ًًً WWW.SIF86.blogfa.com
تاریخی و اجتماعی و فرهنگی
واژه سده و دو سوال و پاسخ بر آن در پست پیشین اشاره ای به شهرستان لنجان داشتم . امشب و در این پست نگاهی به واژه سده خواهم داشت ولی از هرگونه قضاوت و پیش داوری در این باره پرهیز خواهم کرد که در غلطیدن در آن را بسیار سخت می دانم ، چرا که با سیلی از سوالات، حد اقل در مورد زادگا هم رو به رو می شوم که یافتن پاسخی در خور برای آنان را تقریبأ دست نیافتنی می دانم . اما همواره معتقدم که برای بسیاری از پرسش ها پاسخی یافت می شود . در این جا و در پایان وجه تسمیه سده ، نمونه ای از اینگونه سوال را مطرح خواهم کردوبراساس قراین تاریخی به پاسخ آنان خواهم پرداخت واژه سده : واژه سده (س و د هر دو مکسور)در فرهنگ نفیسی و برهان قاطع به معنی آتش شعله کننده و شعله بلند و زبانه دار آمده است . سده واژه فارسی می باشد که در پهلوی «ست»،«سد» ( س با فتحه ) است . در عربی به گونه ی سذق یا سدق نوشته و بیان می شود .سده از عدد سد گرفته شده است . می گویند چون سد روز از زمستان بزرگ سپری می شد ، مردم جشن سده بر پا می کردند . به بیان دیگر سد هنگام ، یعنی پنجاه شب و پنجاه روز به نوروز مانده زرتشتیان جشنی را بر پا می کردند . سوال(1) : آیا میتوان گفت شهر سده لنجان هم می تواند شامل این وصف قرار گیرد یا نه ؟ سوال دوم : قدمت شهر سده لنجان را بر اساس قراین مستند تاریخی تا چه دورانی می توان به عقب برد ؟. پاسخی بر پرسش اول : حداقل تا انجام کاوش های باستان شناسی ، با قاطعیت می توان گفت که این شهر جایگاه بر گزاری جشن های سده (س و د مفتوح ) از آن نوع که در بالا و بر اساس فرهنگ نفیسی و برهان قاطع آمده است ، نبوده . هر چند نباید از یاد برد که در آثار تاریخی موجود در منطقه لنجان ذکری هم از آتشکده زرتشتیان شده است. این مطلب را از آن جهت بیان می دارم که در بررسی وجه تسمیه خمینی شهر ( معروف به سده اصفهان ) می خوانیم که : «گفته اند که چون این شهر محل بر گزاری جشن های سده و آتش پیش از اسلام بوده است به آن سده می گویند . ولی تصور نمی رود که این نام با جشن سده و آتشگاه نزدیک آن شهر بستگی داشته باشد.» (شناخت استان اصفهان ، نویسنده : ایرج افشار ، انتشارات هیرمند ، چاپ اول ، 1378 ) در این جا و با وجود آنکه می بینیم که در مجاورت خمینی شهر (سده ) کوه معروف به آتشگاه قرار دارد و در منابع تاریخی این کوه از آثار زرتشتیان اصفهان بوده ، نویسنده بر گرفته شدن نام سده برای این شهر را محتمل نمی داند و بیان زیر را شایسته تر می داند و چنین می آورد : «تا سال 1338 ه. ش به این شهر سه ده می گفتند و نامی درست و به جا و زیبا بوده است . زیرا از سه ده به نام های خوزان ، فروشان ، و ورنوسفاران به و جود آمده است که در اثر گسترش روستا های سه گانه امروز به صورت شهر در آمده است .» با این اوصاف سزاوار تر آن است که شهر سده لنجان را هم این گونه بنویسیم « سه ده » و در وجه تسمیه آن بگوییم که این شهر در ابتدا از سه ده (قلعه گونه) به و جود آمده که برای این جانب محل هر یک از ده یا قلعه ها هنوز محرز نشده است . از این نوع شهر ها که وجه تسمیه ای چون شهر سده داشته باشند در ایران فراوان است مانندشهر نه کوچ شهرستان نیک شهر استان سیستان و بلوچستان که از بهم پیوستن نه ده و در اصطلاح محلی آن کوچ تشکیل شد و یا مانند شهر پنج ده در استان خراسان که آن هم از به هم پیوستن پنج ده بو جود آمده است .اما در باره سوال دوم .....ادامه دارد. جغرافیایی تاریخی و خبط ها چندی پیش در یکی از وبلاگ های همکاران فرهنگی در خصوص پیشینه تاریخی شهرستان لنجان و خصوصأ مرکزیت این شهرستان ( زرین شهر ) مطالبی نظرم را به خود جلب نمود که ناگزیرم ساخت پیرامون آن توضیح مختصری ارائه نمایم . البته مرادم از این توجیه صرفأ سپاسگذاری و تشکر از این همکار محترم فرهنگی که از فعالان عرصه علم و فرهنگ شهرستان بوده و هست، می باشد ، چرا که طرح اینگونه مباحث گامی مؤثر در روشن ساختن تاریخچه شهرستان لنجان علیا می باشد و از این بابت جای قدر دانی از این عزیز فرهنگی می باشد . اما آنچه در خصوص پیشینه شهرستان لنجان (شهر زرین شهر )در این وبلاگ آمده است از قرار زیر است عمده ترین دلایل سابقه تاریخی ونام لنجان عبارتند از : لنجان یا زریّن شهر ؟؟؟ 1- درکتاب حدود العالم نوشته شده به سال 372هجری آمده است : « .. خان لنجان شهرکی است خرّم وبسیار نعمت وباکشت وبرزاست »(2) 2- ناصر خسرو (394-481 هجری ) درسفرنامه خود می نویسد : «..وازآنجا به خان لنجان رسیدیم وبردروازه شهر نام سلطان طغرل بیک نوشته دیدم واز آنجا به شهر اصفهان هفت فرسنگ بود ومردم خان لنجان، عظیم ، ایمن وآسوده بودند ، هر یک به کار وکدخدایی خود مشغول »(3 3- لسترنج می نویسد «... درساحل راست زاینده رود ناحیه بزرگ خان لنجان ، آخرین نواحی چهارگانه جنوب زاینده رود واقع است .بنابر روایت های تایید نشده چون فردوسی ازخشم سلطان محمود غزنوی فرار اختیار کرد به خان لنجان پناه برد .(7) منبع : حسامسرا به نشانی انترنتی:hesamsara.parsiblog.com در توضیح این مطالب خالی از لطف نیست که بدانیم در علم جغرافیای تاریخی که به مطالعه و تحقیق پیرامون شهر ها و مناطقی از سکونتگاههای انسانی می پردازد ، یک نکته را یاید همواره در نظر داشت و آن این است که در منابع دست اول تاریخی بسیاری از شهر ها و مناطق یاد شده امروزه به دلایلی (سیل ، زلزله ، آتشفشان ، حملات خارجی ، خودسریهای شاهانه و....) از بین رفته یا جابجا شده و یا تقییر نام یافته و حتی در مواردی مناطقی با مشابهت اسمی سر بر آورده باشند که در این صورت نیازمند احتیاط در بکارگیری اثبات سابقه تاریخی آن شهر یا منطقه خواهیم بود و البته کاوش های باستان شناسی هم در این مهم بسیار ذینفع و سودمند خواهد بود . از نظر تاریخی و بر اساس منابع موجود در اثبات نامگذاری و سابقه تاریخی لنجان ، انچه این همکار گرامی از آن غافل شده اند، اینست که واژه خان لنجان در منابع ذکر شده هیچ تناسبی با لنجان یا زرین شهر ندارد به عبارتی نمی توان از این واژه استنباط کرد که خان لنجان همان لنجان یا زرین شهر است . توجه فرمائید : دژ خان لنجان، در روستای خولنجان دهستان گرکن جنوبی بخش مرکزی قرار دارد . از این دژ در حال حاضر آثار مهمی بر جا نمانده است و روستای خان لنجان که مردم محل خولنجان می گویند بر جای آن قلعه بنا نهاده شده است . ( شناخت استان اصفهان ، نویسنده : ایرج افشار ، انتشارات هیرمند ، چاپ اول ، 1378 ) پس آنچه در سفر نامه ناصر خسرو قبادیانی و حدود العالم و لسترنج در مورد خان لنجان آمده است روستای خولنجان بوده است و ربطی به لنجان یا زرین شهر ما ندارد . در همین کتاب آمده است :« زرین شهر که در گذشته شهر ریز و ریز لنجان خوانده می شده است دارای پیشینه چندانی نمی باشد و تا پیش از ایجاد کارخانه ذوب آهن اصفهان به صورت آبادی کوچکی در نزدیکی زاینده رود شکل گرفته بود » نیز لازم به ذکر است که همین مؤلف در بیان بنا های تارخی این شهر می نویسد : « مهمترین آثار تاریخی این شهر و پیرامون آن عبارتند از مسجد جامع – آتشکده زرتشتشیان – تالار شاه نشین از دروان صفوی – سنگ نوشته عبری از سده دو میلادی . نتیجه گیری : آنچه آمد از آن جهت قابل توجه است که برای نگارش تاریخ شهرستان لنجان و تک تک شهر و روستا های آن عزمی قوی و منابع تاریخی قویم و کاوش های باستان شناختی ، لازم و اساسی می باشد و خارج از این چهار چوب ، هرگونه نگارش تاریخ این شهرستان به داستان نویسی یا اغراق گوی شبیه تر است تا به تاریخ نویسی . این نکته در باره شهر سده ی ما هم کاملا صادق است .
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |


