ًًً WWW.SIF86.blogfa.com
تاریخی و اجتماعی و فرهنگی
باز آموزی دو اصطلاح در تاریخ ایران و جهان (2) : گه گاهی مراجعه به معانی مختلف یک واژه ، خصوصأ اگر آن واژه یک کلمه بیگانه با زبان فارسی باشد می تواند در توجیه و تفسیر یک متن یا نوشته ما را دیدی دوباره و نوین ببخشد . اهمیت این امر زمانی بیشتر مشخص می شود که این کلمه در یک متن تاریخی بکار گرفته شود . در کتاب تاریخ سوم ادبیات و علوم انسانی و در درس یازدهم این کتاب که به بررسی تحولات شوروی در سال های پایانی جنگ سرد می پردازد ، آنجا که به مبحث اصلاحات گوربا چف اشاره دارد دو اصطلاخ «گلاسنوست » و « پروستریکا » به صورت مبهم ترجمه و در این درس بکار گرفته شده اند .چنانکه از واژه «گلاسنوست » با ترجمه « فضای باز سیاسی و آزادی سیاسی » و از واژه « پروستریکا » با ترجمه اصلاحات اقتصادی استفاده شده است که از نظر این جانب هر دو ترجمه ، ناقص یا حد اقل با پرسش های همراه می باشند که قابل توجه و عنایت اهل فن می باشند . از این زاویه و در این پست دو ترجمه دیگر را که کاملتر و توجیه کننده تر برای اهل تاریخ می باشند مورد برسی قرار می دهم در باز خوانی این دو اصطلاح ، دو ترجمه « آشکار گوئی » برای واژه گلاسنوست و « بازسازی » برای واژه پروستریکا ، و نه آنگونه که در کتاب با ترجمه باز سازی اقتصادی آورده شده است مد نظر این جانب می باشد که هر دو ی آنها رسائی و بار معانی کلی تری را دارا می باشند . چنانکه در بالا گفته شد استفاده از ترجمه فضای باز سیاسی و یا آزادی سیاسی برای گلاسنوست ، باعث خاص شدن ترجمه و انحراف ذهن از این مقوله می شود . بکار گیری این ترجمه در متن، خواننده را به این امر رهنمون می شود که از اقدامات گورباچف که نتیجه آن فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود صر فأ انجام فضای باز سیاسی بود ، در حالی که استفاده از واژه آشکار گوئی دلالت بر این دارد که گور باچف اگر چه نه بصورت جدی ، بلکه جهت رها شدن از مشکلات مبتلابه شوروی در سال های پایانی قرن بیستم ، قصد داشت تا اعضای پولیت بورو (حزب مرکزی کمونیسم شوروی ) را متقاعد کند تا با آشکار کردن مشکلات و مصائبی که تلویحأ به آزاد سازی کشور های تحت سلطه شوروی می انجامید ، نوعی آزادی های مدنی ، عقیدتی ، اقتصادی را در اتحاد جماهیر شوروی باعث شود . پس استفاده از ترجمه فضای باز سیاسی باعث ابهام در متن خواهد شد و نارسا می باشد . در زمینه پروستریکا و ترجمه بازسازی اقتصادی هم باید گفت : آنچه مد نظر گورباچف و تعدادی از اعضای پولیت برو بود ، بازسازی شوروی ( روسیه ) در تمامی ابعاد سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، و حتی فرهنگی و هنری بود و در مرحله ی دوم تسری این باز سازی به سایر کشور های کمونیسم اروپای شرقی بود .کما این که با اعطای آزادی های سیاسی به این گونه کشور ها عملا گامی در زمینه این بازسازی ها به شیوه غربی برداشت . پس با این اوصاف استفاده از ترجمه بازسازی اقتصادی نارسا و مبهم می باشد . قدمت تاریخی شهر سه ده لنجان دومین و قوی ترین مستند بر قدمت تاریخی شهر سه ده لنجان که می تواند آنرا تا عصر صفویان رسانید ، رساله معروف شیخ بهائی ، از اجله و عالمان دوران صفویه در ایران است که وجود او برای دربار صفویان خصوصأ شاه عباس اول صفوی مایه خیر و برکت و حتی برای آحاد مردم اصفهان و علی الخصوص مردم لنجانات بود . از ابتکارات ماندگار او تا به امروز که می تواند دلیلی بر قدمت چندین صد ساله شهر سه ده لنجان باشد تقسیم بندی آب زاینده رود برای مصارف جاری شهر ها و روستا های اصفهان است. در این جا و برای اطلاع بیشتر شما به گوشه ای از این ابتکار شیخ اشاره می نمایم. تقسیم آب زاینده رود نخستین کار جالب او تقسیم صحیح و طریقه مهندسی آب زاینده رود به محله ها و باغات شهر اصفهان بود , او با محاسبه دقیق و بدست آوردن آمار بارندگی مناطق مختلف اصفهان ,حومه و کوهستان های اطراف و همچنین سرچشمه زاینده رود , طرح دقیق نهرها و شیب و مقطح آنها و سهم استفاده آب هر باغ و محله و منزل , به مشگل و اختلاف چندین ساله این منطقه پایان داد . این منطقه تا قبل از تقسیم آب همیشه در حال نزاع و جنگ و خونریزی قبیله ای برای تقسیم آب بود و با این کار شیخ بهائی این گرفتاری برای همیشه خاتمه پیدا کرد . بر اساس این رساله یا آئین نامه که امروزه به آن دفترچه مشخصات فنی می گویند , تقسیم بندی و استفاده صحیح از آب زاینده رود قانونمند شد و هنوز بر مبنای همان رونوشت تقسیم مقدار آب باتوجه به حرکت و سرعت و کشش و شیب و حجم مناطق زراعی و باغ ها و یا برای استفاده عامه مردم مشخص و معلوم شده است . جالب ترین محاسبه شیخ بهائی در این است که فصل سیلابی زاینده رود را طی 197 روز اوایل آذر ماه و سپس مدت 168 روز برای جریان عادی و منظم برسی و محاسبه کرده است . جالبتر آنکه , این مدت زمان تغییرات و نوسانات تا به امروزه با آمار متوسط عوامل جوی اصفهان منطبق بوده و اصالت خود را حفظ کرده است . شیخ بهائی طرز تقسیم بندی جریان آب زاینده رود را با توجه به محاسبات خیلی دقیق به 33 سهم تقسیم نموده که هر سهم معادل 5 شبانه روز قسمتی از آب رودخانه است که باید آب موجود در رودخانه به هر محله سرازیر شود که امروزه با نصب دستگاه های مختلف آب سنج ها در نقاط زاینده رود به همان نتیجه رسیده اند که او در 420 سال قبل رسیده بود . انچه از بررسی رساله ی شیخ بذست می آید به طور خلاصه چنین است : کل آب رود خانه زاینده رود نسبت به سهم قراء و بلوکات به دو هزار و نهصد و سی و شش سهم تقسیم می شود . از این مقدار سهم لنجانات اصفهان به سی و سه سهم می رسید .طبق این تقسیم بندی لنجانات از سی و سه سهم زاینده رود ، ده سهم را دارا می باشد که چهار سهم آن به النجان تعلق دارد و آن به چهل و شش سهم تقسیم می گردد . (احتمالا منظور از النجان ، لنجانات پائین باشد ) اما آنچه در این رساله مد نظر ماست ، تقسیم بندی آب لنجانات بالا است که سه ده لنجان در این بخش قرار گرفته است . بر اساس این رساله لنجان بالا از کل آب زاینده رود شش سهم دارد و این شش سهم خود بر هشتاد و هشت سهم تقسیم می شود که سهم شهرستان لنجان از این قرار می باشد. مادی بابکی ریز نیم سهم . مادی چمگردان یک سهم . مادی ورنامخواست پنج سهم . مادی سده و مزارع شش سهم . مادی ریز و مزارع هفت سهم . مادی بابا شیخ علی یک سهم . مادی بیستجان و نوغفران یک سهم و نیم . مادی بزه اوشان یک سهم و ... . ( تاریخ اصفهان .حاج میرزا حسن خان جابری انصاری .به تصحیح جمشید مظاهری انتشارات مشعل . چاپ امیر . چاپ اول 1378 ) با این اوصاف می توانیم یک قدمت نسبی 522 ساله برای شهر سه ده در نظر بگیریم. سوال دوم : قدمت شهر سه ده لنجان را بر اساس قراین مستند تاریخی تا چه دورانی می توان به عقب برد ؟ در توجیه این سوال دو مؤلفه را در نظر گرفتم و با استناد به آنها در مقام پاسخگوئی به این سوال بر آمدم . نخست : نوع معماری شهر سه ده که خود در دوران کودکی و نوجوانی این گونه معماری را تجربه کردم و باز مانده های از آن هنوز هم در شهر چشم را نوازش می دهد . و در کنار این نوع معماری ، درب های چوبی بجا مانده که امروزه هم زینت آرای بنا های است که به راحتی و سادگی هر چه تمام تر به تخریب آنها مشغولیم . دوم : بر اساس رساله تقسیم آب زاینده رود که توسط عالم برجسته عصر صفوی ، بهاء الدین عاملی " که نامش محمدبن عزالدین حسین بن عبدالصمد جیعی عاملی حارئی همدانی معروف به شیخ بهائی است . اما در مورد معماری قدیمی شهر سه ده باید گفت استفاده معماران در بنای خانه ها از سقف های ضربی یا در نزد عامه مردم سقف های گنبدی ، از شایع ترین نوع معماری ایرانی در عصر صفویه می باشد .اگر چه سقف ضربی و گچ کاری های مربوط به آن از ویژگی های خاص معماری ایرانی در پیش از اسلام در ایران هم بوده است ، اما بر اهل تاریخ پوشیده نیست که بر آمدن دولت شیعه مذهب صفویه در ایران ، تقییراتی را در این نوع معماری باعث شد که از آن جمله بود افزوده شدن دهلیزی یا به عبارت محلی دالانی بر مدخل ورودی منازل بود که باعث می شد تا اهل خانه از گزند دید نامحرمان در امان باشند والبته این پدیده جدید خاص فرهنگ شیعه بود که با رسیمت یافتن مذهب تشیع در ایران به معماری ایرانی هم سرایت نمود .پس در این دوران غالب معماری و ساختمان سازی به صورت ضربی یا گنبدی انجام می گرفت . قریب به اتفاق بنا های موجود در سه ده از این نوع بودند . اگر چه در کنار این نوع ساختمان سازی شیوه مرسوم دیگری هم باب بود که همان سقف مسطح با پوشش چوب و تخته بود ولی بد نیست بدانیم تا آنجا که از پیران شهر پرسیدم و شنیدم ، این سقف ها با گذشت زمان در سه ده رواج یافت و یکی از دلایل آن را ساده بودن و کم هزینه بر بودن این نوع ساختمان سازی می دانستند . از موارد قابل ذکر و جالب توجه دیگر که می توان بر اساس آن قدمت شهر سه ده را تا پیش از هرگونه کاوش های باستان شناسی به عصر صفویه ( صفویه از 907 هجری قمری تا 1135 هجری قمری در ایران فر مانروائی نمودند ) رسانید (522 سال پیش ) ساخت درب های بود که رواج آنها بلاشک در عصر صفوی در ایران آغاز شد و ساخته شدن این گونه درب ها نیز از تأثیرات مذهب تشیعی بود که صفویان مرواج و بانی آن بودند . در باب سختگیری های مذهبی در عصر صفوی در منابع این دوران مطالب فراوانی می یابیم و گویا این تعصبات در ساختن درب ها هم سرایت نمود . با کمی دقت در درب های چوبی این دوران در می یابیم که کوبه های این درب ها برای استفاده دو جنس مرد و زن متفاوت ساخته می شد . بدین صورت که در یک طرف لنگه درب که سمت راست لنگه درب را شامل می شد ، کوبه ی فلزی سنگین شبیه به دسته ی هاون های فلزی که امروزه هم در منازل استفاده می شود ، ساخته می شد تا مورد استفاده مردها قرار گیرد . دور نگاه داشتن اهل خانه از دید اغیار ، ضرورت توجه به این مهم را در ساخت درب ها باعث می شد . کوبه ی دومی که در درب ها قرار می گرفت و در سمت چپ واقع می شد ( نگاه مرد سالارانه به زن) به شکل نعل اسب، خاص زنان بود ، به این صورت که چنانچه مردی بر دربی می کوفت آهنگ و ضرب سنگین کوبه حکایت از آن می نمود که مردی در پشت درب است و زنان از باز کردن درب معاف می شدند و مردی از اهل خانه درب بر روی مرد می گشود و چنانچه زنی بر درب می کوفت ، ضرب و آهنگ سبک و نازک آن حکایت از آن داشت که زنی در پشت درب منتظر است و مردان از گشودن درب معاف می شدند ( البته با اندکی تسامح ) . تا آنجا که به یاد دارم تمامی درب های سه ده از این ویژگی بر خوردار بود و هنوز هم وجود دارد . نجاران و آهنگران این درب ها با الهام از نماد های مردانگی و زنانگی ، کوبه ها را می ساختند . این بحث ادامه دارد
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |

