تبليغاتX
ًًً WWW.SIF86.blogfa.com
نکته ها و گفته ها (83)
 

 

تحلیلی از شعار های دوران انقلاب اسلامی (2): زبان گویای راهپیمائی هائی که عمدتأدر تهران از سال 1342 تا 1357 شنیده می شد ، در چهار رکن خلاصه می شوند . این شعار ها که از نوارهای تظاهرات مردمی استخراج شده اند با یک درصد تقریبی مشخص می شوند که در این جا به برخی از آنها اشاره می نمایم .

1-  شعار ضد استبدادی : این شعار ها بیشترین حجم شعار های مردمی را در بر می گرفت و شامل دو گروه استبداد داخلی و خارجی آن (ظلم و جور مستشاران آمریکائی در ایران ، بعد خارجی آن محسوب می شود. ) می شد و در غالب های فکری متفاوت بیان می شدند . در این جا به چند نمونه از آن ها اشا ره می نمایم .

پنجاه سال سلطنت ، پنجاه سال خیانت -  مرده و نابود باد سلطنت پهلوی – شاه تو را می کشیم – مزدور امریکائی اخراج باید گردد – شاه سگ زنجیری آمریکاست – ای شاه خائن آوار گشتی ، خاک وطن را ویرانه کردی -  دروازه تمدن یا قتل عام مردم – تا دفع هر ستمگر ، نهضت ادامه دارد. – ما پیرذوی قرآنیم ، سلطنت نمی خواهیم و....

این شعار ها بر اساس نوارهای موجود حدود 38% شعار های این دوران را شامل می شد.

2-  انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی : پس از شعار های ضد استبدادی ، و در درجه دوم مردم ایران بیشترین ندای خود را بر مقوله دگرگونی یا انقلاب از نوع اسلامی آن داشتند . حجم گسترده این شعار از سال 1356 رو به فزونی گذاشت و تا روزهای پیروزی انقلاب اسلامی ادامه یافت و با این شعار ها مردم از همان ابتدای پیروزی و با بیانات امام خمینی موضع خود را در بر پائی حکومت آینده اعلام نمودند و این گونه شعار ها بود که در 11 فروردین 1358 باعث شد تا حکومت جمهوری اسلامی با2/98%بیشترین طرفدار را داشته باشد.در ذیل به برخی از این شعار ها اشاره می نمایم .

اتحاد ، اتحاد ، ضرورت انقلاب – تنها ره سعادت ، ایمان ،جهاد ،سعادت-  نصرمن اله فتح قریب -  کشته شدگان راه حق راه حسین رفتهاند ، ماندگان شهر ما لبیک به زینب گفته اند -  جنبش مسلمان توحیدی ، حکومت اسلامی -  فرموده روح خدا چنین است: سکوت و سازش کار خائنین است -  خلق مسلمان مسلح شوید و............... در یک جمع بندی تقریبی حدود 31% شعار های این دوره را حکومت اسلامی و تشکیل آن در بر می گرفت.

3-  رهبری آیت اله خمینی : با وجود این که امام خمینی کیلومترها از ایران دور بود و همواره و در ابتدا به حضور و رهبری و مسئولیت پذیری روجانیت در ادره کشور معتقد نبود ، ولی از همان ابتدا و با وجود دور بودن از کشور ، مردم همواره ایشان را به عنوان رهبری معنوی خود در مبارزه با رژیم مورد حمایت و لطف قرار می دادند و پیام های ایشان را به هر شکل ممکن در سراسر کشور توزیع و تکثیر می کردند .بد نیست بدانیم استاد آبراهامیان از انقلاب 57 مردم ایران و رهبری امام با عنوان انقلاب نوار نام می برد که بسیار مناسب و به جا می باشد . در ذیل به برخی از این شعار ها اشاره می نمایم نهضت ما حسینی است ،رهبر ما خمینی است – حزب فقط حزب اله ، رهبر فقط روح اله – این است شعار ملی ، خدا ، قرآن خمینی – خمینی بت شکن خدا نگه دار تو –رهبر این سرزمین ، خمینی نازنین و............

در مجموع حدود بیش از 16% از شعار های این دوره را رهبری امام تشکیل می داد .

4-  یاد گذشتگان : از موارد جالب توجه در شعار های این دوره ، عنایت و یاد آوری تمامی کشته شدگان  در راه آزادی و مبارزه با رژیم شاه بود و این نکته برخاسته از حس نوع دوستی و وطن خواهی ما ایرانیان بود . در ذیل به مواردی از این نوع اشاره می نمایم .

در طلوع آزادی جای شهداء خالی – دکتر علی شریعتی معلم شهید ماست – دورد بر رهبران انقلاب اسلامی – درود بر شهدای راه آزادی – ما ملت ایرانیم ، همچون ابوذر ها ، در پهنه تاریخ و................

این شعار مردمی هم در حدود 15% مجموع شعار های را در بر می گرفت.

 

                                   

                                                       

       

                                                                                                                                                    

 

 

 

 


|+|نوشته شده در دوشنبه 1387/03/06 ساعت 8:23 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (83)

تحلیلی از شعار های دوران انقلاب اسلامی: در بررسی تاریخ معاصر ایران و از نکات جالب توجه آن خصوصأ در تظا هرات و اعتراضات مردمی ، معنا و محتوای شعار های سر داده شده ، از اهمیت بسیار مهمی در تحلیل وقایع بر خوردار است . این مسئله از آن جهت دارای اهمیت است که از یک طرف ظرافت شعار ها و از طرفی وجود روجیه شعر و شاعری را در فرد فرد ایرانی به خوبی بیان می دارد. جهت روشن شدن این موضوع به یکی از اینگونه شعار ها که اصولا و فی البداهه از حلقوم خلق ناراضی بیرون آمده است اشاره ای خواهم داشت .

در تاریخ مشروطه ایران و آن جائی که واقعه مهاجرت کبری و کشته شدن طلبه جوان، عبد الحمید  پیش می آید، سیل خروشان خلق ناراضی از این توهین حکومت به مردم و روحانیت ، جنازه سید مقتول را بر دست نهاده در حالی که بر سر و یسنه خود می کوبند و به سوی خانه ی سیدین ، طباطبائی و بهبهانی می روند در راه با بانک بلند شعار می دهند « یا غریب القرباء  - کشته اند سید ما » . البته این طبع شاعر گونه تنها در شعار های سیاسی این دوران کاربرد نداشت و دایره ی آن به نوحه ها و مرثیه ها هم کشیده می شد ، محض اطلاع و خنده به یکی از این نوحه ها هم اشاره ای می نمایم . در باره کشف حجاب رضا شاه مطالبی خوانده یا شنیده ایم . پس از اجرای این قانون در ایران و با وجود مخالفت های گسترده مردمی ، اگر چه با خشونت رضاشاهی ملت تن بدین ذلت داد (البته آنان که زمینه مساعد را داشتند) اما همواره و در هر جا و در هر مکان مخالفت خود را با این ذلت اعلام داشتند از جمله در تهران و در ابتدای حکومت رضا شاه ، قوای قزاق تکیه ای برای عزاداری خود بر پا داشتند که به تکیه دولت معروف بود . روبه روی این تکیه گیلانی های تهران صاحب تکیه ای بودند . در یکی از  محرم های این زمان قوای قزاق در نوحه های خود چنین می خواندند و بر سر و یسنه می کوبیدند که : اگر در کربلا قزاق بودی – حسین را بی یارو یاور نبودی. بر وزن همین نوحه گیلانی ها نوحه ای با این مضمون سروده و بر سر و سینه می کوبیدند که: اگر در کربلا قزاق بودی چادر را از سر زینب ربودی همان بهتر نبودی . این طبع شعری در جریان انقلاب اسلامی به شکلی جدید وارد عرصه مبارزات ملت شد که در پست بعدی بدان خواهم پرداخت.

 

 


|+|نوشته شده در شنبه 1387/03/04 ساعت 11:41 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها(81 )

شبکه بدامن و اهداف آن در ایران:

از سال 1320 ه.ش به بعد نفوذ آمریکا در ایران به صورت عملی و گسترده آغاز شد . این حضور در ابتدا جنبه نظامی داشت و پس از پایان جنگ جهانی دوم و از انجائی که این دولت دور از جنگ آغاز گر دور جدیدی از استعمار ملل بود ، با خروج زود هنگام نیروی های خود از ایران در چهار چوب پیمان تهران ، تمامی تلاش خود را به کار گرفت تا به صور مختلف در ایران نفوذ یابد . اعطای کمک های مالی  (اصل چهار ترومن ) به ایران راه اندازی ساواک  ، اعطای وام های طویل المدت با بهره کم به ایران ، فروش جنگ افزار های پیشرفته به ایران ، همه و همه گوشه های کوچکی از حضور جدید آمریکا در ایران بود اما شاید یکی از مخفی ترین و مزموز ترین دخالت های امریکا در ایران استفاده از شبکه های مخفی بود که بارز ترین آنها ، شبکه بدامن بود . البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که این اقدام آمریکا در ایران قبلا نیز از سوی انگلیس  تجربه شده بود منتهی این بار مهره های به بازی گرفته شد متشکل از بد نام ترین افراد و اشخاص می شد . در ادامه توجه شما را به گوشه ای از این شبکه فاسد که نقش مهمی در کودتای 28 مرداد داشت ، جلب می نمایم .

در اسناد سرویس اطلاعاتی آمریکا از مهمترین عملیات سی- آی- ا - درایران بانام رمز عملیات  بدامن نامبرده شده است .

مارک گاز یور وسکی درکتاب معروفی که پیرا مون دخالت آمر یکا در کودتای 28 مرداد 1332 نوشته است چنین می اورد: آمریکا در او اخر سال 1948 میلادی ، اجرای یک سلسله عملیات با رمز بدامن را با سرپرستی دو ایرانی به اسامی نرن و سیلی آغاز نمود.

عملیات بدامن تشکیل احزاب ضد کمونیستی و نفوذ در سایر احزاب برای تبدیل آنها به یک نیروی مخالف کمونیست ها را در بر می گرفت .

 عملیات بدامن کنترل و اداره احزاب سومکا – زحمتکشان – نیروی سوم و پان ایرانیست ها و جبهه ی ملی را نیز در بر میگرفت.

گروهی از روشنفکران و نویسندگان نیز جذب این شبکه شدند که معروفترین آنها عبارتند از : مصطفی مصباح زاده – نصرت اله معینیان – داریوش همایون – عباس مسعودی – علی جواهر کلام – عباس شاهنده – هادی هدایتی – علی اصغر امیرانی – مهدی میر اشرافی – رسول پرویزی – عبدا الرحمان فرامرزی – و ... بودند .

 


|+|نوشته شده در جمعه 1387/03/03 ساعت 11:45 قبل از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (80)
بیان یک اشتباه و توضیح یک اصطلاح (2): حزب سومکا و حزب فاشیستی آریا را همانطوریکه گفتیم سر لشکر ارفع رئیس ستاد ارتش به در خواست آمریکا و انگلیس سامان داد و پس از آن افرادی همچون داود منشی زاده ، داریوش همایون ، و سرهنگ حسین منوچهری ( آریانای بعدی ) از سردمداران اصلی آن احزاب شدند . داود منشی زاده : دارای تمایلات شدید ضد کمونیستی بود وعقل درست و حسابی هم نداشت . خود را همانند هیتلر می آراست ، اورنیفورم می پوشید و وسط خیابان نادری قدم می زد و به مردم سلام هیتلری می داد. او پس از کودتای 28 مرداد 1332 که حزب توده در ایران غیر قانونی شد و همزمان باتشکیل ساواک به کمک آمریکا و سازمان سیا، مورد توجه تیمور بختیار قرار گرفت و جذب این سازمان اطلاعاتی شد. او همزمان با برکناری تیمور بختیار و رفتن او به لبنان ، همراه او به لبنان و سپس به عراق رفت . پس ازترور تیموربختیار او به آلمان عزیمت نمود و در کنفدارسیون دانشجویانی ایرانی این کشور نفوذ یافت و تا مدت های مدید با ساواک همکاری می کرد. او در ترور تیمور بختیار نقش اساسی داشت و در مدت مغضوب شدن تیمور تمامی تحرکات او را به ساواک ایران گزارش می کرد. داریوش همایون : او داماد سر خانه سر لشکر زاهدی ( فضل اله ) بود و از اعضای عالی رتبه روزنامه کیهان و از مأموران مخقی ساواک بود . او همراه با امین زاده از اعضای دیگر حزب ، در بسیج افرادی نظیر حسین رمضون یخی ، برادران هفت کچلون ، محمد عشقی و مصطفی دیونه و تعدادی از چاقو کشان و کارگران کوره پز خانه های تهران ،جهت بر هم زدن اجتماعات ضد حکومتی از جمله حزب توده نقش مهمی را برعهده داشت. با این توضیحات جای بحثی باقی نمی ماند که حزب سومکا با پوشیدن لباس نازی ها و همراه کردن علم و کوتل آنها ، و با تقلید صرف از نازی ها ، با هدف مقابله با شوروی در ایران سازمان دهی و تدارک می شدند . این گروه با این شعار که آلمان ها در ایران به احداث راه آهن ، جاده های شوسه ، بانک و بیمه های تکمیلی و مدرسه همت گماشته اند ، با شکست این دولت در جنگ جهانی دوم قلبأ نارضایتی خود را با دست زدن به اقدامات بیان شده ، نشان می دادند . بیزاری مردم ایران از سیاست های چندین ساله انگلیس در ایران به رشد طرفداران این حزب در ابتدا کمک فراوانی نمود . این گروه در برخی از شهر های ایران مانند کرمان چنین شعار می دادند که هیتلر کرمانی زاده و همشهری آنها است . این گروه همچنی ادعا می کردند که جرمانی به معنی آلمانی ، در واقع همان کرمان است که خارجی ها چون زبانشان نمی گردد و نمی توانند خوب فارسی حرف بزنند ، می گویند جرمانی . از دیگر چهره های این حزب که بد نام بودند می توان از سرهنگ دیهیمی ، سروان یحیائی ، سروان محمود ارم نام برد که مستقیمأ و از سرهنگ ارفع و او نیز بدون واسطه از دربار فرمانبرداری داشت . حزب سومکا به دلیل فحاشی ها و اوباشگری مفرط و تشکیل شدن از بدترین چهر ه ها خیلی زود وجهه خود را از دست داد . وابستگی بیش از حد این حزب به آمریکا و انگلیس نیز باعث شد تا از صحنه درگیری های داخلی کنار رود ولی برخی از چهره های بد نام آن مانند منشی زاده و همایون همچنان با ساواک و سفارت های خارجی در ارتباط باقی ماندند. منشی زاده بعد ها به مونیخ گریخت و در انجا نشریه سوگند را به چاپ رسانید .
|+|نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/01 ساعت 8:32 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
آخرین نوشته ها
نکته ها و گفته ها (116)
نکته ها و گفته ها (115)
نکته ها و گفته ها (114)
نکته ها و گفته ها (113)
نکته ها و گفته ها (112)
نکته ها و گفته ها (111)
نکته ها و گفته ها (110)
نکته ها و گفته ها (109)
نکته ها و گفته ها (108)
نکته ها و گفته ها (107)
آرشيو وبلاگ
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
" href="http://www.cur.Sub.ir">جدیدترین قالبهای بلاگفا