تبليغاتX
ًًً WWW.SIF86.blogfa.com
نکته ها و گفته ها (104)

نگاهی به پرسش دوم ( چرا آقا محمد خان ازعنوان پادشاهی استفاده نکرد )

جهت توضیح وتفسیر این پرسش مناسب می دانم ابتدا نگاهی به واژه خان در فرهنگ های مختلف داشته باشم تا بهتربتوانم پاسخی در خور برای پرسش یاد شده داشته باشم

واژه خاني بمعني چشمه است. اين واژه در گويشهاي گوناگون ايراني بصورتهاي: خان، كان، كهن،‌كن، كهني، كاني، خوني و خاني بازمانده است و بكار ميرود. مصغر آن خانيچه و خانيجه است. با بررسي ژرف، پيرامون اين واژه و پيشينه‌ي آن، به انگيزه ي نامگذاري بسياري از ديهاي ايران پي ميبريم،

واژه خاني بمعني چشمه و خانسار بمعني چشمه سار، در متنهاي تورفاني مانوي بصورت «خانيگ Xânخg» و «خانسار Xânsâ» بكار رفته است. در يكي از بخشهاي آثار مانوي ترفاني (زير عنوان: پدر بزرگي و بهشت) اين عبارت آمده است: دارُگ،‌خانيگ اُد آبروُد پَد هُو وارينديسپ روز DârûXânخ ud âbrôd pad hô wârênd wخsp roz يعني درخت، چشمه و گياه به او (بوسيله او) به وجد آيند همه روز. و در عبارت ديگري از همين سرودهاي ترفاني (زير عنوان: اهريمن و دوزخ) واژه خانسار آمده است:

زَهرين خانسار ِازدمند اژ هو  zahrên Xânsâr isdamênd az hô

يعني زهر گين چشمه سار (چشمه سار زهرآگين) بيرون دمند از او  (از آن بيرون ميجهند) و نيز در منظومه درخت آسوريك (كه آنهم از آثار منسوب به مانوي است) در يك بيت ضمن مناظره بُز با درخت خرما واژه خانيگ (كه هم بصورت پارتي خانيگ و هم بگونه پهلوي جنوبي خانيك خوانده ميشود) بكار رفته است

 

گمان ميرود كه اين واژه و صورتهاي گوناگون آن از ريشه اوستائي كان (Kân يعني كندن) آمده باشد زيرا عين اين ريشه اوستايي بصورت اسم در گويشهاي امروزي ايراني زنده است

در گويشهاي كردي اين واژه بصورت «كاني Kânî» و «كهني kahanî» امروز هم، بكار ميرود

با توجه به آنچه در معانی مختلف خان آمد می تواند نتیجه گرفت که از آنجا که آقا محمد خان سر سلسله جنبان دودمان قاجار بود و مؤسس این حکومت محسوب می شد ، استفاده از واژه خان و بکار گیری آن توسط مورخان این دوره از تاریخ ایران امری بجا و مناسب بوده است .

از طرفی مدت زمان تشکیل حکومت توسط آقا محمد خان از زمان تاجگذاری که نقطه آغاز هر حکومتی به حساب می آید تا زمان کشته شدن او ، چیزی در حدود 8 تا 9 ماه(کمی بیشتر یا کمتر) به طول نینجامید و این مدت زمان کوتاه البته مجالی در اختیار او قرار نداد تا ببینیم که او در مسیر بعدی حکومت خود چگونه و بر اساس چه سیاستی به اداره ایران خواهد پرداخت  .

همچنین در یک مقطع زمانی مشخص در تاریخ معاصر ایران و بر حسب وضعیت خاص حاکم بر کشور، بسیاری از حاکمان این دوره (از زمان فرو پاشی صفویه تا بر آمدن قاجار ها در ایران ) خصوصأ کریم خان و تمامی جانشینان پس از او ، تلاشی در جهت حذف عنوان پادشاهی را در اداره کشور نمودند . این مهم و این که آقا محمد خان مدت های مدیدی از دوران جوانی خود را در دربار زندیه گذرانده بود ، نمی توانست خالی از تدبیر و سیاست برای او بوده باشد .

ذکر یک نکته دیگر هم در این باره شاید خالی از فوایده نباشد و آن این است که پدر آقا محمد خان و اجداد او تا دوران صفویه ، همگی از رهبران ایل بزرگ قاجار بودند وهمین رهبری و زعامت بر ایل قاجار ، آنان را به عنوان خانی مفتخر می ساخت . شاید آقا محمد خان نیز به این رسم دیرین پدران خود پایبند بود و از این رو به خان بودن و نه پادشاه بودن خود اکتفاء نمود .                                                          پایان

 

 

 

 


|+|نوشته شده در جمعه 1387/04/28 ساعت 7:49 قبل از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (103)

دوپرسش و دو پاسخ تحلیلی بر آنها(۲ )

                                                اما تحلیل بنده  از این متن :

از موارد فوق که بگذریم ، دقت در متن فوق( نکته ها و گفته های 102 ) و مراجعه به مکاتبات اداری و دیوانی در عصر قاجار و توجه به این که در این دوران نثر خاصی در نگارش مورد عنایت اهل قلم بود ، می توان نتیجه گرفت که استفاده امیر از عنوان دار الفنون برای این مر کز مهم علمی در ایران چندان دور از ذهن نبوده است . سیری در سفر نامه ها (اعم از داخلی یا ترجمه سفر نامه های خارجیانی که از ایران عصر قاجار بازدید داشته اند و نامه های اداری قاجار ، جوابی بر پرسش اول ما خواهد بود که علت استفاده ازعنوان دار الفنون توسط امیر کبیر چه بوده است .

در منابع این دوره استفاده گسترده از لغات عربی در نگارش متون گوناگون امری عادی و روزمره بود . واژه های مانند دار الشوری (حانه مشورت ) برای مجلس شورا ، دارالعلم (برای مراکز علمی و حوزه های علمی ) دارالشفاء ( برای مراکز پزشکی ) دار المساکین ( برای بینوایان و تهی دستان ) دار الترجمه (مرکز ترجمه نوشتار از زبان های اروپائی و خارجی )  بار ها و بارها توسط نویسندگان و حتی در محاورات عامیانه  این دوره به کار گرفته شده است .

دقت در رشته های تحصیلی موجود در دار الفنون هم می تواند ما را در نامگذاری این مرکز علمی رهنمون باشد . در حقیقت به جزء رشته های تاریخ و حغرافیا که در دار الفنون تدریس می شد ، سایر رشته های موجود در آن بر حسب تقسیم بندی های امروزی از علم در زمره علوم پایه و مهندسی قرار می گیرند .

 همچنین و چنانکه از متن قبلی (واژه پلی تکنیک ) بر می آید زیبنده ترین ترجمه ای که امیر می توانست در گویش و نگارش فارسی از آن بهر گیرد ، واژه دارالفنون بوده که بر گردانی از همان پلی تکنیک لاتین است و به معنی (علوم فنی و حرفه ای ، البته به صورت تحت الفظی ) است که با واقعیت های موجود علمی در این مرکز علمی سازگار بود . جهت تأیید این مطلب به متن زیر توجه فر مائید :

..... در حالي كه حدود يكماه از آغاز ساختمان مدرسه مي‌گذشت، اميركبير ژان داودخان مترجم اول دولت را در شوال 1266 هـ.ق براي استخدام 6 نفر معلم به شرح زير به اتريش فرستاد:

 

 معلم پياده نظام

 يك نفر

 معلم سواره نظام

 يك نفر

 معلم توپخانه

 يك نفر

 معلم طب و جراحي

 يك نفر

 معلم علم مهندسي  

 يك نفر

 معلم علم معادن

 يك نفر

 

نظر امير كبير آن بود كه معلمان خارجي بايد از مداخله در امور سياسي مملكت خودداري نمايند و تنها به كار تدريس بپردازند. به همين ملاحظه با استخدام معلمين روسي و انگليسي و فرانسوي مخالف بود و مايل بود كه معلمين مورد نظر خود را از اتريش،‌كه در امور داخلي ايران دخالت نمي‌نمود استخدام نمايد.

پس از چندي اميركبير سه نفر ديگر را به گروه شش نفري فوق‌الذكر افزوديك نفر داروساز جهت تعليم فيزيك، كيمياي فرنگي (شيمي) و داروسازي و دو نفر معدنچي كه بتوانند در معادن كار كنند و يا به اصطلاح سركارگر خبره باشند.

ترتيب كار استخدام هفت معلم انجام گرفت مگر دو معدنچي كه براي كار در معادن در نظر گرفته شده بودند. ژان داودخان با هر كدام قرارنامه جداگانه‌اي در 12 شوال 1267 (10/اوت 1851) امضاء نمود ومدت خدمت هر يك را پنج سال و حقوق سالانه هر كدام را حدود ششصد تومان معين نمود وبراي مخارج رفت و آمد هر كدام نيز چهار صدتومان در نظر گرفت.

هفت معلمي كه به اين ترتيب از اتريش استخدام گرديدند از اين قرارند:

 

 1-كاپيتان زاتي   

 معلم مهندسي

 2-  كاپيتان گومنز 

 معلم پياده نظام و تاكتيك نظامي

 3-  نايب اول كرزيز

 معلم توپخانه

 4- نايب اول نميرو

 معلم سواره نظام

 5- چارنوتا

 معلم معدن شناسي

6-  دكتر پولاك 

 معلم طب و جراحي و تشريح

 7- فكتي

 معلم علوم طبيعي و داروسازي

 

و همانطور که می دانیم  در اروپا و امروزه هم علوم مربوط به نظامی گری جزء غلوم پایه محسوب می شوند . در مورد پرسش دوم باید بگویم که...... این پست همچنان ادامه دارد .

 

 

 


|+|نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/26 ساعت 6:42 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (102)
                                                    

                                               نمائی از مدرسه دار الفنون

دوپرسش و دو پاسخ تحلیلی بر آن (1)

یکی دو روز پیش یکی از دوستان اهل تاریخ در تماس تلفنی که با من داشت خواست تا در خصوص دو موضوع تاریخی قدری اطلاعات ، البته به صورت مستند در اختیار او قرار دهم . این دو موضوع عبارت بودند از :

1– وجه تسمیه دارلفنون که از سوی میرزا تقی خان بنیانگذاری شد چه بود ، به عبارتی ، چرا نام دارالفنون برای این مدرسه ( در حقیقت دانشگاه ) انتخاب شد .

1-     چرا آقا محمد خان ، به آقا محمد شاه معروف نشد . یا به عبارتی ساده تر ، چرا آقا محمد خان قاجار  عنوان خان را بر عنوان محمد شاه ترجیح می داد .

البته یافتن جوابی مستند برای این دو سوال از نظر این جانب قدری مشکل و بعضأ ناممکن است . به عبارتی این که در فلان کتاب تاریخی و در فلان صفحه آن به این موضوع پرداخته شده است تقریبأ دست نیافتنی است.در جستجو های که داشتم سندی مکتوب نیافتم و در مطالعاتی که پیشتر در خصوص تاریخ قاجار داشتم در مورد سوالات مطرح چیزی نخوانده ام و به یاد نمی آورم . از این رو بر آن شدم تا در حد کفایت به تحلیل دو سوال فوق بپردازم . برای تحلیل سوال اول مختصری از سابقه تاریخی مدرسه دارالفنون را در این جا می آورم چرا که نکته ای در آن است که می تواند در پاسخ به سوال یاریم نماید .اما در باره مدرسه دار الفنون:دستور تاسيس دارالفنون يا مدرسه پلي تكنيك در 1266 هجري به وسيله امير كبير صادر شد و ساخت آن اندكي بيش تر از يكسال طول كشيد. هنگامي كه در 26 محرم 1268، امير كبير از مقام خود خلع شد، ساختمان مدرسه تازه به پايان رسيده بود. بنا به نوشته روزنامه " وقايع اتفاقيه"، مدرسه در 6 ربيع الاول 1268 افتتاح شد. خان ملك ساساني ( سياستكاران، ص ص 43 و 45 ) به 5 نامه امير كبير خطاب به شاه استفاده مي كند كه نشان مي دهد كه دارالفنون پيش از اين تاريخ فعاليت خود را آغاز كرده بوده است. با اينحال دارالفنون، پس از ورود معلمان اتريشي به ايران، حوالي اول صفر 1268 به طول كامل مورد بهره برداري قرار گرفت. هدف اصلي اصلاحات ميرزا تقي خان نوسازي ارتش بود و دار الفنون را نيز به همين منظور تاسيس كرده بود و وظيفه اصلي آن تربيت افسر، مهندس و پزشك براي ارتش بود.

با اينحال ادبيات فارسي و عرب و طب سنتي نيز در دارالفنون تدريس مي شد. غير از اين هفت معلم اتريشي، اروپاييان ديگري هم كه قبلا در ايران كار مي كردند در دارالفنون تدريس مي كردند از آن ميان دكتر كلوكه و دكتر اشليمر هلندي، لومر و بوهلر فرانسوي به ترتيب موسيقي و رياضيات تدريس مي كردند. استانيسلاو بورووسكي لهستاني جغرافي و زبان فرانسه تدريس مي كرد و ژول ريشار نيز معلم زبان فرانسه بود. ژول ريشار كه در زمان محمد شاه به ايران آمده بود، پس از مرگ او اسلام آورد و نام خود را به ميرزا رضا خان تغيير داد. پس از خروج دكتر پولاك از ايران، دكتر تولوزان نقش مهمي در آموزش نسل جديد پزشكان ايراني دارالفنون ايفا كرد. بودجه دارالفنون از عايدات استان هاي ملاير و تويسركان تامين مي شد............. ادامه دارد

 

 

 

 

 

 

 


|+|نوشته شده در یکشنبه 1387/04/23 ساعت 9:13 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
آخرین نوشته ها
نکته ها و گفته ها (116)
نکته ها و گفته ها (115)
نکته ها و گفته ها (114)
نکته ها و گفته ها (113)
نکته ها و گفته ها (112)
نکته ها و گفته ها (111)
نکته ها و گفته ها (110)
نکته ها و گفته ها (109)
نکته ها و گفته ها (108)
نکته ها و گفته ها (107)
آرشيو وبلاگ
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
" href="http://www.cur.Sub.ir">جدیدترین قالبهای بلاگفا