تبليغاتX
ًًً WWW.SIF86.blogfa.com


ًًً WWW.SIF86.blogfa.com

تاریخی و اجتماعی و فرهنگی

                                                      

تختی ها هرگز نمی میرند: نمی دانم چرا امروز  به این موضوع پرداختم .همین قدر می دانم که هنوز هم بارقه ی امیدی از روحیه ی پهلوانی بدان معنا که مورد نظرم می باشد در جامعه امروز وجود دارد ، هرچند اندک و گاه شاید نوعی خود نمائی باشد . اما هر چه هست بر آنم داشت تا یادی از زنده یاد غلامرضا تختی نمایم . هم او که در زمان اختناق با روحیه و اقدامات مردانه اش که هر کس را شایسته آنها نبود ، درسی به بزرگی تاریخ را برایمان به ارمغان گذاشت . بخوانیم و تدبر نمائیم که زندگی را جزء این سزاوار نیست .  

مرحوم غلامرضا تختی فرزند رجب یخ فروش بود .رجب از طریق یخ فروشی امرار معاش می کرد و بر سر همین شغل هم به آوارگی کشیده شد  . پدر رجب حاجی قلی خوار و بار فروش بود و از انجا که در داخل مغازه اش روی تخت بار فروشی اش هم می خوابید و هم بساط خود را پهن می کرد به تختی معروف شد . غلامرضا در چنین خانواده ای و در چنان محله ای (خانی آباد ) دیده به جهان گشود و  از همان اوان کودکی مزه فقر را چشید و همین باعث ان شد تا درد جامعه اش را در یابد و درمانش را نه از سکوت در برابر ظالم که از طریق مبارزه منفی با آن آغاز نماید و تو گوئی در این راه ،مقلدو رهروی مهنداس کرام چندی (مهاتما گاندی ) بزرگ مبارز پرهیز از خشونت (ساگاتریا ) بود . این شیوه برخورد با ظالم چنان حکومت وقت و حامیان آن را به لرزه در آورد که وجودش را تحمل نیاورده ، به کشتنش مجبور ساختند و اسطوره ای را در راه مبارزه با ظالم و ظلم بوجود آوردند. گرچه غلامرضا کشته شد و لکه ننگ دیگری بر دامان رژیم گذاشت ولی به دنبال خود غلامرضا های دیگری را پرورش داد و خواهد داد . مرحوم غلامرضا تختی با حضور در گود زور خانه هم به پرورش جسم خود و هم از این نمد به پرورش روحیه فتوت در خود پرداخت تا شاید بتواند انتقام خود را از ظالم بگیرد . روحیه عیاری البته در تاریخ ما از یک طرف بارقه ی امیدی در دل نا امیدان ایجاد می کرد و از طرفی و با گذشت زمان به بلائی بر جان مردم ما مبدل شد که در این مجال نمی توان بدان پرداخت . تختی با حضور خود در میدان ورزش باستانی هم عرق ملی خود را به وطن و هم زنده کردن روحیه جوانمردی را و هم مبارزه با فساد را به اثبات رسانید.

از شیو های مرسوم حکومت پهلوی در کسب وجهه ی مردمی برای خود ، جیره خوار کردن و به عبارتی وابسته به خود کردن گروهها و چهره های علمی ، فرهنگی ، ورزشی و.. بود و چه بسیار افرادی در کسوت های مختلف بودند که برای لقمه نانی خفت این بار ننگین را بر دوش خود کشیدند تا چند صباحی را در آسایش  و رفاه باشند و هر گز به عاقبت کار خود نیندیشیدند . اما گویا در آن میدان فساد و تباهی ،بودند مردانی که مرد بودند و برای لقمه نانی پشت به خدمت دو تا نکردند و فریادشان این بود که : ای شکم خیره به نانی بساز تا نکنی پشت به خدمت دو تا . تختی از این دست مردان ، مرد بود . در این جا به یکی ، دو نمونه از مبارزات منفی او در برابر رژیم اشاره ای خواهم داشت . پس تا بعد ...     

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/05| ساعت 10:4 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |

                                                      

                                                            فرح پهلوی

                                                 از فقر تا فقر (۳)

فرح در سال 1337 جهت  دیدار مادرش به ایران بازگشت ، این بازگشت او به ایران مصادف شد با ازدواجش با محمدرضا شاه و چگونگی آن بدین قرار بود که مدتی پس از دیدار مادرش و هنگامی که قصد بازگشت به فرانسه را داشت ،پاسپورت و مدارک او توسط ساواک به جرم فعالیت های چپگرایانه توقیف شد و اجازه خروج از کشور به او داده نشد . به دنبال این ماجرا و جهت رفتن به فرانسه ناگزیر به اردشیر زاهدی که در این زمان در وزارت خارجه مسئول رسیدگی به امور دانشجویان ایرانی خارح از کشور بود ، شد . اردشیر یار غار و شب زنده داری های شاه و از جمله کسانی بود که در حصارک کرج دارای ویلای باشکوهی بود و در این ویلا از زنان و دختران استقبال می کرد و پس از کام جوئی آنها را در اختیار شاه قرار می داد . زیبائی فرح در این ملاقات باعث شد تا زاهدی جهت انجام کار هایش او را به حصارک بکشاند و پس از استفاده خود آنرا در اختیار شاه قرار داد و همین موضوع زمینه های علاقمندی شاه به فرح و ازدواج او را باعث شد . پیشنهاد این ازدواج هم از سوی شهناز پهلوی دختر شاه و همسر اردشیر زاهدی به فرح داد شد و به دنبال آن این ازدواج سر گرفت (1338) و در همان سال و با پول دولت ایران و با هواپیمای خصوصی شاه ،فرح جهت انجام تصویه حساب با محل تحصیل خود در پاریس عازم این کشور شدو این بار به عنوان همسر شاه ایران.

فرح بلافاصله پس از ازدواج با شاه به بدعت گذاری در دربار پهلوی پرداخت و در اولین حرکت بدعت امیز خود به تشکیل دفتری و استخدام کارمندانی برای دفتر مخصوص شهبانو اقدام کرد و در دومین بدعت خود شروع به یار گیری از کمونیست های باسابقه و یاران غار خود به عنوان رئیس دفتر و مسئول و کارمندان آن پرداخت .  از آن جمله کریم پاشا بهادری همسر قبلی خود را (بدون این که قانونأ طلاق آنها اعلام شود ) به دفتر خود فرا خواند ، پسر دائیش رضا قطبی را و نیز هوشنگ نهاوندی را به ریاست دفتر خود بر گزید و در یک حرکت به اصطلاح فرهنگی و با توجه به نوع تحصیلات خود اقدام به شناسائی ، خرید و جمع آوری آثار و اشیاء تاریخی در سراسر ایران نمود ، حرکتی از همان نوع که بیانگر فقر فرهنگی او شد . این دفتر با بیش از 600 کارمند به فعالیت گسترده در نقاط مختلف ایران برای یافتن و قاچاق اشیاء تاریخی کشور پرداخت و در روستا های دور افتاده کشور هم نفوذ یافت و رقیب سرسخت اشرف و فرزندش شهریار در زمینه قاچاق اشیاء تاریخی ایران شد . این حرکت و حرکت ها ی بعدی او دلالت بر فقر فرهنگی کسی داشت که از فقر اقتصادی شروع کرد و به فقر فرهنگی به پایان برد . بیائید از این ماجرا ها درس عبرت بگیریم . موفق باشید.

 

 

نوشته شده در شنبه 1387/04/01| ساعت 9:1 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |


قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا

src="http://dariushloves2.persiangig.com/Dariush-kod/Dariush-SHAHR-e-GHAM.wma" style="border:1 black solid; background-color:#000000;" width="140" height="65" type="application/x-mplayer2" autostart="true" loop="true" SHOWSTATUSBAR="1" ShowPositionControls="0">
www.bahar-20.com --> Bahar-20 بهاربيست

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست