تبليغاتX
ًًً WWW.SIF86.blogfa.com
نکته ها و گفته ها (70)

افول چراغ علم ، دیروز و امروز :

هفته ای را که در آن قرار گرفته ایم (12 تا 18 اردیبهشت ماه )، با نام مقدس معلم  نامگذاری کرداند . نگارنده این ایام را به تمامی همکاران فرهنگی در داخل و خارج از کشور تبریک گفته ، آرزومند افروخته شدن مجدد چراغ علم و دانش بر بام سرای این مرزو بوم  هستم .چرا که اعتقاد دارم آنچه امروزه البته روبه خاموشی رفته و می رود نه شأن و مقام و منزلت معلم است که  می دانم او خود جایگاه والائی در قلب ها دارد و هرگز نمرد آنکه دلش زنده شد به علم . بلکه این افول چراغی است که از آن باعنوان علم یاد می کنند.

اما چرا امروز را به این موضوع مهم اختصاص دادم ، نه از آنجهت که هفته گرامی داشت مقام معلم را در پیش رو داریم بل از آن جهت که فقدان یکی از مهمترین علوم را در منطقه ی به  وسعت سه شهرستان و چند صد نفری دانش آموز در مقطع متوسط  ،شاهدیم و این خلاء به تدریج در حال خود نمائی است و در آینده ای نه چندان دور آثار زیان بار خود را هر چه بیشتر بر منطقه نمایان خواهد نمود و  ماامروزه شاهد برخی از جلوه های آن هستیم .مگر نه اینکه همت خود را بر اعتلای فرهنگ و هویت ایرانی _اسلامی در عرصه های داخلی و خصوصأ خارجی قرار داد ایم  پس چه شد که با بزرگترین عرصه علم و فرهنگ ( علوم انسانی ) چنین ظالمانه برخورد نمودیم. شاید این سخن حکیم و فیلسوف هند باستان در سه هزار سال پیش گویای دغدغه امروزی ماست که فرمود:

 اگر می خواهی یک سال زندگی کنی ، درختی بکار.

اگر می خواهی ده سال زندگی کنی ، گندم بکار .

 اگر می خواهی صد سال زندگی کنی ، انسانی را پرورش بده .

مع الوصف ، با بررسی تاریخ ایران در دوران میانه و به دنبال آن تا دوران جدید (قاجاریه ) اهم مواردی که باعث افول چراغ علم که روزی شعله های آن اروپای قرون وسطی را در بر گرفت و روشنائی بخشید ، شد در یک نگاه کلی عبارتند از :

تعصبات حکومتی .

حمایت حکومتیان از علمی خاص.

حملات خارجی .

پیدایش نحله های عقیدتی و دینی در عرصه علم و علم آموزی. .

یورش برخی از متکلمان اسلامی به علم .

فقدان توجه به صاحبان عقل و اندیشه از سوی صاحبان قدرت.

ضعف ساختاری در بنیان مراکز علمی .

ارزش داوری غیرعلمی از سوی مراکز سیاسی.

محدودیت مراکز علم آموزی.

و در دوران معاصر هجمه گسترده علوم تجربی و پایه (این مورد خصوصأ در زمینه به حاشیه رانده شدن علوم انسانی )  از جمله عللی بودند که خاموشی نسبی علم و ارزش مقام حاملان آن را بهمراه داشت .

ولی امروزه چه توجیهی خواهیم داشت بر این نکته که از مجموع 2000 مقاله ای که در سمینار های مختلف و مهم کشوری در سال گذشته ارائه شد ، تنها 40 مقاله در زمینه علوم انسانی، به عنوان عامل حیاتی در اعتلای هویت ایرانی – اسلامی ارائه شد و این شاید یکی از چند نمود فاجعه ای باشد که آینده علمی و اجتماعی ما را  در عرصه کشوری و جهانی تهدید می کند. اگر همین نمود را در سطح منطقه ای در نظر بگیریم عمق فاجعه وحشتناکترخواهد بود که تنها در بزرگترین و شاید تنها مرکز پیش دانشگاهی سه شهرستان (لنجان – باغبهادران – مبارکه ) 11 نفر دانش آموز رشته ادبیات مشغول به تحصیل می باشند (حسب شنید ها). نگارنده از آمار دخترانه اطلاع دقیقی ندارم اما هر چند نفری باشند مسلمأ از چند ده نفری بیش ،تجاوز نخواهند نمود و باز همچنان این موضوع جای سؤال دارد که امروزه چه عواملی باعث افول چراغ دسته ای از علوم حیاتی (علوم انسانی ) در جامعه ما شده است . این نکته را از یاد نبریم که بین افول علم و افول مقام حاملان آن رابطه ای مستقیم و همیشگی وجود دارد و تا به این نپردازیم ، آن دیگری بی معناست   

 

 

 

 

  

 

 


|+|نوشته شده در جمعه 1387/02/13 ساعت 12:58 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (69)

گذری بر نظر ها و تحولی در افکار: چندی پیش در محفلی ادبی و در جمع ادب دوستانی  صمیمی ،بحثی هم از تاریخ به میان آمد که گر چه از روی مزاح بود ، ولی چنان یافتم که در پشت این مزاح ،فکری عامیانه نهفته است .البته این مزاح خود پیشینه ای به درازای تاریخ کشورمان دارد و به قول مرحوم سپهری : هیچ کس زاغچه ای را بر سر مزرعه جدی نگرفت . نمی دانم چه زمانی ما ایرانیان باور خواهیم کرد که تاریخ فراتر از چیزی است که ذهن ما از عامی و عالم را فرا گرفته است ولی یقین خواهم داشت که چنین خواهد شد . به امید آن روز.

تاریخ در گذر گاه خود از باورها ، مفاهیم بسیاری را به خود دیده و خواهد دید ،نگارنده نیز بر این باور است که تمامی آنچه از اهل علم و عامه در این مورد بیان شده قابل احترام و تأمل و همه را به فال نیک گرفته ، بیش از هر چیز بدان امید بسته ام که مصداق این شعر شویم و یا عین این مهم گردیم که : چشم ها را باید شست – جور دیگر باید دید.

انگلس : تاریخ کشتار گاه اراده انسان هااست .

بوسوئه و طبری : تاریخ عبارت است از تجلی گاه مشیت الهی .

کارلایل و فیخته : تاریخ عبارت است از احوال قهرمانان.

پاسگال : تاریخ عبارت است از مجموعه اتفاقات و تصادفات .

ولتر : تاریخ عبارت است از سیر انسان از ظلمت اوهام و خرافات به سوی روشنائی و خرد.

کانت : انسان حیوانی است که احتیاج به ارباب دارد و تاریخ عبارت است از تحقق تدریجی یک طرح پنهان طبیعت که با ایجاد حکومت قانونی جهانی ، هم رابطه دولت ها را تحت ضابطه در آورد و هم روابط افراد را با دولتها.

هگل : تاریخ عقده ای دارد که فیلسوف باید آن را بگشاید .

هگل : تاریخ عبارت است از پیشرفت به سوی آزادی و برخی از مفسران در این تعریف هگل می گویند تاریخ در نظر وی یعنی اتو بیوگرافی خداوند.

مارکس : تاریخ عبارت است از کشمکش یا مبارزه طبقاتی .

زرین کوب :افق اگر تاریک است این تاریکی صبح کاذب است ، نه تیرگی غروب ابدی .

رنه گروسه : اگر لایه سطحی انسان متمدن امروزی را بخراشیم ، لایه انسان حجری ، پدیدار می گردد.

 هگل : بزرگترین درسی که از تاریخ می توان گرفت این است که از تاریخ نمی توان درسی گرفت.

کارل یاسپرس : تاریخ منبعی است که انسان نه تنها از آن معرفت و شناختی حاصل می کند بلکه حیات خود را نیز از آن به دست می آورد.

  زرین کوب :آنچه نیز هر کس ار تاریخ می آموزد بستگی به تصویری دارد که از تاریخ در خاطر می پرورد. در تمدن امروز صنعتی ما ،تاریخ تقریبأ خاطره ای است که انسان نه فقط به آن شعور دارد بلکه بدان زنده است .

بنتو کروچه: تاریخ عبارت است از فلسفه و مورخ فیلسوف است ، نوشتن تاریخ کار فیلسوفان است .

ژان ژان روسو : تاریخ عبارت از آن است که از میان چندین دروغ ، آنرا که به حقیقت نزدیک تر است بر می گزینند.

 زرین کوب : تاریخ رمانی است که قهرمانش وجود واقعی دارند ولی رومان ، تاریخی است که قهرمانانش وجود فرضی دارند.

  

 

  

 

 

 

 

  

 


|+|نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/11 ساعت 10:36 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (68)

گروه تاریخ زرین شهر در آینده ای نه چندان دور زمینه ی اردوی سیاحتی به استان زیبای کرمانشاه را برای همکاران خود تدارک می بیند . استان کرمانشاه دیدنی های فراوانی دارد ولی آنچه از نظر نگارنده این استان را در مدار توجه جهانگردان و مشتاقان به تاریخ این مرز و بوم قرار داده است ، معبد بزرگ الهه ایرانیان باستان (آناهیتا ) است که به راستی هنوز هم آن را در نیافته ایم و به قولی :

ای پیکرهای که نهان در دل خاکید- افسوس که سرپنجه خارا شکنی نیست.

در این پست به شمه ای از این معبد می پردازم .

 

                                        معبد آناهيتا                                                                                                              معبد آناهيتا بزرگترين بناي سنگي ايران است و شيوه ي ساخت معماري آن شامل رواق هاي سرپوشيده طويل در چهار سوي صحن وسيع مستطيل شكل ، تعداد زيادي ستون هاي تناور و كم ارتفاع در دو سوي رواق ها فضاي كوچك مستطيل شكل در شرق صحن بزرگ ، در ميان بنا هاي تاريخي و يادماني كشور منحصر به فرد است.بقاياي اين معبد عظيم با مساحتي قريب به 46 هزار متر مربع بر فراز صخره اي كم ارتفاع از نوع شيست ( سنگ سيليس از انواع سنگ هاي آتشفشاني ) در شهر كنگاور و در استان كرمانشاه قرار دارد.محور اصلي ارتباطي همدان و كرمانشاه از ضلع غربي محوطه ي وسيع معبد مي گذرد و دشت زيباي كنگاور زير پاي آن گسترده است.معبد آناهيتا نيز همچون ديگر بنا هاي كه بر بلندي ساخته شده است ، شيوه ي صفه سازي در دوران كهن در فلات ايران متداول بوده و در دوره هاي بعد نيز بنا هاي مهم پرستشگاهي و برخي بنا هاي حكومتي روي صفه بنا شده اند.قديمي ترين اشاره به آناهيتا را مي توان در نوشته ي ايزيدورخاراكسي، جغرافيانويس يوناني يافت كه در سال 37 ميلادي از كنگاور گذشته و از آن به نام كونكوبار ( Concobar ) ياد كرده است. او بوجود معبدي براي نيايش الهه ي آرتميس ( ايزد بانوي آناهيتا ) در اين شهر اشاره كرده است . در متون مربوط به دوره اسلامي هم ساخت معبد را به خسرو پرويز نسبت داده اند در اين متون از مسجد آدينه اي به نام مونس نيز باد شده كه خليفه عباسي آن را ساخته بود.ياقوت مولف معجم البلدان در قرن هفتم هجري هم از شهر كنگاور به نام كنكور ام برده است.ظاهراً قرار گيري در مسير ارتباطي مراكز مهم تمدن هاي كهن بين النهرين و پارس و حاصلخيزي دشت كنگاور عامل رونق كنگاور در دوران كهن بوده است.گذشته از اين سياحان اروپايي كه در سده نوزده ميلادي از معبد ديدار كرده اند و از آن به معبد نيايش ايزدبانوي آناهيتا ياد كرده اند .پژوهشگراني چون هرتسفلد ، آندره گدار ، اشميت و آرتور پوپ آناهيتا را معبد سلوكي پارتي به سبك معماري يوناني اعلام كرده اند. نخستين بار در فاصله ي سال هاي 1347 – 1354 خورشيدي يك هئيت ايراني به سرپرستي سيف ا... كام بخش فرد كاوش هاي باستان شناسي را در كنگاور آغاز كرد. در سال هاي بعدي ( 1377 ) نيز به طور متناوب كاوش هاي باستان شناسي در منطقه صورت گرفته است در اين كاوش ها در ميان قبور كه اغلب آن ها متعلق به دوران پارتيان است . سكه هاي مربوط به فرهاد اول ( اشك پنجم ) و ارد ( اشك سيزدهم ) و همچنين اشيا و ابزار معاش و زيور آلات كشف شده اند و در عين حال در اين مجموعه بيش از 200 علامت به عنوان علايم حجاري كشف شده كه باستان شناسان مربوط به دوره هاي هخامنشي ، آراميان و ساميان بين النهرين ، اشكاني و پهلوي ساساني مي دانند.

« وضعيت كالبدي بنا »

بناي آناهيتا چهار ضلعي مستطيل شكل و پهناوري آن به ابعاد 209 × 244 متر مربع است و هر ضلع ان ديواري به ضخامت 18.5 متر است كه روي آن رديفي از ستون هاي قطور قرار گرفته است  بلند ترين نقطه معبد 32 متر از سطح زمين ارتفاع دارد و اختلاف سطح بين دو نقطه ي منتهي اليه شمال غربي و جنوب غربي آن به 14 متر بالغ مي شود.پيكره ي ديواره هاي سكو وسيع معبد عمدتاً با لاشه سنگ و ملات گچ ساخته شده است. اما نماي بيروني آن ها با قطعات سنگي بزرگ پاك تراش چنان استادانه پرداخت شده كه به ملات نيازي نداشته و به صورت خشكه چين است.در ضلع جنوبي بنا پلكان دو طرفه اي به درازاي 154 متر احداث شده كه هر 2 تا 5 پله ي آن در يك بلوك سنگي تراشيده شده اند و پله هاي عظيم صفه تخت جمشيد را تداعي مي كنند . تعداد سنگ هاي پله در پلكان شرقي 26 و در پلكان غربي 21 عدد است . اما با توجه به ارتفاع ديواره هاي معبد رد اين بخش كه تنها 8.20 متر از آن باقي مانده است به تعيين تعداد كنوني بوده است. در بخش شمال شرقي آناهيتا نيز دو رديف موازي سنگ هاي تراشيده به كار رفته كهبر وجود يك فضاي ورودي به عرض 2 متر در اين بخش از بنا دلالت دارد.در مركز بنا صفه اي در راستاي شرقي و غربي ساخته شده است كه 94 متر درازا و 9.30 متر پهنا و بين 3 تا 5 متر ارتفاع دارد . اين صفه از لاشه سنگ هاي بزرگ كه حداقل يكي از سطوح آن صاف بوده است و نماي ان با ملات گچ پوشيده شده اما در برخي از سطوح پايين ديوار حتي نشاني از آن باقي نمانده است.روي ديوار هاي اين بنا به جز فاصله ي بين دو رشته ي پلكان جنوبي يك رديف ستون قرار گرفته كه كوتاه و قطورند فاصله ي ستون ها از محور تا محور 45 سانتي متر است . بلنداي هر ستون شامل پايه ، ساقه و سرستون معادل 3.54 متر و قطر هر يك از ساقه هاي ستون هاي استوانه اي شكل 144 و زير پايه ي ستون 60 سانتي متر ارتفاع داشته.نسبت قطر ستون به ارتفاع آن 3 به 4 و قطر و تناسب ميان ارتفاع سر ستون و ايين آن 1 به 3 است. اين قاعده بر خلاف سنت و نسيت هاي ستون سازي يونان در دوران « آركائيك » و « كلاسيك » است. سبك « دوريك » در معماري يونان عهد « آركائيك » كه نمونه بارز معماري و حجاري آن معبد « پوزنيدون » بوده و داراي ستون هايي كه ارتفاع آن ها 4 برابر قطرشان است در حاليكه ابعاد يك واحد ستون در معبد آناهيتا متشكل از پايه + سر + ميان ستون برابر 355 سانتي متر است و اين اندازه برابر فاصله بين دو ستون و ضمناً معادل دو برابر قطر پايه ستون است . بايد خاطر نشان كرد كه ستون هاي آپادانا در مقايسه با ستون هاي آناهيتا ، كالبدي كشيده تربلند تر دارند و به عناصر تزييني همچون گل و برگ و خطوطي براي تجسم احجام هنري و حيواني مزينندبه طور كلي در معبد آناهيتا ستون بندي بنا به صورت رديفي و متوازي در جهار جنب محدوده ي خارجي بناست. در فضاي مياني ، صحن باز و بسيار بزرگ بر فراز سكويي محصور بين ستون ها و فضاي كوچك مستطيل شكلي در راستاي شرقي – غربي قرار دارد كه ان هم با مجموعه اي از رديف هاي ستون هاي كوتاه سنگي محصور مي شده و به اعتقاد بسياري از باستان شناسان فضاي اصلي معبد بوده است. همانطور كه اشاره شد ستون ها در اين معبد بر خلاف آپاداناهاي داريوش و پاسارگاد ساده و بدون تزيين ، كوتاه و قطورند و غير از يك رديف گيلويي ( بالشتك ) چوبي سقف ديگري را ( برخلاف آپادانا ) تحمل نمي كرده است . در عين حال ستون هاي ياد شده به مثابه ي نرده ها و حفاظ تزييني قابل بررسي و بذل توجه بسيارند.

 نقشه های معبد ایزد بانوی آناهیتا

به رغم ارزش مجموعه آناهيتا و محصر به فرد بودن آن ، متاسفانه بيشترين تخريب وارد بر بنا در دوران اخير از سوي مردمي صورت گرفته است كه از سر نا آگاهي ، بيش از بلاياي طبيعب و عوامل جوي ، در اين زمينه اثر گذار بوده اند ، هنوز سالخوردگاني در كنگاور هستند كه به ياد دارند سنگ هاي یک پارچه و سپيد رنگ آناهيتا و آن ها را در گوي محلي « گچكن » مي ناميده اند . حتي با اندكي جستجو در ميان واحد هاي مسكوني بافت قديم شهر مي توان نشانه هاي بسياري از سنگ هاي خوش تراش عظيم آناهيتا مدفون در بدنه ها و ديوار هاي ان ها يافت.اين ميراث گرانقدر بنايي جاودانه واقع بر بلنداي صخره اي مرتفع و شكل گرفته در يك مكان مقدس به شمار آورد كه چون ديگر مكان هاي خاص و ويژه برگزاري ايين ايرانيان با حضور آب جاري در مرتفع ترين صفحات آن جذابيت و هيمنه اي كم نظير داشته است. با اين همه هنوز هم شامگاهان به وقت آرام گرفتن خورشيد در ويرانه هاي عظيم آناهيتا و در ميان ستون هاي ستبر بر جاي مانده در آن مي توان حضور روح اساطيري ايزد بانوي ايران باستان ( آرتميس = آناهيتا = الهه آب ) را احساس كرد.


|+|نوشته شده در سه شنبه 1387/02/10 ساعت 10:11 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
آخرین نوشته ها
نکته ها و گفته ها (116)
نکته ها و گفته ها (115)
نکته ها و گفته ها (114)
نکته ها و گفته ها (113)
نکته ها و گفته ها (112)
نکته ها و گفته ها (111)
نکته ها و گفته ها (110)
نکته ها و گفته ها (109)
نکته ها و گفته ها (108)
نکته ها و گفته ها (107)
آرشيو وبلاگ
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
" href="http://www.cur.Sub.ir">جدیدترین قالبهای بلاگفا