اولین نمایند ای که با رشوه وارد مجلس اول مشروطه ایران شد: انتخابات اولین دوره مجلس شورای ملی هم در ایران ما حکایتی های گفتنی زیادی دارد . دراین جا و من باب اشارت ، حکایتی را بیان میکنم که که گفتنی های بسیاری در خود دارد. و اما ماجرا......
اصفهان و چهره مشهور مشروطه خواه آن : پس از به توپ بستن مجلس اول مشروطه، به بهانه یا بی بهانه ، توسط محمد علی شاه ، سیل تلگراف ها به سایر شهر های ایران سرازیر شد. اصفهان، پایتخت قدیمی ایران از جمله این شهر ها بود که در تعیین وضعیت مشروطه نو پای ایرانی سهم بسیاری داشت . با رسیدن گزارشات تهران به این شهر یکی از معروفترین روحانیون و مشروطه خواهان اصفهان بار دیگر قدرت روحانیت در بسیج توده ها را به منصه ظهور گذاشت . اگر قیام گیلان چهره بد نامی چون محمد ولی خان تنکابنی را با خود داشت و شهر مقاومت مشروطه (تبریز ) چهره های مردمی و عامیانه چون باقر خان و ستار خان را با خود داشت ، در اصفهان ما وضعیت به گونه ای دیگر بود . آقا حاج نوراله اصفهانی و برادران او ، چهره های خواهند بود که نام آنان در خاطره ی مشروطه اصفهان باقی خواهد ماند.
جهت شناخت بیشتر این چهره روحانی مشروطه خواه اصفهانی به اجمال وبه صورت گزیده به معرفی او خواهم پرداخت .
1- از فئودال های معروف اصفهان و واقفین معروف این شهر بود.
2- رئیس انجمن ایالتی و ولایتی اصفهان پس ازانقلاب مشروطه بود.
3- نامه نگاری به سران بختیاری برای تصرف اصفهان و پایان دادن به حاکمیت محمد علی شاه بر اصفهان .
4- اعطای کمک های مالی به قوای بختیاری و هدایت آنها برای فتح تهران .
5- مبارزه گستر ده با فرقه ضاله بابیان اصفهان .
6- مخالفت سرسختانه با دولت های روس و انگلیس در ایران و اصفهان .
7- جلو گیری از تخریب چهل ستون توسط ظل السلطان که خود ماجرائی دارد.
8- تشکیل کمیته های مخفیانه در تعلیم و تربیت جوانان اصفهانی (گارد ملی ) برای مقابله با محمد علی شاه .
9- انتخاب او به نمایندگی مجلس شورای ملی ، که با مشاهده جریانات روشنفکری وابسته از رفتن به مجلس خود داری نمود.
10-مهاجرت اجباری به عتبات عالیات پس از فتح تهران به دلیل تسلط جریان های غربگرا بر کشور و به دنبال آن وخیم شدن اوضاع سیاسی کشور .
11-بازگشت به ایران در دوران احمد شاه و همزمان با شروع جنگ جهانی اول و ناامنی عراق و فوت برادر بزرگ او ،حاج آقانجفی .
12-تشکیل کمیته دفاع ملی پس از اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس ، در اصفهان .
13- تشویق مردم اصفهان به حمایت از آلمان و مخالفت با روس و انگلیس .
14- مخالفت با قانون نظام وظیفه عمومی ، مصوب مجلس رضاشاهی
سرانجام حاج آقا نوراله اصفهانی به سال 1306 ه.ش به دیار باقی شتافت و جنازه او را بنا به وصیتش به عتبات عالیات جهت دفن فرستادند
احمد شاه و تمایلات آلمانوفیلی (گرایش به آلمان) او : از وقایع مهم ایران در دوران پادشاهی احمد شاه قاجار ، آغاز جنگ جهانی اول در اروپا بود که به زودی دامنه آن جهان گستر شد و به دنبال آن ایران ما هم درگیر این جنگ خود خواسته اروپا شد . همزمان با این اتفاق سه رویکرد سیاسی نسبت به نقض بی طرفی ایران در بین رجال سیاسی کشور به وجود آمد . رویکرد اول که از جانب عوامل وابسته به سفارت انگلیس و تحصیل کرده گان ایرانی در دانشگاه های این کشور (انگلیس ) حمایت و تقویت می شود و به انگلو فیل ها معروف بودند معتقد بود با نقض بی طرفی ایران ، بهتر آن است که به حمایت از انگلیس وارد جنگ شویم تا فردای پس از جنگ بتوانیم به حقوق نقض شده خود برسیم . در برابر این گروه ، رویکرد دوم قرار داشت که روسو فیل ها ،طرف داران روسیه باشند، که به شدت معتقد به حمایت از روسیه بودند ، هرچند تعداد این گروه کمتر از انگلوفیل ها بودند و جمع اقلیتی از نمایندگان مجلس دوم مشروطه را با خود داشتند. سومین رویکرد که مردمی ترین آن ها بود ، آلمانوفیل ها بودند که در میان مردم و نمایندگان مجلس دوم مشروطه حامیان بسیاری داشت ، از جمله مرجوم سید حسن مدرس روحانی معروف را می توان نام برد . این رویکرد معتقد بود به دلیل آسیب های بسیاری که ایران طی چندین سال گذشته از دولت های روس و انگلیس متحمل شده است، حال که آلمان علیه این دولت ها اعلام جنگ داده است ، بهتر آن است که دولت مشروطه ایران به حمایت از آلمان وارد جنگ شود . این رویکرد ضمن بیان ظلم و ستم انگلیسی ها و جدائی مناطقی از ایران توسط روس ها ،خواهان گرفتن انتقام چندین ساله از این دولت ها بودند. آنچه در این میان جالب توجه است ، گرایش احمد شاه جوان به رویکرد سوم (آلمانو فیل ) بود در این جا به یکی از این توجه خاص احمد شاه به آلمان ها اشاره می نمایم .
در راستای حمایت از آلمان ها در جنگ جهانی اول به دستور احمد شاه دولت مستوفی الممالک به طور مخفیانه با وزیر مختار المان در ایران وارد مذاکره شد و در این زمینه قرار داد زیر بین ایران و آلمان به امضاء رسید .
1- کمک پانصد هزار تومانی دولت آلمان به بودجه ایران
2- اتصال راه اهن ایران به راه آهن خانقین
3- تعقیر تعرف های گمرکی به نفع ایران
4- در اختیار قرار دادن یکصد هزار تفنگ و چند میلیون فشنگ به دولت ایران در کمتر از یک ماه .
5- آماده کردن نیروی یکصد هزار نفری ایران زیر نظر افسران المانی برای جنگ با متفقین .
هر چند وقوع حوادث بعدی از جمله پیش دستی روس و انگلیس در مبارزه با حامیان آلمان در ایران و بیرون راند قوای عثمانی که به طرف داری از آلمان وارد ایران شده بودند و نیز ناکامی دولت در مهاجرت ایران و ترس احمد شاه از روس و انگلیس ، باعث شد تا این قرار داد جنبه اجرائی نیابد ولی از موارد جالب در کارنامه احمد شاه قاجار محسوب می شود . موفق باشید .
نکته ای قابل توجه در زندگی مرحوم میرزاتقی فرهانی ملقب به امیر کبیر: پی بردن به زوایای پنهانی شخصیت های بزرگ، نکته ای است که می تواند ما را باتصمیم گیری های آنها در دوران تصدی شان بیشتر آشنا کند . هنگامی که از دید یک ناظر و نه یک فاعل به وقوع برخی از حوادث تاریخی می نگریم ، همواره این نکته را باید مد نظر داشته باشیم که آنان خود نیستند تا بتوانند به دفاع از فعل خود بپردازند . لذاشایسته می دانیم که بیان کننده باشیم نه قضاوت کننده . با کمال اهمیتی که برای این شخصیت مردمی قائلم ، نقد را بهترین وسیله جهت وقوف بر ماهیت برخی از اقدامات او می دانم و معتقدم که نقد افراد و اشخاص ، چیزی از بزرگی و صلابت آنها که نمی کاهد بلکه عظمت شان را دو چندان می کند.
در باره اقدامات مرحوم امیر کبیر در دوران کوتاه صدارت (1264 تا8 126) ایشان جسته و گریخته مطالبی را به صورت کلی و جزئی در منابع و کتب تاریخی این دوره خوانده ایم . از جمله شاید خوانده باشید که با همت ایشان و جهت رفاه حال رعیت (عامه مردم ) از ظلم و تعدی حکام جور ، محاکم عرفی و شرعی در کشور ایجاد و گسترده شد. علاوه بر مورد یاد شده ، یکی دیگر از اهداف میرزا تقی خان در تأکید بر ایجاد این گونه محاکم ، جلوگیری از سنت بست نشینی خصوصأ در سفارت های روس و انگلیس بود . در این زمینه میرزا تقی خان ضمن هشدار های مؤکد به سفارت های یاد شده از آنان می خواست که به تعهدات خود در مورد پناهنده شدن ایرانیان غیر شاغل در سفارت یا تحت تابعیت خود، جدأ خود داری نمایند و در این مورد تا مرحله ستیز با آنان پیش رفت . اما بد نیست بدانیم به سال 1268 ه.ق ( نوامبر 1851 .م )و زمانی که مغضوب واقع شد و بر جان خود بیمناک شد از جاستین شیل وزیر مختار انگلیس طی نامه ای که در بایگانی رسمی لندن نگه داری می شود ، تقاضای فوری پناهندگی ( نوع حاد بست نشینی ) در سفارت انگلیس را به اتفاق همسرش ، و برادرش مطرح نمود . هرچند او به اتفاق همسر و فرزندانش به کاشان رفت و به این عمل اقدام نکرد ، و با وجود این که سفارت حاضر به دادن پناهندگی به او و همراهانش شد ، جای این سوال باقی است که منظور میرزا از این اقدام چه بوده است ؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا با تاریخ بیگانه ایم : این سوالی بود که در یکی از وبالاگ های مربوط به گروه تاریخ مطرح شده بود و در این جا نگاهی به این موضوع خواهم داشت . درتوضیح جایگاه تاریخ در ایران امروز البته جای بحث، بسیار است .از قیل و قال مربوط به آن می گذرم و به سوال مطرح شده می پردازم که می تواند گوشه ای از جایگاه تاریخ در ایران امروز را نیز در بر داشته باشد.
اولین موردی که ما را با تاریخ بیگانه کرده است بحران هویت ، خصوصأ در بین نسل جوان می باشد . زمانی که از بحران هویت می گویم مرادم ، نوعی الیناسیون و اهاله شدن نسلی است که می کوشد گمشده خود را در دیگری و جائی دیگر بیابد. بدون این که بخواهد خود را بشناسد و در این خود شناسی، به خود باوری تاریخی برسد. فقدان این خود شناسی در نسل جوان که با نوعی تجددمأبی کاذب همراه شده است و محو شدن در جاذبه های غرب (غربگرائی ) که بر دامنه این بحران اقزوده است ،روحیه بازگشت به خویشتن را در این نسل به چالشی عجیب کشانده است . چالشی که بررسی آن جز خویشتن پنداری و مروری بر خود ،(پنا بردن بر تاریخ ) گریزی دیگر ندارد.
دومین موردی که بر بیگانگی ما از تاریخ گواهی می دهد نارسائی تعاریف موجود از معنا و مفهوم تاریخ در نزد ما ایرانیان اعم از تحصیل کرده و تحصیل نکرده می باشد و نگارنده در این باره قبلا مواردی را بیان داشته ام . مسلمأ زمانی که تاریخ را سرگذشت زندگی شا هان و شرح حکومت های پیشین بدانیم ، کمترین کار برد و ارزش افرینی را برای آن قائل شده ایم و از تاریخ ،علمی وابسته به گذشته و نه امروز خواهیم ساخت ، علمی که غیبت کردن از مردگان است و ارزشی ندارد.
سومین موردی که بر بیگانگی ما از تاریخ گواهی می دهد ، آگاه نبودن بر فواید مرتبط بر علم تاریخ است که این نیز از نتایج همان تعاریف نارسا از تاریخ است .
بد نیست که به عنوان یک مسلمان بدانیم که در قرآن کریم از 114 سوره آن در حدود 14 سوره به صورت استفهام انکاری( شدید تر از امرکردن)انسان را به مطالعه در تاریخ و سیر آفاق و انفس دعوت نموده است . پس نا آشنائی بر کتاب مقدس ( قرآن ) نیز می تواند از دلایل بیگانگی ما با تاریخ باشد . تاریخ نویس بزرگ غزنوی (بیهقی ) در این زمینه می گوید « جزعقول سلیم را به ان نگرود و جز عقول سخیف را از آن نگرود .»
چهارمین مورد بر بیگانگی ما از تاریخ ، بی توجهی به فلسفه تاریخ به عنوان اصلی ترین بخش تاریخ یک ملت است . چیزی که در کشور ما هیچ گاه به آن توجه نشده است این است که محرک و موتور تحولات یک جامعه در این بخش از تاریخ نهفته است.نگاهی به تاریخ اروپا در قرون هجدهم و نوزدهم (سده های روشنگری در اروپا )به خوبی بیان می دارد که تحولات اروپا در زمینه های مختلف اقتصادی ، اجتماعی ،سیاسی مرهون این تحول اروپا در نگرش به تاریخ خود بوده است ، نگرشی که هویت زا و محرک در توسعه ملت های این قاره بوده و هست .
پنجمین مورد در بیگانگی ما از تاریخ ،حب و بغض های سیاسی موجود در نگرش اهل سیاست به تاریخ بوده است که باعث شده است عامه مردم و قشر تحصیل کرده مطالب تاریخی را مشتی دروغ پردازی های هیئت حاکمه بدانند و نسبت به آن بی تفاوت باشند .تأکید صرف محمد رضا شاه بر باستان گرائی و خلاصه کردن تاریخ ایران در حکومت شاهنشاهی از این نمونه است ، اندیشه ای که رخنه آن حتی در ادبیات معاصر مان به خوبی قابل مشاهده است . در این بیت شاعرانه از بزرگ شاعر معاصر مان (مرحوم اخوان ثالث ) هرچند از جهتی سیاسی نیست ، دقت کنید و حود ارزیابی کنید « هان کجائی ای عموی مهربان تاریخ ، بنویس : دوش ما با چاکران در نیمه شب ماه را تاسحر دیدیم و.......»
ششمین مورد از بیگانگی ما با تاریخ ، که بیشتر از جانب اهل علم مطرح شده است ، تبلیغات گستر ده و حملات سایر علوم خصوصأ علم تجربی بوده است . در این دید این سوال از سوی علوم تجربی بیان شده است که آنچه جنبه آزمون و خطا نداشته باشد و نتوان برای آن فرضیه ها ساخت و آن فرضیه ها را در بوته آزمایش قرار داد ، علم نیست و نمی تواند جنبه علمی داشت باشد . از این رو با توجه به رواج شدید اندیشه علم زدگی در جامعه امروزی ما ، چه توقعی داریم که اصلا علوم انسانی را بتوان علم نامید .
هفتمین عامل در بیگانگی ما از علم تاریخ ، برتری اندیشه توسعه محور (اقتصادی ) بر اندیشه محور و تأکید مطلق بر علوم توسعه مند از دید گاه اقتصادی است که در بند ششم به آن اشارتی داشتم .
هشتمین دلیل بر بیگانگی ما از تاریخ، بی سوادی ماست . تعبیر من از بی سوادی عدم توانائی در خواندن و نوشتن نیست که به شکر خدا و تلاش مقامات مسئول در حکومت اسلامی تقریبأ بی سوادی در کشور ریشه کن شده است ، بلکه مراد من همان جمله معروفی است که دکتر احسان نراقی در کتاب ارزشمند غروب غربت خود بیان داشته اند « متأسفانه در کشور ما دیواری کوتا ه تر از بی سوادی نمی توان یافت و هر کس دستی بر آن دارد و از آن بالا میرود ، آری زمانی که تحصیل کرده ما نمی داند که بین حقیقت و واقعیت تفاوتی هست چه انتظاری از علم نیاموخته گان این ملک داریم »
پس باید بدانیم که : تاریخ چراغ راه آینده است
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386

