تبليغاتX
ًًً WWW.SIF86.blogfa.com


ًًً WWW.SIF86.blogfa.com

تاریخی و اجتماعی و فرهنگی

                ب : ریشه های تسریع کننده ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی :

پایان جنگ ایران و عراق و افشای اسناد محرمانه حزب بعث پس از یورش سربازان آمریکائی به این کشور ،حکایت از آن داشت که حزب بعث با آگاهی کافی و وافی از اوضاع داخلی ایران ، اقدام به یورش همه جانبه به ایران نمود . پیش از این منابع اطلاعاتی غرب از قبیل موساد اسرائیل ، m i6  (سازمان اطلاعات خارجی انگلیس ) ،CIA  (سازمان اطلاعات و امنیت خارجی آمریکا ) با استفاده از عوامل نفوذی سازمان داده شده ای که در ایران و مراکز حساس تصمیم گیری نظام نو پای جمهوری اسلامی داشتند به طور گسترده و دقیق از اوضاع پریشان داخلی ایران اطلاع داشتند.

این در حالی بود که حزب توده و سازمان مجاهدین خلق با و جود اختلافات ایدئولوژی که با یکدیگر داشتند ،فعالانه در عرصه نظامی و سیاسی کشور رخنه کرده بودند واطلاعات مورد نیاز شوروی را در اختیار این دولت قرار می دادند. تمامی این اطلاعات پس از طبقه بندی و تحلیل سرویس های اطلاعاتی غرب و شرق مستقیمأ در اختیار عراق و حزب بعث قرار می گرفت . از این رو دولت عراق با اطلاع از این مسائل که در ذیل بدان ها اشاره خواهم نمود به ایران حمله ور شد .

1-  از هم گسیختگی ارتش ایران و نداشتن نیروی دفاعی منسجم : اولین و مهمترین عامل تسریع کننده حمله ارتش عراق به ایران آگاهی مطلق صدام از این مسئله بود. 37 سال حکومت محمد رضا و گرایش شدید او به ایالت متحده آمریکا ، ساختار ارتش ایران را کاملا آمریکائی کرده بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پیش از آن قریب به اتفاق افسران ارشد و عالیرتبه ارتش شاهنشاهی یا از کشور فرار کرده بودند و یا توسط دادگاههای انقلاب اسلامی به جو خه های اعدام انقلابی سپرده شده بودند . سربازان یا به خانه و کاشانه خود متواری شده بودند و یا به دلیل عدم وجود فرماندهی ، از سردرگمی مطلقی برخوردار بودند . مرزها از مزبانان خالی شده بود و هیچ نیروی مردمی هم که توان مقابله با ارتش تا دندان مسلح عراق را داشته باشد وجود نداشت، سلاح های موجود در ارتش ایران پیش از این عملا توسط هایز (افسر عالیرتبه ارتش آمریکا و ناتو ، مأمور در ایران پایان حکومت پهلوی ) و سایر افسران آمریکائی شاغل در ارتش ایران از کار افتاده بودند . برهم خوردن روابط ایران و آمریکا نیز مزید بر علل فوق شد و در نتیجه زمینه لازم برای حمله کاملا مهیا بود.

2-  بحران های داخلی ایران و وجود تشتت در نیرو های سیاسی و مردمی : از بهمن 1357 تا شهریور 1359 با مروری کوتا بر اوضاع سیاسی ایران به خوبی می تواند توجیه کننده این عامل تسریعی باشد . بحران های نظیر مقاومت نیروی های سیاسی در برابر رهبری وانقلاب ، درگیری های خیابانی میان احزاب و گروههای سیاسی ، مشکلات دولت موقت ، درگیری دولت موقت با برخی از گروهای اسلامی ،  درگیرهای ترکمن صحرا و کردستان و آذربایجان و... همگی فرصت مناسبی را در اختیار ارتش عراق قرار می داد تا مجوزی برای حمله به ایران داشته باشد .

3-  وجود مراکز چند گانه تصمیم گیری در کشور : پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با وجود مشکلاتی که در بالا بدان ها اشاره نمودم ، مشکل خاص دیگری خود نمائی می کرد که بسیار خطرناک می نمود و آن وجود چند کانون تصمیم گیری در کشور بود . این مراکز عبارت بودند از :

  الف - دولت موقت که منتخب امام (ره) و مردم بود و عملا خود را عهده دار اداره کشور می دانست و دخالت سایر مراکز را تحمل نمی کرد ، ب -  حزب جمهوری اسلامی و اعضای بنیانگذار این حزب که قریب به اتفاق آنها از روحانیون بنام مبارز با رژیم شاه بودند ، علارقم منع دخالت روحانیت در مناصب کشوری از سوی امام ، خود را در اداره کشور و کمیته های انقلاب محق می دانستند و با دولت موقت سر ناسازگاری داشتند . ج -  مدرسه علوی تهران و پس از آن جماران که کانون اصلی انقلاب را در خود داشت و با رهبری های حکیمانه خود بر هر دو مرکز تصمیم گیری قبلی نظارت داشت ، د - در مراحل بعدی و با استعفای دولت موقت و برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی ،ه-  و سپس انتخابات ریاست جمهوری و خصوصأ انتخاب بنی صدر به ریاست جمهوری ، زمینه های تشتت سیاسی را در کشور باعث شده بود.

4-  وجود در گیری های خیابانی بین نیرو های انقلابی : از عمده مشکلات سیاسی کشور ودولت موقت و در ادامه پس از آن ، درگیری های خیابانی بین ایدئولوژی های حاکم بر مبارزان انقلابی بود .متأسفانه حمایت برخی از نهاد ها و مراکزتصمیم گیری کشور از این گروههای سیاسی بر عمق این اختلافات و درگیری ها می افزود. این مشکل زمانی به صورت لجام گسیخته در آمد که به دانشگاههای کشور رسید و با انتخاب بنی صدر به عنوان عالیترین مرجع اداره کشور و حمایت علنی او از سازمان مجاهدین خلق به اوج خود رسید . غالب این اختلافات بین احزاب و گروههای سیاسی در نوع حکومت و سهم این گروهها در مناصب کشوری خلاصه می شد. جمهوری دموکراتیک ، جمهوری لیبرال ، جمهوری اسلامی ، جمهوری دموکراتیک خلق و .. از جمله اشکال حکومتی بود که زمینه ی این درگیری هارا در کشور باعث می شد.  

5-  وجود مشکلات اقتصادی در ایران : از دیگر مشکلات مبتلابه کشوردر سال های اولیه پیروزی انقلاب اسلامی وجود مشکلات اقتصادی خاص در ایران بود . مشکلات اقتصادی نظیر ؛خروج مقدار متنابهی ارز از کشور توسط فراریان رژیم و دربار پهلوی ، بدهی های رژیم پهلوی به سازمان های مالی بین المللی ، تحریم خرید نفت ایران از سوی دولت های خارجی به عنوان بزرگترین منبع در آمد ایران ، تعطیلی کارخانه ها و یا کارگاههای تولیدی در کشور ، وجود اعتصابات کارگری در صنایع کشور ، نابسامانی در مراکز اقتصادی کشور با خارج شدن سرمایه ها از کشور ، نداشتن نیروی متخصص در اداره صنایع کشور ، مونتاژی بودن بسیاری از صنایع کشور و .... از اهم مسائلی بود که در کشور خود نمائی می کرد و برنامه خاصی هم برای مرتفع ساختن آنها در دستور کار  مسئولان قرار نداشت.

6-  انزوای بین المللی ایران در مجامع جهانی : وقوع انقلاب اسلامی در کشور که با مخالفت های گسترده جهانی به دلیل به خطر افتادن منافع آنها همراه بود و همچنین داعیه صدور انقلاب اسلامی به جهان توسط انقلابیون و برخی از اقدامات نسنجیده انقلابی و برتری آمریکا در صحنه سیاست جهانی و اعدام های شتاب زده در ایران توسط دادگاههای انقلاب که با مخالفت های سازمان های حقوق بشر و عفو بین الملل همراه بود و حمایت از سازمان های فعال فلسطینی و ضدیت با رژیم اشغالگر قدس که از حمایت لابی صهیونیست در مجامع جهانی بر خوردار بود  باعث شد تا سال های متمادی ایران را درانزوای سیاسی فرو برد. در نتیجه:

تمامی این زمینها که با کمک سازمان های اطلاعاتی غرب و شرق در اختیار صدام قرار گرفت باعث یورش همه جانبه عراق با حمایت مستقیم غرب و شرق و کشور های عرب  منطقه  به ایران اسلامی شد و اگر نبود همت غیرتمندان غیور (اعم از مرد و زن ) و رهبری های امام و فرماندهان ارتش و سپاه و جانبازی بسیجیان درد مند ، می توانست به اشغال کشور اسلامی ایران بدل گردد و چه زیبا بیان نمود فردوسی پاکزاد که :

                         « چو ایران نباشد تن من  مباد »

                                        بدرود         

 

نوشته شده در جمعه 1387/06/29| ساعت 9:19 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |

                                               

حماسه جنگ : 31 شهریور ماه 59 در تاریخ چند هه ی اخیر کشور از غم انگیز ترین حوادثی بود که  تأثیرات مستقیم و غیر مستقیمی را بر مردم و مسئولان نظام و حکومت نو پای اسلامی وارد آورد . در گیر شدن در جنگی فرسایشی و نابرابر که اگر نبود عزم و اراده ی ملی و مذهبی ، می توانست پیامد های ناگوارتری را به دنبال داشته باشد آنهم در دورانی که هیچ نشانه ای از نیروی رزمی و جنگنده در ایران  نبود. نزدیک شدن به این مهم و از آنجا که چندی پیش در کلاس های ضمن خدمت اهل تاریخ ، موضوع ریشه های این جنگ مطرح شد ، برانم داشت تا شمه ای در این خصوص بیان نمایم .

در مبحث جنگ شناسی یا آسیب های جنگی ، پدیده جنگ در هر شکل و با هر هدفی که باشد محکوم و غیر انسانی دانسته شده است . اما به راستی چه شد که ناگهان خود را پس از تجربه ی یک انقلاب موفق در آستانه جنگ و یورش متجاوزی ، آن هم از جانب دولتی یافتیم که درست 5 سال قبل از ان در کشور الجزایر در برابر ایران سر تسلیم فرود آورده بود . این بحث ما را به بررسی ریشه های جنگ عراق علیه ایران کشانید و من در این پست بدان خواهم پرداخت .

ریشه های جنگ عراق و ایران : در تحلیل ریشه های جنگ دو دسته از عوامل را می توان تشخیص داد که در یک تقسیم بندی عبارتند از :

الف : ریشه های تاریخی و بحران های منطقه ای و فرا منطقه ای :که خود به چند عامل اساسی تقسیم بندی می شوند . این عوامل عبارتند از :

1-  اختلافات مرزی دو کشور ایران و عراق : این اختلافات از دوران صفویه به صورت رسمی بین ایران و عثمانی که در آن عصر بر عراق امروز حاکمیت داشت آغاز و تا سال 1975 میلادی ادامه یافت (کشور عراق در سال 1920 میلادی به استقلال رسید) و در این سال دولت ایران و عراق در کشور الجزایر طی قراردادی با به رسمیت شناختن خط تالوگ در الوند رود ظاهرأ به اختلافات خود پایان دادند و گویا از جانب صدامیان این قرار داد علت اصلی جنگ شناخته شد  .

2-  جوشش احساسات پان عربیسم در منطقه خاورمیانه : این احساسات که از چند دهه ی قبل با پیدایش اتحادیه عرب و جنبش های نظیر حزب بعث ،آ اوپک و غیره شکل گرفته بود در دوران بعدی تأثیرات سوئ را در روابط اعراب با همسایگان غیر عرب باعث شد که خارج از حوصله این مقاله است . هر چند این گونه اتحادیه ها و جنبش ها ی پس از جنگ جهانی دوم در بین ملت های عرب با هدف مقابله با استعمار و پیدایش اسرائیل بو جود آمد ، لاکن با قوام جنبش های افراطی اعم از اخوان المسلمین و جنبش بعث در بین ملل عرب  ، به زودی به بحران های سیاسی در داخل و خارج از ملت های عرب بدل شد . این بحران ها در داخل کشور های عربی تأثیرات ژرفی را در زمینه های مختلف  برای آنها به همراه داشت .  به جرأت می توان حمله عراق به ایران را در سال 59 ه.ش از همین تفکرات بر شمرد .

3-  وقوع انقلاب اسلامی در ایران سال 1357 : از آنجا که این انقلاب با شعار نه شرقی ، نه غربی ، جمهوری اسلامی ،داعیه صدور انقلاب اسلامی را در منطقه حساس خاورمیانه داشت و با توجه به اینکه کشور عراق از بیشترین گروه های شیعه در منطقه بر خوردار بود و نیز سابقه فعالیت های شیعیان عراق علیه دولت وقت این کشور که با حضور امام خمینی در دوران تبعیدش در آن کشور گسترش یافته بود ، ترس حاصل از وقوع چنین انقلابی در داخل عراق با توجه به نو پا بودن کودتای حزب بعث علیه حسن البکر رئیس جمهور وقت این کشور ، ضرورت مقابله زود هنگام با آن را طلب می نمود و این خود یکی از عوامل اساسی در حمله عراق به ایران شد .

4-  قدرت یابی حزب بعث در عراق به رهبری صدام تکریتی : پیشتر گفتیم که این حزب با هدف شونیستی قوم عرب و حاصل شرایط سیاسی حاکم بر کشور های عرب منطقه پس از جنگ جهانی دوم و حتی قبل از آن به وجود آمد و به زودی در اکثر کشور های عرب منطقه گسترش یافت .هرچند هسته های اولیه ی این اندیشه ریشه در مسیحیت میشل افلق داشت ، در مواجه با اندیشه ای اسلامی رنگ و بوی جدید و حاد تری به خود گرفت و موج جدیدی از نژاد پرستی عربی را در منطقه باعث شد. وجود ویژگی هائی مانند نظام تک حزب ، پرستش رهبر ، برتری نژادی ، روحیه نظامی گری افراطی از جمله دیگر عواملی بود که زمینه های یورش حزب بعث را به ایران باعث می شد. 

5-  مسئله اشغال سفارت آمریکا (لانه جاسوسی ) در تهران توسط دانشجویان پیرو خط امام (ره) : از نظر این جانب مهمترین و اساسی ترین علت شروع حمله ناگهانی عراق به ایران همین امر بوده و هست . دراکثر منابع داخلی و خارجی که در خصوص جنگ ایران و عراق به رشته نگارش در آمده است این مهم بیان نشده است .

تا آن جا که به یاد دارم اولین بار و به صورت گسترده مرحوم مهندس مهدی بازرگان در کتاب انقلاب ایران در دو حرکت نقادانه به این مسئله پرداخت و البته از سوی گروههای مختلف سیاسی و نظامی مورد حمله همه جانبه قرار گرفت . شاید در آن دوران انقلابی و هیجانی پس از اشغال سفارت یا لانه جاسوسی آمریکا کسی واقعأ نتوانست این نکته مهم را از گفته های بازرگان در یابد .

 جالب است که پس از پایان جنگ و حتی در بهبوحه آن ، این سندکه حاکی از ملاقات برژنسکی مشاور امنیت ملی کاخ سفید در مر زهای اردن با صدام حسین بود و به فاصله 5 روز از آن حمله چهار لشکر مکانیزه عراق به ایران را داشتیم ، بر همگان روشن ساخت که صدام تنها و فقط با حمایت و به دستور مستقیم کاخ سفید به کشور اسلامی ایران حمله ور شد .  در ریشه یابی این اقدام کاخ سفید صرفأبه خطر افتادن منافع آمریکا در خلیج فارس و منطقه خاورمیانه و جلوگیری از گسترش انقلاب اسلامی ، توجیه کننده نیست . این مسئله را با کمی توجه به بحران هائی که گروگانگیری ایران برای آمریکا چه در داخل و چه در خارج از آمریکا  بوجود آورد به خوبی میتوان مشاهده نمود .

همچنین آمریکا تا پیش از صدور مجوز حمله صدام به ایران، جهت ایجاد رابطه با ایران و حفظ منافع خود بیشتر بر روی مهر هها ی وابسته که در پست های کلیدی کشور مانند ریاست جمهوری و وزارت خارجه داشت ، سرمایه گذاری خاصی مبذول داشته بود . توجه به این مسئله هم می تواند نقش اشغال سفارت آمریکا را در حمله عراق به ایران و جنگ هشت ساله با ایران  را توجیه کند .

این پست ادامه دارد .

 

 

                                                                                                                                                  

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1387/06/27| ساعت 9:8 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |


قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا

src="http://dariushloves2.persiangig.com/Dariush-kod/Dariush-SHAHR-e-GHAM.wma" style="border:1 black solid; background-color:#000000;" width="140" height="65" type="application/x-mplayer2" autostart="true" loop="true" SHOWSTATUSBAR="1" ShowPositionControls="0">
www.bahar-20.com --> Bahar-20 بهاربيست

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست