تبليغاتX
ًًً WWW.SIF86.blogfa.com


ًًً WWW.SIF86.blogfa.com

تاریخی و اجتماعی و فرهنگی

ادبیات توده ای و استعمال آن درادبیات و تاریخ  ایران ما:

در مورد حزب توده و فعالیت های آن در ایران و خیانت ها این گروه ،     کتاب ها و مقالاتی بسیاری به رشته نگارش در آمده است و این روشنگری ها با نوشته شدن شرح خاطرات سران فراری این گروه در حجم وسیع و گسترده ،جای زیادی را برای چند و چون مسائل مربوط به این حزب باقی نگذاشته است . با یان همه جسته و گریخته و در لابلای ای اوراق مطالبی به چشم می خورد که   قابل پیگیری و بحث بیشتر است . خصوصأ که ناگزیر خواهیم بود  پاسخی روشن    در این زمینه ها  به فراگیران خود بدهیم ، از این رو در مجال کوتاه به یکی از این موارد مختصر اشاره ای می شود و خواننده را جهت فهم بیشتر قضایا    به منابع موجود در این زمینه ارجاع میدهم . برای ورود به بحث لطفد به قسمت ادامه مطالب مراجعه نمائید. سپاس گذارم  


::ادامه مطلب::
نوشته شده در یکشنبه 1386/11/21| ساعت 10:53 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |

تاریخ و مدد کاری اجتماعی:

 دراین قسمت از گفته ها می خواهم خود را از قید تاریخ سیاسی رهائی دهم و قدری در تاریخ اجتماعی ایران  معاصر  وارد  شوم و به نکته ای بپردازم که شاید از دیدگاه برخی از اهل تاریخ ممکن است زیاد  با مقو له تاریخ دمساز نباشد و آن بحث تاریخ و   مدد کاری اجتماعی است .  در  نکته های قبلی  در خصوص نقش زنان در دوران پهلوی اول و دوم مطالب مختصری بیان داشتم ، در این قسمت و در رابطه با این بحث نگاهی به اولین  بنیانگذار مدد کاری اجتماعی در ایران  و تلاش او در زمینه علم مدد کاری اشاره ای خواهم داشت و  آنگاه به  مقایسه  علم تاریخ و مدد کاری اجتماعی می پردازم ،   چیزی  که شاید هیچ همخوانی با هم نداشته باشند. تاچه پیش آید و چه مقبول افتد.

ادامه مطلب را در قسمت ادامه مطلب بخوانید

::ادامه مطلب::
نوشته شده در یکشنبه 1386/11/21| ساعت 6:13 قبل از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |

تقارن های میمون در تاریخ معاصر ایران :

درمباحث مربوط به فلسفه تاریخ ، مبحثی داغ تحت عنوان نقش اتفاق وتصادف در جریان وقایع تاریخی مطرح است . در این مجال اندک بر آن نیستم که در این باره چیزی بنویسم ، بلکه می خواهم به طور گذرا به یکی از این اتفاقات و تقارنات تاریخ که چیزی در خور توجه و شایسته توجه است بپردازم . از طرفی چون بحث مورد نظر باز هم به یکی از سلسله مباحث فلسفه تاریخ مربوط می شود ( نقش شخصیت ها در وقایع تاریخی ) از این مورد هم می گذرم و به توضیح اجمالی این تقارن میمون می پردازم . یکی از وقایع در دوران تاریخ معاصر کشورمان تولد چهار شخصیت ممتاز می باشد که هر یک در  مقطع زمانی خاصی در این دوره سر منشاء جریانات تاریخی مهمی شدند.  اگر چه در تولد یکی ، دو تن از آنها ، فاصله یک سال به چشم می خورد با این همه جالب است . یکی از این چهار شخصیت ، مرحوم میرزا کوچک خان جنگلی است . کتب تاریخی تولد او را در سال 1260 هجری شمسی و شهادت او را در سال 1300 هجری شمسی ذکر کرده اند این در حالی است که دومین آنها ، یعنی مرحوم رئیس علی دلاواری این شیر تنگستانی، متولد 1261 هجری شمسی و متوفی 1294 هجری شمسی ( در حقیقت شهید راه آزادی )

می باشد و سومین آنها مرحوم آیت اله کاشانی از چهره های معروف در جریان ملی شدن نفت ایران و از چهره های روحانیت شیعه ، است که تاریخ تولد او را 1261 هجری شمسی و وفات او را به سال 1340 هجری شمسی  ، بیان داشته است . و چهارمین آنها چهره ملی – میهنی و قهرمان مبارزه با استعمار انگلیس و ملی شدن نفت ایران است که تولد او را به سال 1261 هجری شمسی و وفات او را به فاصله 5 سال بعد از وفات همرزمش آیت اله کاشانی در ملی شدن نفت ایران  یعنی به سال 1345 هجری شمسی ذکر کرده اند و این کسی نیست جزء مرحوم دکتر محمد  مصدق که طبق  روایات موجود از  او در دوران ملی شدن نفت با عنوان شیر خدا نام برده می شد .   

نوشته شده در جمعه 1386/11/19| ساعت 8:20 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |

ایران ما و تی پا خور یها ی ایرانی :  شبی در ذهن خود ،  ناخود آگاه به یاد این شعر نیمائی از  سنخ اخوان ثالثی  آن  افتادم  که  دم (د معرب به فتحه ) بر آورد و گفت « من آن سنگ تی پا خورده رنجورم » شاید تا بدان وقت  به این امر نیندیشیده بودم

که این شاعر گیسو فرو  افشانده به دوش با  هاله ای فروهری، چه تعبیری از این « من » دارد و چون اهل تاریخم و تاریخ را با شعر و شاعری چندان قرابتی نمی دیدم

زحمت این را به خود ندادم که بدانم : سخن چون از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند . و این جا بود که  دانستم  ستمی مضاعف بر این  « من » روا داشته ام . دانستن این مهم دردی بر دردهایم فرو افکند و وادارم ساخت تا اززاویه تاریخ به تعبیر این « من » بپردازم . واین « دو حرف نویسم که بماند ، تو چنان بخوان که تو دانی » .

قرن نوزدهم میلادی  اگر  چه  برای  اروپائیان ، قرنی پرماجربود  و پویائی و بالندگی اروپا  را  پس ازدوران خرد و روشنگری روشنائی بخشید ، با این  همه برای حد اقل ایران و ایرانی ،  قرنی پر از تی پاخوریست . در این قرن ، چهار راه تمدن بار دیگر و از سنخی دیگر گرفتار طوفانی  به مراتب هولناک تر از قوم یعوج و مؤج و این بار متمدن تر از دیروز قرار گرفت.  هند  کشوری  افسانه ای درجنوب غرب آسیا و و در مجاورت ایران ما ، کشور دریای نور و کوه نور ،  کشوری که حفظ آن به فنای ایران ما ارجحیت داشت .از این جا بود که در قرن نوزدهم میلادی و با گسترده تر شدن حضور انگلیس در هند و ضرورت حفظ این گنج باد اورده ، میهن ما با توجه به موقعیت جغرافیائی آن در همسایگی  با  رقیب سر سخت  انگلیس یعنی روسیه ،سپر بلائی شد و همان تعبیری گردیدکه  اخوان را هم به خشم آورد . از پیامد های   آن می گذرم جرا که تا دومین موج تی   پاخوری   چه  حقارت ها که  بر آن « من » اخوانی نرفت و به تعبیر شاعر گونه :  سال ها این آسیاب  هی گشت و  گشت و البته تی  پا خوری ما هم به اتمام نرسید.  این گونه بود که با تنی رنجور خود را در آستانه قرن بیستم یافتیم . مسرور از آن که بتوانیم در سایه آرمان های انسانی این قرن که دمساز با واژه های چون ، دموکراسی   ، ناسیونالیسم ،  کاسموپولتیسم و .... خود را باز یابیم ولی تو گوئی این بار به تعبیر آل احمدی آن ، هنوز آخرین گنگره را بر بام خود نگذاشته بودیم که موجی دیگر ، چنان بر امد که این  بار آتش برهستی مان زد .  نفت این بلای قرن ،این موج دوم بود.  که این خود حدیثی دگر است   و  به  قول  ادبیاتیان  « شرح این هجران و این خون جگر ، باش و بگذار تا وقت دگر. بدرود یاران

نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/18| ساعت 10:3 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |

نیم نگاهی به حضور آمریکا در ایران سال های پایانی رزیم شاه:

برسی  حضور  آمریکا  به عنوان یکی از دولت های ذینفع در قضیه ایران به شهریور 1320 ه .ش  بر می گردد. زمانی  که  تهران در زیر چکمه های سربازان آمریکائی و سایر  نیرو های متفق به لرزه در آمد.سنگینی این چکمه های نظامی اگر چه ابتدا بر خاک تهران فشار می آورد ، در 37 سال بعد چنان بر پیکر ملت ایران فشار آورد که توان را  از هر  ایرانی چه آنکه می فهمید و در شهر بود و چه آنکه در دور ترین نقطه ایران بسر می برد و از همسایه خود  هم بی خبر بود چه رسد به اوضاع کشورش . اگر  در دوران   مشروطه   باسکرویلی  بود  که در  راه آزادی  ایرانی از قید استبدا د قاجاری  بمیرد ،  پس  از شهریور 1320 ه .ش   دیگر کمتر آمریکائی بود که در گوشه ای از ایران بر منبعی از سرمایه این ملت تسلط نداشته باشد و ایرانی را نمیراند. از کمک های آمریکا  در غالب  اصل  4  ترومن و  طرح مارشال  آن که بگذریم و همه در راستای سیاست سلطه و یغما بود ،  و همچنین از کمک آمریکا درتأسیس و آموزش نیرو های   مخوف ترین  سازمان  امنیت  داخلی  (ساواک ) و انجام اصلاحات ارضی واجتماعی با هدف امنیت منافع نیز که بگذریم  ،  نگاهی  به  آمار  و ارقام مختلف از حضور کمی و کیفی مسافران ،توریست ها ،  تاجران و بازرگانان ،    مبلغین مذهبی ومسیونر ها ،  مستشاران نظامی  و انتظامی   به خوبی یبانگر عمق نفوذ آمریکا در ایران   عصر   پهلوی دوم  در حوزه های   مختلف   سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی   ،  مذهبی،  را می رساند. جهت جلوگیری از اطاله کلام به ذکر پاره ای از این حضور گسترده اشاره می نمائیم و ارزیابی و قضاوت را به خواننده محترم می گذاریم . تا چه پیش آید و چه مقبول افتد .

در ایران حدود 500 شرکت آمریکائی با سرمایه ای بالغ بر 700 میلیون دلار  فعالیت داشتنذ .

جمع کل کمکهای آمریکا به ایران در فاصله سالهای 1332 تا1339 ه .ش حدود یک میلیارد دلار بود که به جزء ترکیه هیچ کشوری چنین کمکهای ازآمریکا در یافت نکرده بود.

- پس از کودتای 28 مرداد 1332 ه .ش یک کمک 4/68 میلیون دلاری و بعد از قرار داد کنسر سیوم درسال 1333 یک کمک 127 میلیون دلاری و سایر کمکها پس از پیوستن ایران به پیمان بغداد پرداخت شد

 از آنجاکه دربین کشورهای منطقه طرفدار آمریکا (اسرائیل ، برزیل ، اندونزی، ) ایران از همه برجسته تر بود به همین مناسبت در توافق سری اردیبهشت 1351 ، نیکسون قبول کرد به جزء جنگ افزارهای اتمی سایر سلاحهای مورد نیاز ایران بدونه جلب موافقت وزارت خارجه ودفاع به ایران داده شود .

    جمع فروش جنگ افزار های آمریکائی به ایران در فاصله سالهای 1329 تا 1356 ه . ش به      17 میلیارد دلار یعنی 20 درصد در امد نفتی ایران می شد .                                    آمریکا درحدود 37 هزار پرسنل نظامی و غیر نظامی در سال 1357 در ایران داشت کهاکثرا از مصونیت قضائی برخوردار بودند.

 حقوق هر کدام از تکنسین های آمریکائی هر ماه 9 هزار دلار بود.

 در گزارش سال 1356 سنای آمریکا اعتراف شده بود که حضور پرسنل ۀمریکائی در ایران و ناتوانائی ایرانیان در استقلال از سلاحهای آمریکائی فروخته شده ، اهرمهای را در اختیار آمریکا قرار می ده که ایران نتواند بر خلاف منافع آمریکا گام بردارد

نوشته شده در چهارشنبه 1386/11/17| ساعت 7:56 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |

نادرشاه افشار ترفندها، بخت یاری ها:

(نقش شخصیت ها و حوادث در تاریخ )

درخصوص  نادرافشار، خدمات  وفداکاری های او در  بحرانی ترین  دوره تاریخ معاصر ایران آنقدر گفته و نوشته اند که دراین مختصرنیازی به  تکرار مکررات آن نمی بینم .

اما همواره شبهات و نقاط  کوری در حکومت  او هست که قابل  بیان  باشد. نمونه های آن فراوان است :   پیرو  کدام  مسلک  بود . تاچه حدبه اصل تسامح و تساهل لااقل درعرصه دین و اعتقادات ،معتقد وپایبند بود . رشادت او عامل پیروزیش برخصم بود یا ،بخت واقبال او و.... البته  پاسخگوئی به این قبیل شبهات آسان و درخورتوجیه تاریخی وسیاسی  میباشد ، هدف و  منظورنگارنده آن است که   همواره  ودر بحث ازبنیانگذاران حکومت ها ی غیر  انتخابی  ترفندها وبخت یاری ها و اقبال دربسیاری از     مواقع  بر  درایت ها  و تکتیک ها  رجحان و  برتری داشته است ،مصداق یابی آن درتاریخ کاری سهل است و من در اینجا می خواهم به دو مورد ازاین بخت یاری ها و اقبال ها درحکومت نادر ،این عجوبه ای که گردش ایام فرصت آن را نداد که به یکی از شگفتی سازان تاریخ جهانی تبدیل شود . در تاریخ این دوره   میخوانیم که همزمان با قدرت گیری نادر و یا در سال های پایانی حکومت صفویه در ایران ، سپاه روس همزمان با برنامه های بلند مدت پطر کبیر ( اگر داستان وصیت نامه او را باور کنیم و بپذیریم ) و در راستای سیاست روسیه بزرگ ، به عملیات نظامی و توسعه طلبانه در در مناطق شمالی ایران اقدام نمود. سوال ما اینجاست که آیا با درخشش نادر ورشادت او بود که ایران از شر سپاه روس خلاصی یافت یا بخت و اقبال ایران و بالطبع نادر . با نگاهی دقیق تر به تاریخ این دوره و با کمی تأمل می توان دریافت که

آنچه سپاه روس را به خروج سریع  از ایران   وادار نمود البته شیوع بیماری مهلک و کشنده ای بود که باعث تلفات 20 هزار نفری نیرو های روس و همچنین خبر درگذشت پطر کبیر بود که نادر را از جنگی بزرگ و فرسایشی رهائی داد . هرچند این خروج بدون باج نبود و روس هابا به دست آوردن دو امتیاز ایران را به قصد روسیه ترک نمودند و آن دو عبارت بودند از: الف :  دادن  اجازه به   بازرگانان روسی در ایران جهت فعالیت های تجاری و  ب:حذف موانع گمرکی از بازرگانان روسی . و می دانیم نادر با پذیرش این خواسته ، موفق به بیرون راندن روس ها از ایران شد
نوشته شده در سه شنبه 1386/11/16| ساعت 10:14 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |


قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا

src="http://dariushloves2.persiangig.com/Dariush-kod/Dariush-SHAHR-e-GHAM.wma" style="border:1 black solid; background-color:#000000;" width="140" height="65" type="application/x-mplayer2" autostart="true" loop="true" SHOWSTATUSBAR="1" ShowPositionControls="0">
www.bahar-20.com --> Bahar-20 بهاربيست

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست