ًًً WWW.SIF86.blogfa.com
تاریخی و اجتماعی و فرهنگی
تختی ها هرگز نمی میرند(2): مرحوم تختی با درخشش زود هنگام خود در میادین ورزشی توجه همگان و بالاخص مردم عادی و فقیر را به خود جلب نمود ، چنانکه با دیدن او در کوچه و بازار گوئی یار و مدد کار خویش را می دیدند. این پیشرفت زود هنگام و استقبال بی نظیر مردم از تختی ، حسادت دربار را به همراه داشت. این حسادت خصوصأ ، علیرضا پهلوی را که یک چندی مسئولیت فدراسیون ورزش رژیم را بر عهده داشت بیشتر از هر چیزی می آزرد . یک ، دو بار در مجالس ورزشی با ورود علیرضا کمترین استقبال از او به عمل آمد و همزمان با ورود مرحوم تختی ، فریاد های تختی ما خوش آمدی ، سرور ما خوش آمدی باعث شد تا علیرضا پهلوی به حالت قهر مجلس ورزشی را ترک نماید . این گونه استقبال های مردمی و حکایت هایی که از جوانمردی های او در میادین ورزشی بیان می شد هر چه بیشتر تنفر دربار و شاه را از محبوبیت تختی در بین توده ها باعث می شد .اوج این تنفر و برای اولین بار در سال 1338 اتفاق افتاد و این زمانی بود که ورزشکاران مدال آور ایرانی در مسابقات بین المللی به پیروزی های درخشانی نایل آمدندو در ملاقاتی که با شاه داشتند ، مرحوم تختی حاضر به بوسیدن دست شاه نشد برای محمدرضا شاه این عمل تختی اوج ذلت محسوب می شد .ادامه این عمل و سرایت آن به سایر دوستان ورزشکار تختی عاملی بر مرگ او توسط ساواک گردید . پس از آنکه ساواک نتوانست از طریق پول و وعد های چون پست و مقام تختی را به اطاعت از رژیم و مدح شاه وادار نماید به دنبال بهانه ای بود تا بدون صدا و در اختفاء مطلق از خطری که از جانب او ،رژیم را تهدید می کرد رهائی یابد . این بهانه در حادثه دلخراش زمین لرزه بوئین زهرا که جان هزاران نفر از هم وطنانمان را گرفت به وقوع پیوست . در جریان این حادثه مرحوم تختی به طور خود جوش اقدام به جمع آوری کمک های مردمی برای زلزله زدگان بوئین زهرا نمود و از انجائی که به مسئولان رژیم در جمع آوری کمک های مردمی اعتمادی نداشت ، خود در بازار و کوچه پس کوچه های تهران به راه افتاد و سیل کمک های مردمی با حضور تختی در صحنه به نهایت خود رسید . از آنجا که شاه و دربار می حواستند از این حادثه به نفع خود بهر برداری نمایند و مردم توجهی به این کمک ملوکانه نداشتند ، زمینه را برای دخالت ساواک فراهم نمود و از او خواستند تا هرچه زودتر از این اقدام انسان دوستانه دست بردارد و چون تختی حاضر به این کار نشد با ارعاب و تهدید مجبورش ساختند تا به خانه اش باز گردد از این زمان تا سال 1346 که او را ناجوانمردانه به قتل رساندند ، حقوق و مزایای او را از فدراسیون کشتی قطع نمودند و حتی اسم او را از لیست ورزشکاران ایرانی حذف نمودند . خانه محقر او که با مدال های جونمردانه اش زینتی دو چندان یافته بود با این حرکت رژیم به جولانگاهی برای مبارزه با حکومت تبدیل شد . مرحوم تختی با روی آوردن به کار و تلاش و کمک به مردم از طریق محبوبیتی که در بین آنها داشت به زندگیش رنگ و بوی دیگری داد . رژیم منحوس ستم شاهی که تاب این مردانگی و غیرت را نداشت و سر سختی و سازش ناپذیری تختی را دید ، همت بر قتلش نمود . با ترفند او را به هتل آتلانتیک کشاندند و به قتل رساندند. بارها مرحوم تختی برای دوستانش بیان داشته بود که او را خواهند کشت . ساواک تمامی اسناد مربوط به این قتل را از بین برد تا رد پائی از خود به جا نگذارد . پس از پیروزی انقلاب اسلامی هیچ سندی دال بر دخالت ساواک در این ماجرا یافته نشد . ولی سر به نیست کردن کارگر بی چاره غسالخانه که پیکر شکنجه شده تختی را غسل داده بود و مخفیانه دفن کردن پیکر او در ابن بابویه و شهادت هتلدار که مرحوم تختی را پیش از یافته شدن جسدش در هتل با چند مرد ناشناس شیک پوش دیده بود ، همه گواهی بر این جنایت حکومت داشت . یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |


