در عوضش ايران هم به کردهايي که در شمال عراق درگير بودند کمک مي کرد.

- يعني بعد از اين لشکرکشي بود که دولت الجزاير پادرمياني کرد تا دو طرف با هم مذاکره کنند؟

خير اين تهديد به جايي نرسيد چون کشورهاي ديگر دخالت کردند و بعدها متوجه شدند اين فقط يک مانور بوده. بعدها همه متوجه شديم که شاه اسلحه به قواي ايران نداده بود. يعني گلوله به اندازه کافي به قواي ايران نداده بود. چون هراس داشت. شاه مي ترسيد که قواي مسلح يک دفعه به طرف تهران حرکت کنند و خودش را ساقط کنند. به هر حال ديکتاتورها هميشه اين گرفتاري ها را دارند. به هر حال در مذاکرات 1975 الجزاير براي نخستين بار بود که يک قدرت سوم با چشمداشت به منافع نامشروع خود وسط مذاکرات نبود. الجزاير يک ميانجي عرب بود و عراق نمي توانست ايرادي بگيرد. ايران هم مي خواست مسائلش با عراق حل شود. در سال 1975 وضع مالي ايران خوب شده بود و شاه با تکيه بر همين وضع خوب مي خواست مسائل خارجي خودش را حل کند.

-مکانيسم حل و فصل مسائل سه گانه يي که شما بيان کرديد مورد توافق صدام و شاه قرار گرفت چگونه تعيين شد؟

در حوزه نظامي هيچ اطلاعي ندارم، چون اين مساله به اداره ضداطلاعات ارتش واگذار شد و کسي از مفاد آن اطلاع پيدا نکرد.

- مرزهاي خاکي و آبي را چه کرديد؟

مرزهاي خاکي معلوم بود و سر آن، دو طرف دعوايي نداشتند. فقط دو قطعه زمين بود که دست ايران بود، ايران تعهد کرد اين زمين را به عراق برگرداند و ادعاي ارضي ديگري به هم نداشتند و فقط بايد ميله هاي مرزي مرمت و نصب مي شد.

- فقط اروندرود مانده بود؟

عراق که در زمان عقد قرارداد 1937 در قيمومت انگليس بود مي خواست مثل گذشته و برخلاف موازين حقوق بين الملل عمومي در مورد آب هاي بين المللي عمل کند . انگليس هم بخاطر اينکه بزرگ ترين پالايشگاه نفت ايران در آبادان بود، نمي خواست که ايران در شط العرب قدرتي داشته باشد. مثل حالا که نبود هر کشوري براي خودش پالايشگاه داشته باشد. مساله دوم درباره شهر بصره بود. بصره دومين شهر عراق بود و از شط العرب تغذيه مي

نوشته شده در پنجشنبه 1387/07/04| ساعت 9:23 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |

                               مفاد قرار داد 1975 الجزایر بین ایران و عراق :

در پست های پیشین به علل و عوامل جنگ ایران و عراق اشاره داشتم . در این پست و در ادامه همان سلسله مباحث مربوط به جنگ به بررسی مفاد قرار داد 1975 الجزایر خواهم پرداخت و پیش از هر چیز به مفاد این قرار داد اشاره می نمایم .

        متن قرارداد

شاهنشاه ايران و رييس جمهور عراق نظر به اراده صادقانه طرفين،منعکس در توافق الجزيره مورخ 6 مارس 1975 براى نيل به حل و فصل قطعى و پايدارى کليه مسايل ما به الاختلاف بين دو کشور، نظر به اينکه طرفين بر اساس پروتکل قسطنطنيه مورخ 1913 و صورتجلسات کميسيون تحديد حدود 1914 به علامت گذارى مجدد قطعى مرز زمينى و برمبناى خط تالوگ به تحديد مرز رودخانه‌اى خود مبادرت نموده‌اند.


نظر به اراده طرفين به برقرارى امنيت و اعتماد متقابل در طول مرز مشترک خود، نظر به پيوندهاى همجواري تاريخى و مذهبى و فرهنگى و تمدنى موجود بين ملت‌هاى ايران و عراق، با تمايل به تحکيم پيوندهاى مودت و حسن همجوارى و تشييد مناسبات فيمابين در زمينه‌هاى اقتصادى وفرهنگى و توسعه مبادلات و مناسبات انسانى بين مردم خود، بر اساس اصل تماميت ارضى ومصونيت مرزها از تجاوز و عدم مداخله در امور داخلى، با تصميم به بذل مساعى در جهت برقرارى عصرى جديد در مناسبات دوستانه بين ايران و عراق بر مبناى احترام کامل استقلال ملى و سلطه حاکميت مساوى دولت‌ها، با اعتقاد به مشارکت در اجراى اصول وتحقق امال و اهداف ميثاق ملل متحد از اين طريق، تصميم به انعقاد عهدنامه حاضرگرفتند و بدين منظور نمايندگان تام الاختيار خود را به ترتيب ذيل تعيين نمودند:

از طرف شاهنشاه ايران: جناب آقاى عباسعلى خلعتبرى، وزير امور خارجه ايران.
از طرف رييس جمهورى عراق: جناب آقاى سعدون حمادى، وزيرامور خارجه عراق.

مشاراليهم پس از ارايه اختيارنامه‌هاى خود که در کمال صحت واعتبار بود نسبت به مقررات مشروحه زير توافق نمودند:

ماده1
طرفين معظمين متعاهدين، تاييد مى‌نمايند که مرز زمينى دولتى بين ايران و عراق همان است که علامتگذارى مجدد آن بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به علامت گذارى مجدد مرز زمينى و ضمايم پروتکل مذکور که به اين عهدنامه ملحق مى‌باشند انجام يافته است.

ماده2
طرفين معظمين متعاهدين، تاييد مى‌نمايندکه مرز دولتى در شط العرب همان است که تحديد آن بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به تحديد مرز رودخانه‌اى و ضمايم پروتکل مذکور که به عهدنامه حاضر ملحق مى‌باشند، انجام يافته است.

ماده3
طرفين معظمين متعاهدين، متعهد مى‌شوند که بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به امنيت در مرز و ضمايم آن که ملحق به اين عهدنامه مى‌باشند، در طول مرز به طور مداوم کنترل دقيق و موثر به منظور پايان دادن به هر نوع رخنه اخلال‌گرانه، صرف نظر از منشا آن، اعمال دارند.

ماده4
طرفين معظمين متعاهدين، تاييد مى‌نمايندکه مقررات سه پروتکل و ضمايم آنها، مذکور در مواد 1،2 و3 عهدنامه حاضر که پروتکل‌هاى فوق الذکر بدان ملحق و جزلايتجزاى آن مى‌باشند، مقرراتى قطعى و دايمى و غير قابل نقض بوده و عناصر غير قابل تجزيه يک راه حل کلى را تشکيل مى‌دهند. نتيجتاخدشه به هر يک از عناصر متشکله اين راه حل کلى اصولا مغاير با روح توافق الجزيره خواهد بود.

ماده5
در قالب غير قابل تغيير بودن مرزها واحترام کامل به تماميت ارضى دو دولت، طرفين معظمين متعاهدين تاييد مى‌نمايند که خط مرز زمينى و رودخانه‌اى آنان لايتغير و دايمى و قطعى مى‌باشد.
ماده6
1- در صورت اختلاف درباره تفسير يا اجراى عهدنامه حاضر و سه پروتکل و ضمايم آنها، اين اختلاف با رعايت کامل مسير خط مرزايران و عراق، مندرج در مواد 1 و 2 فوق الاشعار و نيز با رعايت حفظ امنيت در مرزايران و عراق، طبق ماده (3) فوق الذکر، حل و فصل خواهد شد.

2 -  اين اختلاف در مرحله اول طى مهلت دو ماه ازتاريخ درخواست يکى از طرفين از طريق مذاکرات مستقيم دو جانبه بين طرفين معظمين متعاهدين، حل و فصل خواهد شد.

3-  در صورت عدم توافق، طرفين معظمين متعاهدين ظرف مدت سه ماه، به مساعى جميله يک دولت ثالث دوست توسل خواهند جست.
4-  در صورت خوددارى هر ي
ک از طرفين از توسل به مساعى جميله يا عدم موافقيت مساعى جميله، اختلاف طى مدت يک ماه از تاريخ رد مساعى جميله يا عدم موفقيت آن، از طريق داورى حل و فصل خواهد شد.

5- در صورت عدم توافق بين طرفين معظمين متعاهدين نسبت به آيين و يا نحوه داورى، هر يک از طرفين معظمين متعاهدين مى‌تواند ظرف پانزده روز از تاريخ احراز عدم توافق، به يک دادگاه داورى مراجعه نمايد.

براى تشکيل دادگاه داورى و براى حل و فصل هر يک ازاختلافات، هر يک از طرفين معظمين متعاهدين يکى از اتباع خود را به عنوان داور تعيين خواهد نمود و دو داور يک سرداور انتخاب خواهند نمود.

اگر طرفين معظمين متعاهدين ظرف مدت يک ماه پس ازوصول درخواست داورى از جانب يکى از طرفين از ديگرى به تعيين داور مبادرت نمايند ويا چنانچه دوران قبل از انقضاى همين مدت در انتخاب سرداور به توافق نرسند طرف معظم متعاهدى که داورى را درخواست نموده است حق خواهد داشت از رييس ديوان بين‌المللي دادگسترى تقاضا نمايد. تا طبق مقررات ديوان دايمى داورى داورها يا سرداور را تعيين نمايد.

6- تصميم دادگاه داورى براى طرفى معظمين متعاهدين الزام آور و لازم الاجرا خواهد بود.
طرفين معظمين متعاهدين هر کدام نصف هزينه داورى رابه عهده خواهند گرفت.

ماده7
اين عهدنامه حاضر و سه پروتکل و ضمائم انها طبق ماده (102) منشور ملل متحد به ثبت خواهد رسيد.

ماده8

عهدنامه حاضر و سه پروتکل و ضمائم آنها،طبق مقررات داخلى به وسيله هر يک از طرفين معظمين متعاهدين به تصويب خواهد رسيد.

عهدنامه حاضر و سه پروتکل و ضمائم آنها از تاريخ مبادله اسناد تصويب که در تهران انجام خواهد شد، به موقع اجرا در خواهند آمد.

بنا به مراتب، نمايندگان تام الاختيار طرفين معظمين متعاهدين عهدنامه حاضر و سه پروتکل،وضمائمآنهاراامضانمودند.
بغداد13ژوئن1975

عباسعلى خلعتبرى، وزير امور خارجه ايران                سعدون حمادى، وزير امور خارجه عراق
                                
                                                                ***
عهدنامه حاضر و سه پروتکل و ضمائم آنها با حضورجناب عبدالعزيز بوتفليقه، عضو شوراى انقلاب و وزير امور خارجه الجزاير به امضارسيد.
اين عهدنامه که داراى 8 ماده و سه پروتکل و ضمائم آن مى‌باشد در تاريخ 21 ارديبهشت 1355 و 29 ارديبهشت 1355 به ترتيب يه تصويب مجلسين شوراى ملى و سناى وقت رسيده است    
 

نوشته شده در سه شنبه 1387/07/02| ساعت 9:12 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |


قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا

src="http://dariushloves2.persiangig.com/Dariush-kod/Dariush-SHAHR-e-GHAM.wma" style="border:1 black solid; background-color:#000000;" width="140" height="65" type="application/x-mplayer2" autostart="true" loop="true" SHOWSTATUSBAR="1" ShowPositionControls="0">
www.bahar-20.com --> Bahar-20 بهاربيست

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست