تبليغاتX
ًًً WWW.SIF86.blogfa.com


ًًً WWW.SIF86.blogfa.com

تاریخی و اجتماعی و فرهنگی

نیم نگاهی به وضعیت زنان در دوره پهلوی اول و دوم : تاریخ نویسی در ایران همواره از بزرگترین نقیصه ای که بر خوردار  بوده و هست  عدم  پرداختن  به  حضور زنان در صحنه اجتماعی  وتاریخی می باشد . هرچند جسته و گریخته در گوشه و کنار کتب تاریخی به   نقش   کم  رنگ زنان در وقایع مختلف اشاره شده است، با این وجود و حتی با شروع انقلاب مشروطه و ایجاد تحولی نوین در تاریخ نویسی ایران ، مع الهذا همچنان این حضور کم رنگ بوده است و از جمله  علل آن  گذشته  از مصونیت های که برای این حضور کم رنگ زنان از بعد دینی و عقیدتی بیان شده است (تأکید دارم که مصونیت و نه محدودیت ) ،  بینش  مرد  سالار و به تعبیر دکتر رضا براهنی تاریخ مذکر و وجود پارهای  از  افکار  فاشیسم گونه  در  باب زنان ( زن موجودی است که آوردن کودکان و آشپزخانه و نظافت تنها وظیفه اوست )   در بین  افکار  عامه مردان جامعه را می توان نام برد.با این وجود درعصر پهلوی اول و با اقداماتی که او به عنوان پیشرفت به سوی دروازه های تمدن آغاز نمود اگر چه در بعد    منفی  آن هویت زن ایرانی را نشانه رفت و  مصونیت اورا سلب نمود و حتی باعث حضور کم رنگ تر او در صحنه اجتماعی شد(درابتدای امر)   با این  وجود  بسیاری  از زنان با ورود به عرصه های مختلف اجتماعی به تعبیری  زمینه های  بنیانگذاری جنبش فومینستی را در شکل و قالب ابتدای آن   فراهم نمودند ،   گسترش  مدارس   دخترانه  ، گسترش دانشسرا های عالی تربیت دختران ، هموار کردن راه برای ورود آنان به دانشگاه هر چند درغالب برنامه های غربی کردن زن ایرانی انجام می گرفت ، برای زن ایرانی گرفتار در تعصب مرد سالارانه مجالی برای ابرازشایستگی های خود درعرصه های گوناگون را فراهم نمود والبته زن ایرانی به خوبی به این مهم واقف بود که هنوز در ابتدای راه است،  چرا  که  این  ظاهر سازی های رضا شاهی به زودی بر همگان معلوم شد و آن زمانی بود که  همچنان  زنان از بخش عظیمی از حقوق اجتماعی خود محروم بودند از جمله این موارد می توان به :نداشتن حق رای ، نداشتن اجازه مشارکت در امورسیاسی حق طلاق از همسرانشان ، حق سرپرستی و حضانت از اطفال ، دریافت گذر نامه   بدون  اجازه شوهرانشان و .... محروم بودند .بااین اوصاف زن ایرانی موقعیت را مغتنم شمرد و ازاین باد آورده ،استفاده نمود تا بتوان موجودیت خود را ابراز نماید و ما این امر را در جریان انقلاب اسلامی و جنبش بیداری زن ایرانی به خوبی مشاهده نمودیم .   در عصر  پهلوی دوم این سیر همچنان ادامه یافت ، با این تفاوت که برخی ازقوانین جدید به یاری زنان جامعه امد از جمله در سال 1346 به موجب  قانون خانواده ، زنان در امر زناشوئی و کار دارای حقوق قانونی شدند . آمار و ارقام درسال های پایانی پهلوی دوم حکایت  از رشد نسبی  حضور زنان  در   عرصه های اجتماعی و سیاسی بود هرچند که دیدگاه موجود همچنان دیگاهی ابزار انگارانه نسبت به زن و حضور او در جامعه بود  با این اوصاف :  تعداد   زنان   دارای  تحصیلات عالیه از 5 هزار در سال   45 13به   7400 نفر   در سال 56 13ه .ش رسید .    صد درصد مربی مهد کودک ها ،54 درصد آموزگاری دبستانها ، 3 درصد دبیری دبیرستانها ، را زنان در اختیار خود داشتند و در سال 54 13 ،   سه زن در کابینه ، چهار زن در مجلس سنا ، هفده زن در مجلس عوام حضور داشتند .  در سال 51 13،   4/1  میلیون زن   رسما  مشغول به کار بودند که از این میان 64 درصد در صنعت ،  22 درصد   دربخش خدمات ،   11  درصد در بخش کشاورزی  و 3 درصد در سایر بخشهابه کاراشتغال داشتند . « باتشکر »
نوشته شده در شنبه 1386/11/13| ساعت 9:54 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |

ایرانیان و تشکیل دولت صهیونیستی در منطقه فلسطین :

در خصوص تشکیل دولت  غاصب  صهیونیستی  در سرزمین فلسطین  کتاب ها و مقالات متعددی به  رشته  نگارش در آمده است و هر یک ازا بعادی مسئله تشکیل دولت صهیونیستی را مورد  ارزیابی  قرار داده اند. در این میان کمتر مطلبی در مورد ایرانیانی  که   در تشکیل  این  دولت   غاصب   سهیم بوده اند به میان آمده است.

هر چند این مهم خود نیاز مند تحقیقی جامع است ، نگارنده دراین جا و صرف اطلاع همکاران گرامی به ذکر گوشه ای از این واقعه و نقش یکی از دانشجویان ایرانی در تشکیل دولت صهیونیست  اشاره می نمایم . پیش از  این ابتدا به جزئیاتی از اعزام محصل به اروپا در عصر قاجار  خواهم  پرداخت و سپس به مطلب اصلی می پردازم .

در مورد اعزام اولین لژیون دانشجویان ایرانی به اروپا تمامی  منابع  تاریخی معتقدند به دنبال   شکست  ایران  در  جنگهای فرسایشی با روسیه در عصر فتحعلی شاه ، لزوم   انجام  اصلاحات  ازجانب  طبقه  حاکم و در رأس آنها مرحوم عباس میرزا نایب السلطنه ضروری  تشخیص  داده  شد  و به دنبال آن لزوم اعزام دانشجو به فرانسه ( بر اساس توافق انجام گرفته با فرانسه   در قرارداد   فین کنشتاین ) فراهم شد و همزمان با سیر حوادث و پشت پا زدن   فرانسه به ایران درآشتی با روسیه در جریان عهد نامه تیلیسیت اعزام این گروه از برگزیده گان دربار به انگلیس فراهم شد. از این گروه   و سایر  دانشجویان که به اصطلاح با بورس دولت قاجار به کشور های اروپائی برای تحصیل فرستاده شدند ،  که بگذریم،   جسته  و گریخته ، خانواده های متمول ایرانی ،  اعم  از  بازرگان و تاجر  و حاکم  و  رابط  با بارزگانان خارجی یا سفارت های خارجی اقدام به فرستادن  فرزندان  خود جهت  تحصیل  به  کشور های اروپائی و در رأس آنها ، فرانسه نمودند .  از جمله  این  افراد  که  فرزند  خود  را جهت تحصیل به فرانسه فرستاد می توان از مالکوم ،  تاجر  و بارزگان معروف ایرانی بوشهری نام برد  

فرزند او ، جیمز هاراطون مالکوم متولد 1868 میلادی ومتوفی 1928 میلادی،دربوشهر به دنیا آمد خانواده او برای کمپانی هند شرقی در بوشهر فعالیت می کرد   و تحت  الحمایه آنها بود . او در سال 1917 میلادی به همراه سایکس و سوکولف (یهودی ) برای مذاکره با دولت فرانسه در باره هدفهای ارامنه و یهودیان به پاریس  رفت و  رابط صهیونیست ها  با دولت  فرانسه شد .  مارک سایکس  که با یهودیان رابطه زیادی نداشت از مالکوم خواست رابط او با صهیونیست های انگلیس هم شود .  مالکوم  در سال  1917 میلادی اولین ملاقات بین سایکس و دکتر حیم وایزمن (تئوریسین و از جمله پایه گذاران مکتب صهیونیست ) را ترتیب داد . در این ملاقات وایزمن ، به بیان نظر صهیونیست ها برای تشکیل یک وطن ملی یهودی که یهودیان همه کشور ها  بتوانند  به آن  جا مهاجرت   نمایند   را  به سایکس داد ، و پیشنهاد تهیه این برنامه را به او داد . این فکر مورد تأئید سایکس قرار گرفت و دولت بریتانیا هم  در مراحل   بعد آن  را تأید کرد . و  بنا  بر این یک ایرانی تحصیل کرده در دانشگاه هارو انگلیس ،  زمینه را  برای  صدور بیانیه  بالفور  در  روز  2 نوامبر 1917 میلادی فراهم ساخت این  در حالی بود که  یک ایران  رانده  شده از وطن و حقوق بگیر  انگلیسی ها به    نام سید ضیاءالدین طباطبائی نیز در   سرزمین فلسطین مشغول کمک به طرح اسکان یهود در این منطقه بود که هر دوی این موارد می تواند موضوع تحقیق جامعی قرار گیرد . « با سپا
نوشته شده در شنبه 1386/11/13| ساعت 6:15 قبل از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |

تاریخ معاصر ، معنا و مفهوم آن :

همیشه در امر تدریس کتاب تاریخ معاصر ایران این موضوع برایم مطرح بود که منظور از معاصر چیست ، و  صد البته تااین موضوع برایم معلوم نمی شد نمی توانستم به تدریس آن بپردازم ، چرا که   همواره به عنوان  یک معلم تاریخ  معتقدم هر کتابی را کلید فهمی است که اگر   آنرا به دست دانش آموز بسپا ری ، در هر جلسه درسی

راضی و خشنود از امر تدریس ، محراب تدریس را برای قرائتی دیگر ترک خواهی کرد . از  اینرو  شایسته می نمود ابتدا بر خو د معلوم  سازم که   الف:  منظور  از معاصر چیست و ب: چرا تاریخ معاصر ایران را از صفویه و در برخی دوران در تألیف کتاب تاریخ معاصر ، از قاجاریه شروع و تا دوران  حال را  شامل می شد.   هر  چند    نتوانستم پاسخی در خور  بیابم ولی در طول چندین  سال کاری نکته ای برایم روشن شد که منظور از معاصر :   مجموعه ای از حوادث یا سلسله ای از وقایع که در گذشته اتفاق افتاده و با گذشت چندین سال از وقوع آنها ، تأثیرات آن به حدی است که همچنان و خارج از اراده ما بر زندگی امروزمان بشدت سایه افکنده  و ما را باخود می برد . البته این جانب به جبر تاریخ معتقد نیستم و همواره بر این عقیده ام  که از آنجا که انسان است که تاریخ را می سازد ، پس میتواتند بر آن تأثیر گذار یا از آن تأثیر بپذیرد. با این اوصاف سعی نموده ام در یکی دو جلسه اول  به  باز  سازی ذهن دانش آموز تاریخ معاصر در خصوص معنا و مفهوم معاصر آن بپردازم ، چرا که  دانش  آموز در جواب این سوال معلم تاریخ که معاصر یعنی چه می گوید:هم عصر بودن .  و  چون می پرسی  

باچه  کسی یا باچه حادثه ای ،  نمی تواند  پاسخی  بیان نماید . با آوردن مثالهائی چند ، دیگر نیازی به پاسخ گوئی به  سوال دوم  نبود  چرا  که  در هر جلسه درسی خود دانش آموزان مثال های را از لابه لای مطالب کتاب مطرح و پیرامون آن سوالاتی درخور بیان می داشتند و کلاسی جذاب را برای خود رقم می زنند . پس شایسته می دانم که همکاران محترم این تجربه را جهت آزمون و خطا بودن آن بیازمایند تا این جانب نقاط ضعف آن را شناسائی و به اصلاح خودم اقدام کنم . « با سپاس
نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/11| ساعت 6:34 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |

به توپ بستن مجلس او ل توسط مجمد علی شاه ، کمیت و کیفیت آغاز و انجام آن :

از جمله مسائل دیگری که از نظر اینجانب در تاریخ معاصر ایران کمتر به اصل واقعه از بعد ویژگی های یک اهل تاریخ و مورخ به آن توجه شده است ( بیان واقعیت و پرهیز از پیش داوری )مربوط به واقعه به توپ بستن مجلس اول است . در این خصوص ابتدا به  طرح  این پرسش  می پردازیم  که صرف  ماهیت  استبدادی محمد علی شاه و تربیت  روسی او  و سوء قصد  مشروطه خواهان  به  کالسکه او ،  می تواند  توجیه مناسبی برای حمله شاه به مجلس به عنوان سمبل مشروطه باشد یا نه و سپس به شرح اصل ماجرا می پردازیم: اگر از بعد تحلیلی نظری بر این حادثه مهم داشته باشیم  درخواهیم یافت که  در این  اقدام  محمدعلی  شاه  چندان که در بسیاری از کتب تاریخی مبظوط است عجوالنه دست به این اقدام نزد . اصل ماجرا چیز دیگری را بر اهل تاریخ مشخص میسازد و پارهای شبهات را  در این باره باعث می شود. اصل ماجرا چنین است که گویا در ساعت 3 بعد از ظهر در حالی  که ماشین  دودی شاه در جلو و خود شاه در کالسکه در پشت ماشین در حال گردش بودند حمله با نارنجک به ماشین شاه انجام گرفت . انفجار حاصل از این عمل باعث جراحت های به شاه گردیدو این امر می تواند دلیلی بر واقعی بودن حمله به شاه باشد . پس از سوءقصد مشروطه  خواهان به شاه  (صرف نظر از ساختگی یا واقعی بودن آن) تحقیقات در مورد حادثه بلافاصله آغاز شد .  در تحقیقات  اولیه  8 نفر از نمایندگان مجلس که از مشروطه خواهان سرسخت بودند به عنوان متهم شناخته شدند  و از آنجا که بنا به درخواست شاه جهت انجام باز جوئی از این عده ، مجلس بنا به مصونیت قضائی از این در خواست طفره رفت . در مرحله بعد شاه    از مجلس خواست نمود نسبت به خلع سلاح محافظان   مجلس  اقدامات لازم  را  انجام  دهند .  مجلس نه تنها از این درخواست شاه هم خوداری نمود بلکه مر حومین آیت اله طباطبائی و بهبهانی اقدام به فراخوانی و بسیج  نیرو های مردمی از شهرستان ها برای مقابله با در خواست های شاه و پاسداری  مجلس نمودند . در این  مرحله بود که شاه در صدد مقابله با مجلس بر آمد و از ریاست ستاد ارتش روسیه در قفقاز و وزارت جنگ آن کشور جهت استفاده از قوای تحت فرماندهی لیاخوف وارد مذاکره شد و توانست تأئیدیه لازم را بگیرد با این وجود  برای  چندمین  بار  قاسم  آقا  میر پنج ،  از افسران قزاق را  نزد  نمایندگان مجلس فرستاد و   درخواست   خود را مجددأ بیان نمود. با مجدد مجلس ، محاصره آغاز شد و برای  چهارمین  بار  موضوع   مطرح شد  و در این میان حادثه ای مقدمه به توپ  بستن  مجلس را  باعث شد  و آن  این بود   که جمعی از محافظان مجلس به طرف سربازان شلیک نمودند و در این بین سه تن از آنان کشته شد. و نهایتأ با این اقدام  محافظین مجلس ، گلوله باران آن را به همراه داشت.            

نوشته شده در سه شنبه 1386/11/09| ساعت 5:57 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |

  

ترور رزم آرا ، اسرار و حقیقت آن :

درجریان ملی شدن  نفت ، یکی از  وقایعی که در پس  پرده  قرار گرفت و  همچنان بر بسیاری از اهل تاریخ پوشیده مانده است . ترور سر لشکر رجبعلی رزم آرا ، نخست وزیر وقت  ایران و   از  مخالفان به  نام  ملی شدن  نفت است .در این   مجال کوتاه نگاهی مختصر به علل ترور رزم آرا خواهیم داشت و سپس به نکته ای اشاره خواهم نمود در تاریخ  معاصر  ایران  و بعد از  شهریور  1320 ه. ش و به دنبال آن در جریان مبارزه که ترور رزم آرا را توسط فدائیان اسلام تحت الشعاع قرار می دهد.

 و اما : رزم آرا .

رجبعلی رزم آرا مدارج ترقی خود را از اواخر دوران قاجار آغاز نمود و پس از گذراندن دوران  آموزش های نظامی  در اروپا (احتمالا در مدرسه نظامی سن سیر فرانسه، البته تا آن جا که حافظه نگارنده می داند )به کشور باز گشت و به دلیل آشنائی با فنون رزم کوهستان و استعدا بسیاری که در امور نظامی داشت و خصوصأ پس از آن که  توانست  مقاومت  شورشیان  بختیاری و  بویر  احمدی را با  تکتیک های  جنگ کوهستان در هم شکند ، در نزد رضا شاه جایگاه بسیار مهمی یافت که کمتر کسی را مجال دست یابی به آن بود . به دلیل خدمات دیگری که در امور نظامی داشت ، مانند ترسیم اولین نقش های نظامی از مناظق مختلف ایران محبوبیتی دوچندان در نزد رضا شاه پیدا نمودو همین امر باعث شد بعد ها از افراد  مورد   مشورت   محمد رضا شاه قرار گیرد   و تا مقام   ریاست   ستاد   ارتش شاهنشاهی را عهده دارشود ،مقامی که افسران باسابقه تر را هرگز  مجال  دستیابی  به آن نبود . رزم آرا پس از شهریور 1320 ه.ش و با کمک های که در اختیار نیرو های متفقین قرار داد و نیز  استفاده از استعد اد ها و  قابلیت های  خود  توجه   دولت های   متفق  را به   خود جلب کرد ،( خصوصأ انگلیسی ها را ) و تحت همین شرایط بود که پس از سقوط دولت منصور و ناکامی او در جلوگیری از ملی شدن نفت ، گزینه ای مناسب برای نخست وزیری    تشخیص داده شد. این اولین دولت نظامی در ایران پس از شهریور 1320 ه .ش بود . رزآم آرا با موقعیتی که یافت بازی خطر ناکی را آغاز کرد که سرانجامی جزء ترور او را به همراه نداشت .خلاصه آن که او در صدد بر آمد با استفاده از فرصت پیش آمده قدرت را در  اختیار  خود گیرد . نزدیکی بیش  از حد  او به دولت های  متفقین با عث احساس  خطر شاه گردید  . این وقایع درست در زمانی به وقوع پیوست که مخالفت های او با ملی شدن نفت  زمینه های  ترور او  را  توسط  فدائیان اسلام فراهم می نمود . اطلاع رکن دوم ارتش از این اقدام فدائیان اسلام و گزارش آن به شاه مقدمات از میان بردن رزم آرا برای در بار مهیا نمود  . این مهم می بایست همزمان با نقشه فدائیان انجام می گرفت تا با این کار  دو هدف  عمده حاصل  آید : اولا : از دسیسه های رزم آرا رهائی یابد  و ثانیأ :  بهانه ای  برای  سرکوبی  فدائیان  اسلام  فراهم آید.استاد محمد ترکمان  در کتاب  اسرار  قتل  رزم آرا دراین باره چنین می نویسید: پیش از آنکه گلوله ای از اسلحه  خلیل  طهماسبی شلیک شود رزم آرا مورد اصابت گلوله ای که از فاصله دور شلیک شده بود ، قرار گرفته بود (ایضأ و بر اساس حافظه نگارنده ) مقارنت این حادثه با مراسم ترحیم یکی از آیات عظام درمسجد سپهسالار (شهید مطهری فعلی ) و انتخاب رزم آرا برای شرکت در این مجلس ترحیم از سوی دربار حکایت از آگاهی دربار از ترور رزم آرا و دخالت آنها در این واقعه داشت.    

 

نوشته شده در دوشنبه 1386/11/08| ساعت 10:42 بعد از ظهر| توسط سیف اله صالحی سده | |


قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا

src="http://dariushloves2.persiangig.com/Dariush-kod/Dariush-SHAHR-e-GHAM.wma" style="border:1 black solid; background-color:#000000;" width="140" height="65" type="application/x-mplayer2" autostart="true" loop="true" SHOWSTATUSBAR="1" ShowPositionControls="0">
www.bahar-20.com --> Bahar-20 بهاربيست

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست