تبليغاتX
ًًً WWW.SIF86.blogfa.com
نکته ها و گفته ها (101)

پالیز دار و تکرار تاریخ (2):

این شبکه مرموز وظیفه داشت که اطلاعات طبقه بندی شده رژیم را در زمینه های روابط خارجی ، مجالس سنا و شورالی ملی ، وزارت خارجه ، ساواک ، ارتش شاهنشاهی ازطریق میکرو فیلم ، کپی ، نمونه برداری از اسناد و مدارک به شیوه های جدید جمع آوری و به سازمان MI6 تحویل نماید . باند خبیر خان در توافقی که بین سازمان های CIA وmi6  انجام گرفت بیشتر مورد توجه آمریکائیان قرار گرفت . اگر چه مدت فعالیت این باند اطلاعاتی در سال های پایانی رژیم چندان به طول نینجامید ولی سری ترین اطلاعات حکومت را در اختیار مقامات اطلاعاتی آمریکا و انگلیس قرار داد . باند مزبور تنها زمانی که ساواک اطلاع یافت که برخی از اسناد فوق محرمانه رژیم به خارج از کشور درز کرده است به تکاپو افتاد تا عامل یا عوامل جمع اوری آنها را شناسائی نماید . از این جا  بود که نسبت به حرکات و رفتار خبیر خان مشکوک شدند و او را زیر نظر گرفتند چرا که او و یکی دو نفر دیگر ، تنها کسانی بودند که بدون تشریفات و وقت قبلی می توانستند به خدمت شاه بروند . به زودی یکی از عوامل مرتبط با باند خبیر خان در وزارت خارجه شناسائی شد و از طریق او باند خبیر لو رفت . از آنجا که سازمان سیای آمریکا دورا دور از فعالیت های ساواک در باره باند خبیر اطلاع داشت او را در جریان گذاشت. در جریان یکی از مسافرت های که خبیر حان به اروپا داشت با تلاش ساواک در سویس توسط پلیس بین الملل دستگیر شد و به طرز جالبی تنوانست از چنگال پلیس سوئیس و ساواک ایران  رهائی یابد . ماجرا از این قرار بود که ولیل مدافع انگلیسی تبار او با دقت و آشنائی که با قوانین سوئس داشت موجبات تبرئه خبیر خان را در دادگاه سوئیس و پیش از تحویل او به دولت ایران  باعث شد . این در حالی بود که ساواک در ایران چند تن از دستیاران خبیر خان را شناسائی و دستگیر کرده بود . این حادثه زمینه های افشای اسناد مربوط به کمک های آمریکا به ایران در قالب اصل چهار ترومن را توسط خبیر خان باعث شد . ماجرای عباس پالیز دار هم چیزی شبیه به همین ماجرای خبیر خان گودرزی است که تنوانست خود را از خاک بر افلاک کشد . در پایان ذکر این نکته را لازم می دانم که تا مشخص شدن ماجرای پالیز دار حد اقل از نظر تاریخی ، باید منتظر اخبار و اطلاعات بیشتر بود تا بتوان به قضاوت نشست ، پس تا آن روز ...... البته اگر........           

 

 

 

 


|+|نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/19 ساعت 10:3 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (100)

                                 

                                                              ارنست پرون جاسوس انگلیسی

 پالیز دار و تکرار تاریخ : چند روزی است که محافل سیاسی و اجتماعی کشور در گیر مسئله ای شده است که از نقطه نظر تاریخی اگر چه مهم و قابل درج در تاریخ جدید ایران است ولی به نوعی موردی تکراری در تاریخ این مرز و بوم است .موضوع افشا گریها ی عباس پالیز دار، گذشته از صحت و سقم آنها ، این جانب را به یاد موردی مشابه در دروان محمد رضا شاه پهلوی انداخت که قصد دارم در این پست به آن بپردازم و پیش از هر چیز یاید بگویم  بنده در این مورد(افشا گریهای دکتر پالیز دار ) نه اطلاعات کامل و جامعی دارم و نه وقت گران بهاء خود را صرف مواردی از این دست می نمایم ، چرا که نظایر آنرا در تاریخ بسیار خوانده ام و از این دست در تاریخ فراوان می یابید از جمله در تاریخ پهلوی دوم که به آن خواهم پرداخت.

در مباحثی که تحت عنوان تبعات کمک های آمریکا به ایران در قالب اصل چهار (پست های 93 و 94 ) داشتم آنچه مطرح می شود این است که چگونه و از چه طریقی مشخص شد که شاه ،کمک های مالی آمریکا را بین خانواده یا حامیان رژیم خود بذل و بخشش نمود. به عبارتی آنچه متعلق به آحاد ملت ایران می شد ، نصیب افرادی خاص و حاکمه شد. این خود ماجرائی دارد که بی شباهت با موضوع پالیز دار امروزی نیست

در حقیقت اطلاعات مربوط به این رسوائی شاه توسط سرویس اطلاعاتی خبیر گودرزی ( معروف به خبیر خان) جمع آوری و افشا شد . کیفیت و چگونگی آن هم از این قرار بود که خبیر از مردمان جنوبی کشور بود که دوران جوانی خود را با کار وتلاش در آبادان (قطب نفتی ایران ) آغاز نمود و توانست مورد توجه مقامات انگلیسی در آبادان قرار گیرد . این توجه به زودی خبیر را در جرگه عوامل MI6 (سازمان اطلاعات خارجی انگلیس ) قرار داد . مستعد بودن خبیر برای فعالیت های اطلاعاتی و از طرفی روحیه مناسبی که برای نفوذ در افراد و شخصیت های مختلف داشت به زودی او را از جمله مناسبترین جاسوس های MI6 در ایران قرار داد . با این اوصاف بود که خبیر خان برای نفوذ در دربار ایران به تهران اعزام شد . سازمان اطلاعات انگلیس با توجه به روحیه محمدرضا شاه و با توجه به این که از همان دوران جوانی و پیش از پادشاهی افرادی نظیر ارنست پرون ( مرموز ترین جاسوس mi6)) را در کنار محمد رضا شاه داشت ، این بار و پس از فوت پرون ، از وجود خبیر برای ادامه راه پرون استفاده نمود. خبیر با صرف کمترین تلاش ها موفق شد تا محرم اسرار شاه شود به نحوی که همیشه اجازه داشت در هر ساعت و در هر جا خدمت شاه برسد . او بیشتر شب ها را در اتاق مجاور اتاق خواب شاه و حتی در همان اتاق خواب شاه به سر می برد از این رو بدون کمترین دغدغه و ترسی از ساواک و اطرافیان شاه و با جلب توجه آنها توانست با کمک سایر جاسو سان انگلیسی فعال در دربار ، شبکه اطلاعاتی قوی را که به کوچک ترین و محرمانه ترین اطلاعات رژیم دست رسی داشت ، سازمان دهی نماید. این شبکه مرموز وظیفه داشت که..................... این پست ادامه دارد         

 


|+|نوشته شده در شنبه 1387/04/15 ساعت 7:12 قبل از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
آخرین نوشته ها
نکته ها و گفته ها (116)
نکته ها و گفته ها (115)
نکته ها و گفته ها (114)
نکته ها و گفته ها (113)
نکته ها و گفته ها (112)
نکته ها و گفته ها (111)
نکته ها و گفته ها (110)
نکته ها و گفته ها (109)
نکته ها و گفته ها (108)
نکته ها و گفته ها (107)
آرشيو وبلاگ
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
" href="http://www.cur.Sub.ir">جدیدترین قالبهای بلاگفا