تبليغاتX
ًًً WWW.SIF86.blogfa.com
نکته ها و گفته ها (41 )

اسنادی که هرگز فاش نشد ند: در خصوص روز های پایانی حضور محمد رضا شاه در ایران در منابع و مأخذ این عصر و پس از آن جسته و گریخته مطالبی را خوانده اید. در این قسمت از نکته ها یم به گوشه ای از واپسین دلخوشی ها و سر گرمی های آخرین بت پرست ( بت نفس )  2500 ساله کشور اشاره ای خواهم داشت .

بیشترین کار محمد رضا شاه در روزهای پایانی حضورش در ایران چه بود : زمانی که کشور درتب و تاب تظاهرات خیابانی و در گیری با رژیم غوطه ور بود در آن سو تر و در گوشه ای از کاخ سعد آباد در اتاقی دربسته و مجلل اما کوچک در میان اسناد و مدارک که هر یک به تنهائی می توانست ، تاریخی را با خود داشته باشد ، محمد رضا بی توجه به شعار های طوفنده مرگ بر شاه خائن ، در افکار گذشته خود غوطه ور بود . گاهی یکی از آن ها را با حرص تا می کرد و به گوشه ای از اتاق می انداخت و گاه یکی از عکس ها را با خشم از هم می درید و در شومینه اتاقش پرتاب می کرد و ناسزائی سر می داد . برخی را به کام نیستی و عدم می فرستاد و برخی را جهت تبعید با خود آماده می کرد . یقینأ شامل عکس های عریان هنر پیشه گان فیلم مورد علاقه و محبوبش یعنی مرد شش میلیون دلاری یا بوروشور آخرین جنگ افزار های نظامی ساخت امریکا و خصوصأ هواپیما های جنگنده اف18 نمی شد پس این اسناد و مدارک چه بودند که محمد رضا آن همه نگران ان ها بود که مبادا در ایران باقی بمانند و به دست انقلابیون بیفتند.

در 26 دی ماه 1357 ه.ش و پیش از خروج محمد رضا از ایران ، جهان بین ، محافظ شخصی او مأموریت یافت که  دهها چمدان مهر و موم شده ای را درهواپیمای شاهین قرار دهد . این چمدان ها با دو چمدانی که دو هفته پیشتر به سوئیس فرستاده شده بود تا در بانکی در آنجا به امانت گذاشته شود تفاوت داشتند . اگر ان دو چمدان قبلی تمام حساب های شخصی او بود که در بانک سوئیسی به امانت گذاشته می شد ، این چمدان ها حاوی نجات یافتگان همان اسناد و مدارکی بود که او در اتاقش در ان ها غوطه ور بود و هرگز منتشر نشدند ( حداقل تا امروز ) اما این که این اسناد و مدارک شامل چه مواردی می شدند ، مطلبی است که در مجالی دیگر به شرح آن ها خواهم پرداخت ، پس منتظر باشید .   


|+|نوشته شده در چهارشنبه 1386/12/29 ساعت 10:20 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (40)

بدعتی که نام سنت گرفت : در خصوص فلسفه جشنی به نام جشن چهار شنبه سوری ، نه در جائی مطلبی خوانده ام و نه به آن باور دارم . متعصب نیستم و  به نیاکانم به دیده ی احترام می نگرم و همیشه این سخن بزرگ مرد تاریخ اخیر ( چند ده سال گذشته که ما اهل تاریخ به آن عنوان تاریخ اخیر را داده ایم ) کشور را به یاد دارم ( استاد مطهری مرحوم )  که « هرچه باشد ما ریشه ای در تاریخ باستان خود داریم و یک بعد ما باستانی و بعد دیگرمان اسلامی است » . پس من هم به دوبعدی که بیان شده است تعلق دارم و در جهت محکوم کردن یکی به نفع دیگری تلاش نمی کنم ولی نمی توانم بدعتی را هم که نام سنت بر خود نهاده است ، تحمل نمایم . در این باره سخنی دارم که به بیان ان خواهم پرداخت .

قریب به اتفاق ایرانیان جشن چهارشنبه اخر  هر سال را سنتی باستانی قلمداد نموده به آن پایبند مانده اند و امروزه سخت به آن وفادار ند و با سهمگین ترین ابزار تخریب به بر گزاری آن می پردازند ، آن هم جشن آخرین چهار شنبه سال هجری خورشیدی را و نه سال یزگردی را که 11 سال با سال خورشیدی ما فاصله زمانی دارد (به عنوان مثال ، سال 1387 خورشیدی  برابر است با 1376 یزدگردی ) . در پنج بخش اوستا شما هیچ بندی دال بر این رسم در بین ایرانیان باستان و برادران زرتشتی نمی یابید . زمانی که در اوستا می خوانیم که چهار عنصر آب ، آتش ، باد ، خاک ، که در قرا ن مجید نیز به برخی از آن ها قسم یاد شده و نام برده شده ، مقدس می باشند و هر گونه آلودن آنها شامل ملامت است ، چه جای باور ان است که آن را بیفروزند و بر آن پا بپرانند. چگونه میتوان پذیرفت که در آتش کده ها ،هیر بدان ، هیربد ( متولی آتش مقدس ) برای نیالودن آن از پتی دان ( دهان بند مقدس ) استفاده نماید و لی مردمان آن را زیر پا آلوده نمایند. چگونه می توان پذیرفت که بعد از ورود اسلام به ایران و اهل ذمه شدن زرتشتیان ، برای انجام مراسم مذهبی قومی از ایران به سوی هند سرازیر شوند تا شعله ای از آتش مقدس را با خود به ایران آورند و ما امروزه آن را پایمال نمائیم . یقین ندارم و با احتیاط می گویم که این بدعت می تواند بعد از تصنیف دینکرت که از نظر بسیاری از اهل زرتشت اعتباری ندارد ، در ایران ما رواج یافته باشد و یا شاید واکنشی باشد از سوی مسلمانان در این که آتش هم محکوم به فناست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  


|+|نوشته شده در سه شنبه 1386/12/28 ساعت 10:12 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (39 )

عظمت مردان بزرگ به چیست؟ : پاسخ به این سوال از زوایای مختلف قابل برسی است . در این بخش به از بعد تاریخی نگاهی مختصر به آن خواهم داشت . « نقطه قوت نفت انگلیس در این واقعیت نهفته است که ما امتیازاتی در سراسر دنیا داریم و شخصأ به توسعه میادین نفتی پرداخته و توزیع و اداره ان تحت کنترل ماست . اگر کشور های بخواهند رأسأ منابع نفت خود را به دست گیرند و ان را توسعه دهند ، موقعیت ما تضعیف می شود . اگر ایران به توسعه میادین نفتی در شمال کشور اقدام کند ، مدتی نخواهد گذشت که او خواستار همین کار در جنوب کشور می شود . ما نباید مشوق آن ها در توسعه چاه های نفت متعلق به خود باشیم .» این تنها بخش کوچکی از هشدار هائی بود که وزارت انرژی انگلیس به  وزارت امور خارجه این کشور در خصوص فعالیت های مر حوم دکتر محمد مصدق در راستای ملی کردن نفت ایران اعلام داشته بود . عظمت کار مرحوم مصدق و همرزمان او در ملی کردن نفت را به نظر من تنها زمانی می توان به خوبی درک کرد که سری به آمار و ارقام بزنیم .ببینید و باور کنید:

در سال 1328 ه.ش شرکت نفت ایران و انگلیس (ACC  ) بزرگترین پلایشگاه جهان ، دومین صادر کننده نفت خاورمیانه ، سومین ذخایر نفت را در ایران ما دارا بود . این شرکت 24 میلیون پوند مالیات و 92 میلیون در امد ارزی به خزانه انگلیس سرازیر می کرد و 85 درصد سوخت مورد نیاز ناوگان در یائی انگلیس را تأمین می کرد و 75 درصد از سود سالانه اش را تقسیم می نمود . اکثر این سود ها به سهامداران در انگلیس و نیز سرمایه گذاری در کویت ، عراق و اندونزی اختصاص می یافت .

این موارد تنها قسمت بسیار کوچکی از منافع سر شاری بود که نفت ایران برای دولت انگلیس به همراه داشت . و این چنین است که عظمت مردان بزرگ بر همگان معلوم می شود .  


|+|نوشته شده در سه شنبه 1386/12/28 ساعت 10:11 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
سیری در یام شباب و نقبی به ایام فراق

به نام خدا

سیری در ایام شباب و نقبی به ایام فراق

 

پیشاپیش بر همه مشتاقان سایت شهر و دیرینه دوست و آشنایم ، جناب آقای مسعود ناظم الرعایا

بر شما جمشید رهان ، ستایندگان اهورائی و روندگان انیرانی .

بر شما روان های مردان پیرو راستی و زنان پیرو راستی از هر بوم و بر .

برشما ستایندگان مهر و دوستی ، ستایندگان فروهر های جاودانی .

روز غلبه اندیشه راستی بر کجی و غلبه حق بر باطل میمون و مبارک باد.

لطفأ به ادامه مطالب مراجعه فر مائید.


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در سه شنبه 1386/12/28 ساعت 2:58 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (38 )

دالاس ها و کودتای 28 مرداد 1332 ه.ش : از ننگین ترین عمل کرد های که در کارنامه پهلوی دوم در تاریخ معاصر مان ثبت شد و برای همیشه تاریخ آن را با جزئیاتش در حافظه خود خواهد داشت ، کودتای 25 مرداد 1332 هجری شمسی است . در باره این واقعه اسفناک منابع داخلی و خارجی ، اعم از دست اندر کاران کودتا و شاهدان واقعه مطالب بسیاری را بیان داشته اند ، در این مجال کوتا فقط به یکی از جزئیات این واقعه که کمتر آن را شنیده اید  خواهم پرداخت . و شرح این هجران و این خون جگر را می گذاریم تا وقت دگر.

در جریان کودتای 28 مرداد همانطور که می دانیم سازمان سیای آمریکا و mi6 انگلیس ابتکار عمل را در دست داشتند ، اما سوال من این است که آیا در این بین منفعت شخصی گردانندگان کودتا هم مؤثر بوده است یا خیر. در جواب باید بدانیم که آلن دالاس رئیس پیشین سازمان سیای آمریکا و برادرش جان فوستر دالاس وزیر امورجارجه وقت امریکا و از عوامل مؤثر در کودتا ، هر دو از سهامداران شرکت کرامول و سولیوان بودند که در شهر دالاس ، زادگاه این دو برادر ، نمایندگی نفت شرکت نفت ایران و انگلیس را بر عهد داشتند  . از این رو بی جهت نبود که جان فوستر دالاس برای هدایت و رهبری کودتا مستقیمأ وارد میدان شد و با مسافرت به ایران خود را در گیر ماجرا نمود . در این جا از فرصت استفاده کنم و بگویم که برنده اصلی در  قضیه نفت ایران پس از تشکیل کنسر سیوم نفت و پس از کودتا  همان شرکت نفت ایران و انگلیس بود . به صورت خلاصه ببینید: 1- انگلیس 40درصد 2- پنج غول بزرگ آمریکائی35 درصد 3- رویال داچ شل 14 درصد 4- شرکت فرانسوی 6 درصد 5- شرکت های مستقل آمریکائی 5 درصد نفت ایران را به خود اختصاص دادند . جالب است بدانیم که شرکت رویال داچ شل ، شرکتی هلندی – انگلیسی بود و انگلیس یکی از سهامداران عمده این شرکت هلندی بود .

 


|+|نوشته شده در یکشنبه 1386/12/26 ساعت 9:36 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (37)
جمع اضداد در تاریخ چگونه است : درعلم فلسفه می خوانیم که جمع اضداد محال است ولی از دید ما تاریخی ها می تواند چنین نباشد . نمی دانم تا کنون شنیده اید که دشمنی به استقبال، یا ناز خری دشمنی دیگر رفته باشد . پس حالا بشنوید: در جریان شکست شعار جمهوری رضاخانی و نقش بر آب شدن ، در برنامه حساب شده ی بعدی بلافاصله رضاخان به حالت قهر و با گفتن این کلام که ، حالا که مردم جمهوری نمی خواهند من هم می روم ، به شهرستان رودهن و به  مناطق ییلاقی خود پناه برد و با انجام اقداماتی که با اشاره او و انگلیسی ها از سوی حامیان انجام گرفت ، موفق به گرفتن رأی اعتماد مجدد مجلس شد . از این رو یکی از نمایندگان مجلس مأمور شد که به رودهن رفته رضاخان را به تهران باز گرداند . بد نیست بدانید این نماینده مجلس مر حوم دکتر محمد مصدق السلطنه بود که می دانیم از دشمنان سر سخت رضا خان بود .        
|+|نوشته شده در شنبه 1386/12/25 ساعت 8:33 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (36 )

سکه رضاخانی و ضرب آن باعنوان جمهوری : در تاریخ می خوانیم که در پله های ترقی رضاخان یکی هم طرح شعار جمهوری با هدف آزمودن خلق ایران از تعقیر حکومت بود . و نیز خوانده ایم که جمهوری او نیامده و در بوته آزمون به تعبیر مرحوم آیت اله مدرس چماقی شد در دست قزاق ها که در برابر خانه ملت ، بر فرق آنها ملتی ها فرود آید .اما این هم می تواند جالب باشد که بدانیم رضاخان پیش از اعلام حکومت جمهوری و به محک گذاشتن آن ، سکه های با عنوان سکه های جمهوری و با همین عنوان بر روی انها ضرب کرد . البته برخی این اقدام را به هوادران رضا خان یا همان جمهوری خواهان رضا خانی منسوب کرده اند . هر چه باشد ضرب این سکه های طلا با هدف دادن عیدی از جانب رئیس جمهور به کارکنان دولت نکته ای در خور توجه و سوال برانگیز است . از جمله این سوالات اینکه در مقوله حکومت جمهوری ، رئیس جمهور کیست و چگونه انتخاب می شود .


|+|نوشته شده در شنبه 1386/12/25 ساعت 8:33 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (35)

نگاهی کوتاه به قشر بندی های موجود در مجالس اول تا پنجم مشروطه:

در توضیح این جدول به همین کلام اکتفاء می کنم که : تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل . در صورت تمایل می توانید برداشت های خود را در قسمت نظر دهید مرقوم فرمائید.

شاغل دوره

زمین داران

بازرگان وتاجر

کارمند

روحانی

جامعه

صاحبان مشاغل آزاد

 

کارمند موسسات خصوصی

 

طبقه پایین

 

اول

21

41

24

20

7

5                        

-

دوم

30

10

48

24

19

2                         

-

سوم

49

7

49

31

12

5                         

-

چهارم

45

9

55

23

9

1                            

-

پنجم

49

4

51

24

15

2                        

1

جمع کل

194

71

227

122

62

15                           

1

 


|+|نوشته شده در جمعه 1386/12/24 ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (34 )

نیم نگاهی به مجلس چهارم مشروطه  : از دستاورد های مهم انقلاب 1285 ه.ش در ایران ما ، یکی هم تشکیل اولین مجلس شوری آن هم از نوع ملی آن بود . مجلسی که در عین ملی بودن ، تاچندین ماه از عمر خود و حتی تا دوره های بعدی ، طبقاتی نبود که بود ، اقلیتی حق رای داشتند که نداشتند ، اقلیتی از داشتن نماینده محروم نبودند که بودند ، اختلافات عقیدتی که وجود نداشت که داشت و....

اما از این ها که بگذریم مجلس چهارم مشروطه ما حکایتی شنیدنی دارد  در این مجال کوتاه و جهت جلوگیری از اطاله کلام در ذیل به صورت گزینه ای نگاهی به کارنامه آن خواهم داشت .

1-     بعد از 6 سال از فترت مجلس سوم تشکیل گردید و یکی از جنجالی ترین مجالس مشروطه تا بدان روز بود .

2-     بیشتر از جوانان روشنفکر و پر حرارت و آزادیخواه تشکیل شده بود

3-    بیشترین در گیری و زد و خورد بین احزاب سیاسی را در خود داشت.

4-    بیشترین تکفیر های سیاسی و مذهبی بین گروه های عضو را دارا بود .

5-برخی قوانین سودمند را وضع نمود .

6-    بیشترین مخالفت را با سردار سپه ( رضا خان ) در کارنامه خود داشت

7-    در عین بیشترین مقاومت در برابر  سردار سپه ،بیشترین فرصت را هم برای قدرت یابی او فراهم کرد.

8-    اجازه قرضه 25 میلیونی دلاری از آمریکا را به دولت مشیر الدوله با باز پرداخت 8 الی 15 ساله داد .

بد نیست بدانیم که همین مجلس بود که مدرس مبارز را هم با خود داشت و همین کافی بود تا بر جنجالی بودن آن دو جندان بیفزاید .


|+|نوشته شده در پنجشنبه 1386/12/23 ساعت 8:7 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (33)

انگلیسی ها و نامزد های کودتای 1299 ه.ش : از جمله موارد آشکار دخالت انگلیسی ها در امور داخلی ایران ما انجام کودتای فرجام مند 1299 ه.ش بود . این کودتا از ابعاد گوناگون قابل ارزیابی و باز خوانی می باشد . در این مختصر مروری بر کاندیدا های این کودتا خواهم داشت.

کودتای 1299 ه.ش یکی از خزنده ترین کودتا های انگلیس در قرن بیستم و در خاور میانه در نیمه های اول این قرن بود و همانطور که می دانیم برای این کودتا دو چهره نظامی و سیاسی در نظر گرفته شده بود . چهره نظامی این کودتا خود نیازمند برسی جداگانه ای می باشد در این جا فقط به گزینه های سیاسی آن نظری خواهم انداخت.

اولین گزینه ای که برای این کودتا در نظر گرفته شد ، سردار اسعد بختیاری بود که به بهانه تعقیب بازماندگان گروه یاغی رضا جوزدانی ( با آنکه سه ماه از مرگ رضا جوزدانی می گذشت )در اصفهان با قوای تحت امرش متمرکز بودند . این فرد با توجه به پایگاه طبقاتی و خصوصأ قوای تحت اختیار می توانست گزینه خوبی باشد . از آنجا که بین این نیرو بر سر تعیین سرگروه اختلاف پیش آمد ؛ به زودی گروه ، متفرق شد و این گزینه از لیست آیرون ساید خارج شد .

دومین گزینه برای کودتا که آیرون ساید بر روی آن تحقیقاتی داشت ، سالار جنگ فرزند بانو عظمی بود که یک ماه قبل از سید ضیاء دست به کار شده بود و با گروه تحت رهبری خود که مرکب از مزدوران و جمعی از بختیاری ها بودند در سیاه کوه ورامین راهزنی اختیار کرده بودند و قصد تصرف تهران را داشتند ولی به دلایلی که نگارنده از آن بی اطلاع می باشم از لیست کانذیدا ها حذف شد .

سومین گزینه برای کودتای  1299 ه.ش ، اسماعیل نوبری از انقلابیون و مشروطه خواهان و از درجه داران قوای قزاق بود . گویا انگلیسی ها او را تشویق به بر عهده گرفتن فرماندهی قوای قزاق کرده بودند و حمایت از او را مشروط به این امر کرده بودند . عدم پذیرش این خواسته از سوی نوبری باعث حذف او از لیست آیرون ساید شد .

چهارمین گزینه برای کودتای 1299 ه.ش ، نصرت الدوله فیروز فرزند ارشد عبد الحسین میرزای فرمان فرما بود که گرایشات شدید انگلیسی و فردی تحصیل کرده و دانشگاهی بود اما چنانکه از قراین بر می آید تعلق او به ایل قاجار  باعث اصلی حذف او از لیست آیرون ساید بود. بد نیست بدانیم که نصرت الدوله از طرف مادر نوه دختری میرزاتقی حان امیر کبیر و وزیر عدلیه و وزیر خارجه دولت وثوق الدوله و صاحب نشان شوالیه و صاحب صلیب بزرگ میشل و جرج مقدس و از محالفان احمد شاه بود . به روایتی یکی از دلایلی که انگلیسی ها را از او منصرف نمود عدم موافقت وی با دستگیری شخصیت ها منتفذ سیاسی بود که انگلیسی ها خواستار بازداشت آنها بودند

پنجمین گزینه برای کودتا سید ضیاءالدین طباطبائی بود که به تفضیل در باره او در منابع این عصر اشاره شده است .


|+|نوشته شده در چهارشنبه 1386/12/22 ساعت 8:25 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
نکته ها و گفته ها (31 )

اعراب و کار بری واژه ایرانی در بین آنان : از ثمرات ورود اسلام به ایران ما ، یکی هم مسئله تشکیل کلونی نشین های عرب (مهاجر نشین ) در ایران بود . البته این کلونی ها بر خلاف سایر کلونی های قبل و بعدی که در ایران ما تشکیل شدند از یک ویژگی مهم بر خور دار بودند و آن وجود اختلافات دیرینه ای بود که در بین آن ها وجود داشت و هیچ گاه آنان را به یک وحدت نژادی در ایران رهنمون نشد . ریشه این اختلافات هم در عصبیت جاهلی بود که قرآن مجید صراحتأ به آن اشاره شده است. از این که بگذریم تشکیل این کلونی ها به صورت دوطرفه انجام گرفت ، به عبارتی به زودی کلونی های هم در مناطق مختلف عرب زبان ، توسط ایرانیان تشکیل شد و نوعی مراوده در بعد اجتماعی آن ، بین ایرانیان و اعراب بوجود آمد. تفاوت بارز این دو نوع کلونی ها (ایرانی و عرب ) گذشته از نژاد و فرهنگ ، به مقوله صنعت گری کلونی های ایرانی باز می گشت . اگر پیش از این تحولات قوم مهاجم (عرب ) از ایرانی با عناوینی چون ، حمراء ، موالی نام می بردند ، اما به زودی و با فائق آمدن فرهنگ ایرانی و تلفیق آن با فرهنگ اسلامی و نه عربی ، و شکل گیری تمدن ایرانی – اسلامی ، وازه گانی دیگر از ایرانی و فرهنگ خاص او در سرزمین های عربی رواج یافت ، اگر چه برخی از این واژه گان همچنان رنگ و بوی منفی داشت ، از این پس دیدگاه عرب نسبت به ایران و ایرانی دگر گون شد ، چنانکه ایرانیان مقیم کوفه را اجامره ، ایرانیان مقیم بصره را اساوره ، ایرانیان مقیم جزیره را حضارمه و ایرانیان مقیم شام (سوریه) را  جراحمه می نامیدند.     


|+|نوشته شده در چهارشنبه 1386/12/22 ساعت 6:12 بعد از ظهر توسط سیف اله صالحی سده |
آخرین نوشته ها
نکته ها و گفته ها (116)
نکته ها و گفته ها (115)
نکته ها و گفته ها (114)
نکته ها و گفته ها (113)
نکته ها و گفته ها (112)
نکته ها و گفته ها (111)
نکته ها و گفته ها (110)
نکته ها و گفته ها (109)
نکته ها و گفته ها (108)
نکته ها و گفته ها (107)
آرشيو وبلاگ
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
" href="http://www.cur.Sub.ir">جدیدترین قالبهای بلاگفا